داستان زیبای استیو جابز

سالها پیش پسربچه ی فقیری ازجلوی یه مغازه ی 
میوه فروشی رد میشد که بطور اتفاقی چشمش 
به میوه های داخل مغازه افتاد، 
صاحب مغازه که پسرک را تو اون حال دید
دلش سوخت ورفت یه سیب ازروی میوه ها برداشت 
و دادبه پسربچه.
پسربچه باولع زیادسیب رابه دهانش بردو 
خواست یه گازمحکم به سیب بزند که یه فکری
به ذهنش خطورکرد، 
اون باخودش گفت بهتره این سیب را ببرم 
دم یه مغازه ی دیگه و بادوتا سیب کوچکتر عوض کنم 
و این کارا انجام دادو بعدیکی از سیبها راخورد
و اون یکی راهم به یه نفر فروخت و باپولش دوباره 
دوتا سیب خرید و این کار را اینقدر انجام داد
تا اینکه تونست یه مقدارپول جمع کنه
وبعدش با این پول ها دیگه برای خرید سیب 
سراغ میوه فروش نمیرفت و مستقیمأ از جایی که 
میوه فروش میوه تهیه میکرد میوه میخرید.
چندسال گذشت و حالا دیگه اون پسرک 
بزرگترشده بودو با این کارش موفق شده بود
مغازه ای دست وپا کنه و کم.کم بااین مغازه 
اوضاع مالیش خوب شده بود. 
اون جوان دیگه به این پول ها راضی نمیشد
وسعی کرد برای خودش یه کاردیگه ای دست وپا کنه وباهمین هدف یه شرکت کوچیک تولیدقطعات الکترونیک دست وپا کردو چندنفر را هم سرکار گذاشت 

چندسالی گذشت...
و او شرکتش راگسترش داد و بجای چند نفر، 
چندین هزار نفر رو استخدام کردو بجای تولید قطعات شروع به ساخت موبایل ولب تاب کرد و موفق به تولید بزرگترین و باکیفیت ترین موبایلهای دنیا شد، 

اون شخص کسی نبود بجز "استیوجابز" مالک معتبرترین برند موبایل و لب تاب دنیا "اپل"

"استيو جابز" در یه مصاحبه گفته:
علت اینکه شکل مارک جنسهای من عکسه سیبه، 
""به این دلیله که یادم نره کی بودم و هرگاه خواستم مغرور بشم گذشته م رو بادیدن این سیب به یادبیارم""

داستان روانشناسی سوسیس و تقلید کارها

شخصی میگفت :
به همسرم گفتم:
همیشه برای من سوال بوده که چرا تو همیشه ابتدا سر و ته سوسیس را با چاقو می‌زنی، بعد آن را داخل ماهیتابه میندازی ؟!
او گفت:
علتش را نمی‌دانم این چیزی است که وقتی بچه بودم از مادرم یاد گرفتم.
چند هفته بعد،وقتی خانواده همسرم را دیدم از مادرش پرسیدم:
که چرا سر و ته سوسیس را قبل از تفت دادن میزنه؟
او گفت:
خودم هم دلیل خاصی برایش نداشتم. هیچ‌وقت ... اما چون دیدم مادرم این کار را می‌کند، خودم هم همیشه همان را انجام دادم ،
طاقتم تمام شد و با مادربزرگ همسرم تماس گرفتم تا بفهمم که چرا سر و ته سوسیس را می‌زده!
او وقتی قضیه را فهمید خندید و گفت:
در سال‌های دوری که از آن حرف می‌زنی، من در آشپزخانه فقط یک ماهیتابه کوچک داشتم و چون سوسیس داخلش جا نمی‌شد، مجبور بودم سر و ته آن را بزنم تا کوتاه‌تر شود ... همین !

به برخي رفتارها فكر كنيد. در موردش تحقيق كنيد. شايد خيلي از اينها مانند داستان ما ريشه اي اتفاقي داشته باشد كه به مرور زمان به شكل كنوني خود رسيده اند

بهترین و بدترین شغل دنیا!!!

