کتاب الدوز وکلاغ های
کتاب الدوز وکلاغ های
اولدوز گفت: زن بابام میگوید تو هر کاری بکنی کلاغه میآید خبرم میکند.
ننه کلاغه از ته دل خندید و گفت: دروغ میگوید جانم، قسم به این سر سیاهم من چغلی کسی را نمیکنم. آب خوردن را بهانه میکنم میآیم لب حوض، بعدش صابون و ماهی میدزدم و در میروم.
اولدوز گفت: ننه کلاغه دزدی چرا؟ گناه دارد.
ننه کلاغه گفت: بچه نشو جانم، گناه چیست؟ گناه این است که دزدی نکنم تا خودم و بچههایم از گرسنگی بمیریم. گناه این است که صابون بریزد زیر پا و من گرسنه بمانم، من دیگر آنقدر عمر کردهام که این چیزها را بدانم. این را هم تو بدان که با این نصیحتهای خشک و خالی نمیشود جلوی دزدی را گرفت. تا وقتی که هرکس برای خودش کار میکند دزدی هم خواهد بود.
اولدوز و کلاغها /صمد بهرنگی
اولدوز گفت: زن بابام میگوید تو هر کاری بکنی کلاغه میآید خبرم میکند.
ننه کلاغه از ته دل خندید و گفت: دروغ میگوید جانم، قسم به این سر سیاهم من چغلی کسی را نمیکنم. آب خوردن را بهانه میکنم میآیم لب حوض، بعدش صابون و ماهی میدزدم و در میروم.
اولدوز گفت: ننه کلاغه دزدی چرا؟ گناه دارد.
ننه کلاغه گفت: بچه نشو جانم، گناه چیست؟ گناه این است که دزدی نکنم تا خودم و بچههایم از گرسنگی بمیریم. گناه این است که صابون بریزد زیر پا و من گرسنه بمانم، من دیگر آنقدر عمر کردهام که این چیزها را بدانم. این را هم تو بدان که با این نصیحتهای خشک و خالی نمیشود جلوی دزدی را گرفت. تا وقتی که هرکس برای خودش کار میکند دزدی هم خواهد بود.
اولدوز و کلاغها /صمد بهرنگی
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم تیر ۱۳۹۵ ساعت 21:51 توسط مریم فرخ مهر
|
مریم فرخ مهر