|
من و تقدیر سردم دست در دست چه فرقی می کند هشیار یا مست؟! تو رفتی روح من مرد و تنم ماند وجسمی که نمی دانم چرا هست! من این جا ماندنم ناچاری ام نیست که ترجیح قراری بر فرار است خیالم فتح اوج قله ها بود! چرا چشمان تو پای مرا بست؟ مرا در من شکست وگوشه ای ریخت غرور سنگی کوهی که نشکست هزار آب از سرم حالا گذشته هزار آب از سر این دره ی پست. پلان آخر این قصه این است : من و تنهایی من دست در دست... از : رویا باقری
تصور کن بهاری را که از دست تو خواهد رفت خم گیسوی یاری را که از دست تو خواهد رفت شبی در پیچ زلف موج در موجت تماشا کن نسیم بی قراری را که از دست تو خواهد رفت مزن تیر خطا ! آرام بنشین و مگیر از خود تماشای شکاری را که از دست تو خواهد رفت همیشه رود با خود میوه ی غلتان نخواهد داشت به دست آور اناری را که از دست تو خواهد رفت به مرگی آسمانی فکر کن ! محکم قدم بردار به حلق آویز ، داری را که از دست تو خواهد رفت
صدای ناله های ما به آسمان نمی رسد به گوش یک فرشته هم صدایمان نمی رسد کنار شعرهایمان اگر که جان دهیم هم کسی به داد شعرهای نیمه جان نمی رسد اگرچه زندگی امید ... اگرچه مرگ چاره ساز... ولی به داد درد من نه این نه آن ... نمی رسد! بتاز رخش نازنین به دست رستمی دگر که این دوپای خسته ام به هفت خان نمی رسد مرا به سیب قرمز بهشت خود محک نزن که روسیاهی دلم به امتحان نمی رسد تو می روی و قصه هم به آخرش رسیده که دگر زمان به گفتن ِ:( گلم بمان ) نمی رسد تمام سرنوشت من شده همین که دیده ای: کسی که هرچه می دود به کاروان نمی رسد دلم گرفته از خودم از این من ِ بدون تو و ناجی همیشگی که ناگهان ... نمی رسد گلایه نیست خوب من،ولی بگو که تا به کی کلاغ قصه های ما به آشیان نمی رسد؟ از : رویا باقری
چه ساده ام که به عشقت هنوز پابندم به روزگار خودم جای گریه می خندم چه ساده ام که پس از این هزار و هجده سال هنوز هم به قراری که بسته ای بندم: که می رسیّ و برای همیشه می مانی و می دهی به نفس های خسته ام جانی به انتهای خودم می رسم به این بن بست همیشه قصه ی بی سرپناهی ام این است همیشه آخر هر اتفاق می بازم برنده باشی اگر،من به باخت می نازم ... نشسته کنج قفس یک پرنده ی زخمی تو حال خسته ی من را چگونه می فهمی؟ پرنده ایّ و قفس را ندیده ای هرگز تو طعم تلخ قفس را چشیده ای هرگز؟ نشسته زیر پرت آسمان...چه خوشبختی همیشه دور و برت آسمان...چه خوشبختی تو از پرنده ی بی بال و پر چه می دانی؟ تو ای پرنده ی پر شور و شر...چه می دانی؟ دوباره سادگی ام کار می دهد دستم نمی شود که از عشقت گذشت،دلبندم! اگر چه سر به هوایی،قرار یادت نیست هنوز هم به قراری که بسته ای بندم هنوز هم که هنوز است حین هر باران تو را برای نفس هام آرزومندم تو سهم عاشقی ام... نه ،نبوده ای هرگز به روزگار خودم جای گریه می خندم از : لیلا عبدی
دلم خیلی گرفته
سایت دانشگاهم غریبی خیلی سخته emo is love
بگذاز منفورباشی به خاطر چیزی که هستی تا محبوب باشی به خاطرچیزی که نیستی فرق است بين دوست داشتن و داشتن دوست. دوست داشتن امري لحظه ايست ولي داشتن دوست استمرار لحظه هاي دوست داشتن است
من نمي خوانم اين باران است كه مي بارد بر ناودان دلم از اسمان خيال تو
خاك ،جان يافته است تو چرا سنگ شدي؟ تو چرا اينهمه دلتنگ شدي؟ باز كن پنجره را و بهاران را باور كن
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت و هی این و آن سرسری آمد و رفت ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشا نکرد * * * و رفتند و بعدش و فردای آن روز و من روی آن در نوشتم:
ما هم دیگه به سرو سامون رسیدیم رتبه ی کنکور سراسریم توی ریاضی ۵۰۰۰ شد و کنکور زبان هم ۹۴۷ مهندسی فناوری اطلاعات دانشگاه صنعتی شاهرود قبول شدم مرسی که واسم دعا کردید
Luv is like a cloud...
کسي مي گويد که گراني اينجاست دوره ي ارزانيست چه شرافت ارزان! بي وفايي ارزان! و دروغ از همه چيز ارزان تر! و چه تخفيف بزرگي خورده است قيمت هر انسان
یادت باشه: دوستی تملک تو بر کسی یا چیزی نیست. دوستی مثل بوییدن سیبی است بدون اینکه به آن گازی بزنی و عشق گاز زدن سیب است یعنی که بخواهی آن را مال خودت کنی. اینم واسه اونی که یه روزی از راه میرسه
فهمیدن عشق را چه مشکل کردند ما را ز درون خویش غافل کردند انگار کسی به فکر ماهی ها نیست سهراب بیا که آب را گل کردند دلم گرفته.... کسی رو ندارم .....
اگه يه روز کسي بهت گفت دوست دارم سعي نکن بهش بگي دوستش داري اگه گفت عاشقتم سعي نکن عاشقش بشي اگه گفت همه ي زندگيش تويي سعي نکن همه ي زندگيش باشي ِ چون يه روز مياد و بهت ميگه ازت مُتنفرم اونوقت تو نمي توني سعي کني ازش متنفر بشي
|
About![]()
به دیدارم بیا هر شب در این تنهایی تنها وتاریک خدا مانند Archivesهفته دوم آبان 1388هفته اوّل آبان 1388 هفته چهارم مهر 1388 هفته اوّل مهر 1388 هفته سوم شهریور 1388 هفته دوم شهریور 1388 هفته اوّل شهریور 1388 هفته چهارم مرداد 1388 هفته سوم مرداد 1388 هفته سوم تیر 1388 هفته چهارم خرداد 1388 هفته دوم فروردین 1388 هفته اوّل فروردین 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته سوم اسفند 1387 هفته دوم اسفند 1387 هفته اوّل اسفند 1387 هفته چهارم بهمن 1387 هفته سوم بهمن 1387 هفته دوم بهمن 1387 هفته اوّل بهمن 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته دوم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته چهارم آذر 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته دوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته چهارم آبان 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 Links
شيدا |