اننده تاكسي گفت: 
«مي‌دوني بهترين شغل دنيا چيه؟» 
گفتم: «چيه؟» 
گفت: «راننده تاكسي.» 
خنديدم. 
راننده گفت: 
«جون تو... 
هر وقت بخواي مياي سركار، 
هر وقت نخواي نمياي، 
هر مسيري خودت بخواي ميري، 
هر وقت دلت خواست 
يه گوشه مي‌زني بغل استراحت مي‌كني، 
هي آدم جديد مي‌بيني، 
آدم‌هاي مختلف، 
حرف‌هاي مختلف، 
داستان‌هاي مختلف... 
موقع كار مي‌توني راديو گوش بدي، 
مي‌توني گوش ندي، 
مي‌توني روز بخوابي شب بري سر كار، 
هر كيو دوست داري مي‌توني سوار كني، 
هر كيو دوست نداري سوار نمي‌كني، 
آزادي، راحتي.»

ديدم راست مي‌ گه ... 
گفتم: «خوش به حالتون.»

راننده گفت: 
«حالا اگه گفتي بدترين شغل دنيا چيه؟» 
گفتم: «چي؟» 

راننده گفت: «راننده تاكسي.»

بعد دوباره گفت: 
.. هر روز بايد بري سر كار، 
دو روز كار نكني 
ديگه هيچي تو دست و بالت نيست، 
از صبح هي كلاچ، هي ترمز، 
پادرد، 
زانودرد، 
كمردرد، 
با اين لوازم يدكي گرون، 
يه تصادفم بكني كه ديگه واويلا مي‌شه، 
هر مسيري مسافر بگه 
بايد همون رو بري، 
هرچي آدم عجيب و غريب هست 
سوار ماشينت ميشه، 
همه هم ازت طلبكارن، 
حرف بزني يه جور، 
حرف نزني يه جور، 
راديو روشن كني يه جور، 
راديو روشن نكني يه جور، 
دعوا سر كرايه، 
دعوا سر مسير، 
دعوا سر پول خرد، 
تابستون‌ها از گرما مي‌پزي، 
زمستون‌ها از سرما كبود مي‌شي. 
هرچي مي‌دويي آخرش هم لنگي.»

به راننده نگاه كردم. 

راننده خنديد و گفت: 
«زندگي همه چيش همين‌جوره. 
هم مي‌شه بهش خوب نگاه كرد، 
هم مي‌شه بد نگاه كرد»

"الگوی زیبایی برای دیگران باش" سعی کن کسی که تو را می بیند، آرزو کند مثل تو باشد.

"احمد شاملو"
"الگوی زیبایی برای دیگران باش"
سعی کن کسی که تو را می بیند، آرزو کند مثل تو باشد.
از ایمان سخن نگو! بگذار از نوری که بر چهره داری، آن را احساس کند.
از عقیده برایش نگو! بگذار با پایبندی تو آن را بپذیرد.
از عبادت برایش نگو! بگذار آن را جلوی چشمش ببیند.
از اخلاق برایش نگو! بگذار آن را از طریق مشاهده ی تو بپذیرد.
از تعهد برایش نگو! بگذار با دیدن تو، از حقیقت آن لذت ببرد.
"بگذار مردم با اعمال تو خوب بودن را بشناسند".

تست روانشناسی

تست روانشناسی
فکر کن الان تو یک کافی دنج تنها کنار پنجره نشستی و باران میاد 
بین نوشیدنی های زیر کدومو سفارش میدی؟
۱-قهوه تلخ
۲-قهوه شیرین
۳-نسکافه
۴-کاپوچینو
۵-چای ساده با قند
۶-چای با کیک
۷-چای با بیسکوییت
۸-چای میوه ای
۹-آب طعم دار 
انتخاب هرکدوم از موارد بالا روحیه شمارو نشون میده

 

جواب تست:

1- شما بخشنده و سخاوتمند هستید. شما برای همیشه برای پیشرفت خود تلاش می کنید. شما ایده آل هایی بسیار بالاتر از حد افراد عادی دارید. برخی ممکن است تصور کنند ارتباط با شما دشوار است اما برای شما بسیار آسان نیست که کسی باشید که هستید. شما بسیار تلاش می کنید و خودخواه نیستید. شما کار و تلاش می کنید چون پیشرفت برایتان مهم است. توانایی فوق العاده ای در دوست داشتن و عشق ورزیدن به دیگران دارید تا زمانی که آنها دل شما را نشکنند. اما حتی پس از اینکه آنها با شما چنین کنند،هنوز در دل دوستشان خواهید داشت. افراد کمی هستند که آن چنان که شایسته شماست، از شما بابت کارهایی که برایشان انجام داده اید، تشكر می کنند

2- شما بامزه، راستگو و رو راست و بسیار مسئولیتپذیر هستید. وجدان کاری دارید و مسئولیت های مرتبط و متعددی را می پذیرید. شما شخص بسیار خوبی هستید و دیگران به راحتی به شما اعتماد می کنند.شوخ هستید و باطنی درخشان دارید. به سرعت فکر می کنید و همیشه ماجرا و داستانی دارید که برای دیگران تعریف کنید.

3- شما بسیار باهوش و متفکر هستید. افکار و ایده های مهمی دارید.دوست دارید به تنهایی راجع به ایده ها و تئوری هایتان فکر کنید. شما خویشتن گرا هستید اما دوست دارید با افرادی باشید که به فکر کردن و یاد گرفتن توجه دارند. بیشتر اوقات را با تفکر در مورد اخلاقیات سپری می کنید. شما سعی می کنید چیزی که درست است انجام دهید حتی اگر اکثریت جامعه با آن مخالف باشند.

4- شما شخصیتی فلسفی، با گیرایی بالا دارید. فردی خاص هستید که کسی همانند شما به راحتی پیدا نمی شود. دیگران حتی ذره ای هم به شما شباهت ندارند. خیلی اوقات دیگران در مورد شما اشتباه قضاوت می کنند و یا برداشت نادرستی از گفتار و اعمال شما دارند و این شما را آزار می دهد. شما به حریم شخصی احتیاج دارید. خلاقیت درون شما شکوفا شود و رشد کند و برای این کار شما نیاز دارید که سایرین به آن احترام بگذارند.به راحتی می توانید روی تاریک و روی روشن زندگی را به وضوح بببینید. شما فردی بسیار احساساتی هستید.

5- شما فردی مسئولیت پذیر هستيد. شما بسیار مستقل و متکی به خود هستید و بخوبی میدانید که چطور برای خود و کسانی که دوستشان دارید قوی و با استقامت پیش بروید. شعار شخصی تان در زندگی این است که "من آن را به روش خودم انجام خواهم داد." شما دقیقا می دانید که چه می خواهید و از اینکه به دنبال رویاهایتان بروید، ترسی ندارید. تنها چیزی که از دیگران می خواهید، صداقت است. شما به اندازه کافی شجاع هستید تا حقیقت را بپذیرید.

6- شما مهربان و حساس هستید. مردم ارتباط خیلی خوبی با شما دارند. دوستان زیادی دارید و عاشق کمک کردن به آنها هستید. درون شما بسیار درخشان است و روابط تان گرم و صمیمانه که موجب می شود دیگران از زمانی که در کنار شما سپری می کنند لذت ببرند. هر روز به اینکه چه کاری برای بهبود و پیشرفت خود می توانید انجام بدهید، فکر می کنید. می خواهید که جذاب و خارق العاده باشید. بیشتر از هر کس دیگری در این دنیا به عشق ورزیدن نیاز دارید. شما حتی آمادگی دوست داشتن کسانی را که محبت و دوستی به شما نشان نمی دهند را نیز دارید.

7- شما شاد و خونسرد هستید. بسیار حساس هستید و سایرین را به خوبی درک می کنید. شنونده خوبی هستید که به خوبی می دانید چطور بی طرفانه و بدون اینکه راجع به دیگران قضاوت کنید، به صحبت ها و درد دلهایشان گوش بدهید. معتقد هستید که هر کس برای زندگی خودش راه و ماجرایی دارد که در انتظار اوست تا به دنبال آن برود. به خوبی به استقبال افراد تازه ای که وارد زندگی تان می شوند همین طور اتفاقات تازه می روید. بسیار نادر است که مضطرب یا نگران شوید. معمولاً ریلکس هستید و به خوبی می توانید لحظاتی خوب را برای خود پدید بیاورید.

8 - شما بسیار پر انرژی و بامزه هستید کسی که می داند چطور دیگران را بخنداند. هرگز فرصت ماجراجویی را از دست نمی دهید. گاهی اوقات به طرز غافلگیرانه ای به امور پایان می دهید که همه حیرت زده می شوند. همیشه با خودتان رو راست هستید. چیزهای زیادی جزو علائق شما هستند و اگر متوجه شوید چیزی در حیطه علائق شماست، آرام نمی گیرید تا اطلاعات کافی در خصوص آن کسب کنید.

9- شما خوش بین و خوش شانس هستید. باور دارید که زندگی موهبتی ست که به شما داده شده است و تلاش می کنید تا هر چه بیشتر بدست آورید و از این موهبت بهتر استفاده کنید. به دستاوردهایتان افتخار می کنید. آماده اید تا برای همیشه در کنار کسانی که دوستشان دارید، بمانید. سلامتی برای شما بسیار مهم است. از هر فرصتی برای بخشیدن دیگران، یادگیری، و رشد و پیشرفت استفاده می کنید چرا که باور دارید زندگی بسیار کوتاه است و باید از این فرصت کم برای این کارها استفاده کرد.

شعر زیبا یادم باشد


یاد من باشد فردا دم صبح
جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا ، آب ، زمین
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت
خانه ی دل بتکانم از غم
و به دستمالی از جنس گذشت ،
بزدایم دیگر، تار کدورت از دل
مشت را باز کنم، تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش
دست در دست زمان بگذارم

یاد من باشد فردا دم صبح
به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم
و به انگشت ، نخی خواهم بست
تا فراموش نگردد فردا
زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
گرچه دیر است ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ، شاید
به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم در دل
لحظه را دریابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانیِ خودم عرضه کنم
یک بغل عشق از آنجا بخرم

یاد من باشد فردا حتما
به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم
بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در
چشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل ما را با خود
و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست

یاد من باشد فردا حتما
باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست
و بدانم که اگر دیر کنم، مهلتی نیست مرا
و بدانم که شبی خواهم رفت
و شبی هست که نیست پس از آن فردایی

یاد من باشد
باز اگر فردا، غفلت کردم
آخرین لحظه ی از فردا شب ،
من به خود باز بگویم
این را
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت ...

***

شعر : استاد فریدون مشیری

حرفهایی از جنس آرامش

 حرفهایی از جنس آرامش


شاهکار زندگی چیست؟
این که در میان مردم زندگی کنی
ولی هیچگاه به کسی زخم زبان نزنی،
دروغ نگویی،
کلک نزنی
و سوء استفاده نکنی،
این شاهکار است ...

ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ
"ﺗﺤﻤﻞ" ﮐﻨﻴﻢ،
ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ "ﻗﻀﺎﻭﺕ" ﻧﮑﻨﻴﻢ.
ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺮﺍی "ﺷﺎﺩﮐﺮﺩﻥ" یکدیگر ﺗﻼﺵ ﮐﻨﻴﻢ،
ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ ﺑﻬﻢ "ﺁﺯﺍﺭ" ﻧﺮﺳﺎﻧیم.
ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﻴﻢ،
ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ ﺑﻪ"ﻋﻴﻮﺏ" ﺧﻮﺩ ﺑﻨﮕﺮﻳﻢ.
حتی ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ "ﺩﻭﺳﺖ"ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ،
ﻓﻘﻂ ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ "ﺩﺷﻤﻦ" ﻫﻢ ﻧﺒﺎﺷﻴﻢ.

ﺁﺭی، ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺑﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺯﻳﺴﺘﻦ، شاهکار است ...

روانشناسان جهان درون ما را به سه بخش تقسیم کرده اند

روانشناسان جهان درون ما را به سه بخش تقسیم کرده اند

:one:کودک

:two:والد

:three:بالغ

کودک بعد احساسی ما هست
والد بعد عقلانی و باید و نباید ماهست که در اجرای احکام و قوانین ما را یاری میکند و مدام تذکر میدهد
بالغ خود انتخابگر ما هست 
وقتی
تعادل بین کودک و والد نباشد مدام از یکی بیشتر استفاده شود
ما حالت نرمال و عادی نخواهیم داشت 
اگر شور هیجان کافی در زندگی ندارید و برای کارهای روزمره حتی حس خوب ندارید و ته خوشی ها احساس عالی ندارید یعنی به کودک درون توجه نکردید 
اگر مدام باید نباید دارید یعنی والد زیادی داره نمایان میشه

اگر
زیادی رفتار بچه گانه دارید و زیادی احساسی هستید کودک درون زیادی داره نمایان میشه

ما میخواهیم به تعادل برسیم

:rose:اول شفای کودک درون

جوک توووووپ

مکالمه ی منو مغزم شب موقع خواب!! :
.
من: بذار بخوابم... 
.
.
.
.
.
مغزم: نه بیدار بمون فک کنیم ببینیم چرا پنگوئنا زانو ندارن ...؟

جواب دوستت دارم مرسی نیست

آی ادمااااااااااااااااااااااااا 
جواب دوستت دارم مرسی نیست
جواب دلم برات تنگ شده سکوت نیست
جواب شب بخیر بای نیست
جواب دلم گرفته بیخیال نیست
جواب مواظب خودت باش باشه نیست
جواب نگرانتم بی تفاوتی نیست 
جواب خوبی ؛بدی نیست 
جواب محبت بی محبتی نیست
جواب اشک از سر دلتنگی تحقیر نیست
جواب دل ساده حقه بازی نیست
جواب بیقراری دل تنگ سکوت نیست 
جواب معرفت بی معرفتی نیست 
جواب با تو بودن فراموشی نیست.... ..

داستان  ﻣﺮﺩﯼ که  ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﮐﻔﺸﻬﺎیﮔﺮﺍﻧﻘﯿﻤﺖ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﯿﮕﺮﯾﺴﺖ.

خیلی متن قشنگیه :


ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﮐﻔﺸﻬﺎیﮔﺮﺍﻧﻘﯿﻤﺖ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﯿﮕﺮﯾﺴﺖ. ﻧﺰﺩﯾﮑﺶ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻘﻄﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ، ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ :"ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ"ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡﮔﻔﺖ: ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﺧﻂ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ. ﭼﻨﺪﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﻫﯿﺰﻡ ﻣﯿﻔﺮﻭﺧﺘﻢ..........ﺣﺎﻝ ﺻﺎﺣﺐ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ .ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ: ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎﺑﺮﮔﺸﺘﯽ؟ﮔﻔﺖ: ﺁﻣﺪﻡ ﺗﺎ ﺑﺎﺯ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ :"ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ" 

گر به دولت برسی، مست نگردی مردی،
گر به ذلت برسی، پست نگردی مردی،
اهل عالم همه بازیچه دست هوسند،
گر تو بازیچه این دست نگردی مردی...

جعبه سحرآمیز آرزوهای شما


:trophy:بسیار مهم:trophy:

برای خودتان یک جعبه جادویی آرزوها درست کنید
:gift::gift::gift:
یک جعبه یا چمدان کوچک یا صندوقچه شیک و باارزش درست کنید و روی آن بنویسید جعبه جادویی آرزوهای من. 
بعد این جعبه را از هر چه عکس و نوشته و یادگاری جالبی که در بریده روزنامه ها و مجلات پیدا می کنید پر کنید.
مثلا فرض کنید آرزو دارید صاحب یک خانه بزرگ با حیاطی وسیع و چشم اندازی جالب شوید.
تصویری از این خانه رویایی و آرمانی خود تهیه کنید و آن را چاپ کنید و داخل این جعبه آرزوها قرار دهید. 

می توانید زیر این تصویر بنویسید :

"خانه رویایی من که حتما به آن خواهم رسید.":house_with_garden:

تصویری از اتومبیلی که دوست دارید.:oncoming_automobile:

لباس هایی که می پسندید.:dress::necktie:

جاهایی که می خواهید ببینید. :tent::city_sunrise::fountain:
حتی تصویری از حساب بانکی رویایی تان با هر مقدار پولی که می خواهید در آن موجود باشد.:moneybag::credit_card::moneybag:
می توانید گامی فراتر بروید و یک دفترچه حساب بانکی برای خودتان درست کنید و مبلغ مورد نظرتان را در آن بنویسید و داخل جعبه جادویی قرار دهید.

همیشه با خود تکرار کنید که کاینات همیشه به این جعبه سرک می کشد و حتی اگر درآن بسته هم باشد تمام محتویات آن را به طور دائم و مستمر مد نظر قرار می دهد و برایتان در گوشه ای از جهان به واقعیت تبدیل می کند. 

یقین داشته باشین که این جعبه جادویی ارتباط شما با کاینات است.

هر چه بخواهید و آرزو کنید را کافی است در این جعبه قرار دهید.

می توانید سفارشات درخواستی خود را روی کاغذی بنویسید و داخل جعبه بگذارید. 

حتی می توانید با این جعبه برای دیگران هم چیزهایی سفارش دهید.

:rose::rose::rose:

کاینات بدون هیچ شرط و قید و بندی تمام سفارشات موجود در جعبه را محقق خواهد ساخت.

حتی در زندگی روزمره خود، زمانی که به جعبه هم دسترسی ندارید، مثلا وقتی داخل اتوبوس نشسته اید و یا در صف منتظر مانده اید، می توانید چشمانتان را ببندید و آرزویی را در دل بگردانید و آن را به طور ذهنی و تجسمی داخل این جعبه قرار دهید. 
:rose::rose::rose:
خواهید دید که صرف داشتن چنین جعبه ای به شما انرژی و قدرتی شگرف و شگفت انگیز می بخشد.

اگر این روش را به کار بگیرید خواهید دید که وجود فیزیکی یک جعبه جادویی باعث می شود که مقاومت نامریی ذهن وفکر شما در مقابل امکان پذیری قانون جذب به شدت کاهش می یابد و هر گاه که یکی از آرزوهای سفارشی موجود در جعبه به واقعیت می نشیند، جادویی بودن این جعبه اسرار آمیز برای ذهن و فکر شما بیشتر آشکار می گردد.

جعبه سحرآمیز آرزوهای شما می تواند همه چیز را در بر بگیرد. 

بنابراین در سفارش دادن و آرزو کردن اصلا محافظه کار نباشید و با دلی باز و جرات تمام اینکار را انجام دهید.

انجام هیچ کاری برای کاینات غیر ممکن نیست. 

کاری نکنید که بعد از مدتی وقتی به سراغ جعبه آمدید و متوجه شدید که تمام سفارشات و آرزوهای ارسالی به جعبه تمام و کمال محقق شده اند،شاد نشوید
که چرا سفارشات بیشتری را به این جعبه نفرستادید!!؟

سلام به خدا

سلام به خداوندی که ما را لایق زمین دانست
و
سلام به مهری که در دل‌هامان جاری‌ست
سلام به امید، آینده، امروز، دیروز، فردا
سلام به تو که از روح خدایی و برای بهشتی زیستن به این زمین آمدی
صبح قشنگ شما مهربانان دوست دوست داشتنی بخیروشادی

شادوپرانرژی پیش بسوی زیبایی های امروز.. ..

بهترین نحوه زندگی

ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﺟﻮﺭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻛﻨﺪ
ﻛﻪ ﺁﻣﺪﻧﺶ ﭼﻴﺰﯼ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﻧﻴﺎ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻛﻨﺪ
ﻭ ﺭﻓﺘﻨﺶ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻛﻢ
ﺣﻀﻮﺭ ﺁﺩﻣﯽ ﺑﺎﻳﺪ ﻭﺯنی ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻧﻴﺎ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ...
ﺁﻣﺪﻥ ﻭ ﺭﻓﺘﻨﺶ
ﺑﺎﻳﺪ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﮑﯽ ﺍﺯ چشمی ﺟﺎﺭی ﻛﻨﺪ،
ﺍﺷﻚ ﺷﻮقی ﺍﺯ ﺁﻣﺪﻧﺶ
ﻭ ﮔﻮﻧﻪﺍﯼ ﺧﻴﺲ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻨﺶ !
ﺁﺩمی ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺟﻮﺭی ﺑﻴﺎﻳﺪ ﻭ ﺑﺮﻭﺩ
ﻛﻪ ﺁﺏ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺗﻜﺎﻥ ﻧﺨﻮﺭﺩ !
ﻭ ﺩﻟﯽ ﻧﻠﺮﺯﺩ !
ﮔﻮیی ﻧﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺁﻣﺪنی ﺩﺭ ﻛﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ
ﻭ ﻧﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺭفتنی!
ﺑﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﺟﺎی ﭘﺎﻳﺶ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﻤﺎﻧﺪ !!!!!!
ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﻤﺎﻧﺪ
ﻭ ﺁﺩﻡﺗﺮ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺮﻭﺩ .

آرزوی خوب

يك تكه سلام
دو فنجان مكث ويك لحظه سكوت
به احترام نام قشنگ دوست 
انان كه زما دور ولي در دل و جانند
بسيار گرامي تر از انند كه بدانند
گفتيم كه شايد ندانند...بدانند
این زندگی گذراست…
نه غمش پایدارست
و نه خوشی اش.

به کوله بارت نگاه کن، که چگونه پرش کرده ای.
آرزویی بکن …
گوش های خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه …
آرزویی بکن …
شاید کوچکترین معجزه اش بزرگترین آرزوی تو باشد !
روزهای شما همواره دست در دست معبود..

سلام ..... هفته خوبی داشته باشید

نوشته غمناک حسین پناهی از محبت

حسین پناهی

یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم!
جیب هایم مطمئن ترند.!!
دنیا رو می بینی؟ حرف حرف میاره، پول پول میاره، خواب خواب میاره.ولی 'محبت'، "خیانت" میاره! کاش همه میدانستن دل بستن به "کلاغی که "دل" دارد، بهتر است از "طاوسی که زیبایی" دارد!!
کاش میشد انگشت را تا ته حلق فرو کرد و بعضی دلبستگی ها را یکجا بالا آورد!!!!وفاداری آدم ها رو "زمان" اثبات می کنه نه "زبان"!!!
زندگى به من آموخت: که"هيچ چيز از هيچ كس بعيد نيست"!!!!
این جمله رو هرگز فراموش نکن : "برای دوستت دارم بعضی ها؛ "مرسی" هم زیاد است!!

 

بهترین و بدترین آدمها را در بین دینداران دیدم،

.""گاندی""

بهترین و بدترین آدمها را در بین دینداران دیدم، 
بهترین آنها کسانی بودند
که میخواستند خودشان به بهشت بروند و چقدر بی آلایش و پاک بودند، سرشان به کار خودشان بود و بی آزار بودند و بهترین مشوق من به دین بودند،

و بدترین آنها کسانی بودند
که میخواستند غیر از خودشان بقیه را هم به بهشت ببرند، چقدر وحشتناک بود برخورد با آنها، تظاهر و ریا و خشونت در بین آنها موج میزد.

راز پیشگیری از سرطان کشف شد

خوردن میوه با معده خالی

این متن شما رو اگاه می کنه. تا اخر بخونید وتا می تونید برای همه بفرستید.

دکتر استفان مک با بسیاری از بیماران سرطانی غیر معمول رفتار برخورد می کند.

ایشان قبل از پاک کردن بدن بیماران به وسیله انرژی خورشیدی، به شفای بیماری بیماران در بدن علیه مریضی باوردارند. متن زیر از ایشان را بخوانید:

این یکی از راهکار های درمان سرطان است.
احتمال موفقیت من در درمان سرطان حدود %80 است.
بیماران سرطانی نباید بمیرند. علاج سرطان تقریبا پیدا شده است و رمز ان در خوردن میوه است.
چه باور کنید چه نکید.
من جدا متاسفم برای صدهابیماری که در راه درمان های رایج می میرند.

خوردن میوه:

همه ما فکرمی کنیمخوردن میوه به معنی خریدن، خرد کردن وگذاشتن در دهان است!

این به این اسانی که شما فکر می کنید نیست.خیلی مهم است که بدانید چه وقت و چطور میوه بخورید.

راه درست میوه خوردن چیست؟
میوه را بعد از وعده غذایی نخورید.

"میوه را باید با معده خالی میل کنید."

وقتی میوه را با معده خالی میخورید نقش بزرگی در سیستم گوارش وتامین انرژی زیاد برای کاهش وزن و بقیه کارهای روزانه ایفا میکند.

میوه مهمترین بخش مواد غذایی است.

فرض کنید دو تکه نان و تکه ای میوه خورده اید.
تکه میوه اماده است مستقیم از گلو وارد معده شود درحالی که نان خورده شده قبل از میوه مانع ان می شود.
به عبارتی کل وعده نان و میوه هدرو فاسدشده و تبدیل به اسید می شوند.
درست زمانی که میوه با غذا تداخل پیدا می کند بقیه مواد باقی مانده فاسد می شود.

درنتیجه لطفا میوه را با معده خالی یا قبل از وعده غذایی میل کنید.

شنیده اید که مردم می گویند:
هروقت هندوانه می خورم اروق می زنم، وقتی میوه استوایی می خورم شکمم باد می کند، وقتی موز می خورم احساس اسهالی می گیرم و....
در واقع اگر میوه با معده خالی خورده شود هیچ یک از این مشکلات پیش نمی اید.

میوه با بقیه غذاها فاسد می شود و تولید گاز می کند در نتیجه دچار نفخ می شوید.

سفیدی مو، کچلی، استرس زیاد و حلقه قهوه ای دور چشم اتفاق نمی افتد اگر میوه را با معده خالی بخورید.

براساس تحقیقات دکتر هربرت جز لیمو و پرتقال که اسیدی هستند همه میوه ها در بدن قلیایی می شوند.

اگر شما رمز خوردن می وه را دریافتید پس راز زیبایی، طول عمر، سلامتی، انرژی، شادمانی و وزن نرمال را یافته اید.

وقتی می خواهید ابمیوه میل کنید فقط اب میوه تازه میل کنید نه ابمیوه داخل قوطی، بطری یا پاکت.

حتی ابمیوه گرما دیده ننوشید.
میوه های پخته نخورید چون هیچ ماده مفیدی به بدن نمی رساند!!
شما فقط مزه ان را می چشید، پختن همه ویتامین ها را از بین می برد.

با این حال خوردن میوه تازه حتی از نوشیدن اب ان مفیدتر است.

اگر میخواهید ابمیوه تازه میل کنید ان را جرعه جرعه و به ارامی بنوشید تا با بزاق دهان مخلوط شود قبل از این که ان را قورت دهید.

شما میتوانید 3 روز "روزه" میوه بگیرید تا بدن کاملا تصفیه شود.
در طول این 3 روز فقط میوه بخورید وابمیوه تازه بنوشید.
شما سورپرایز می شوید وقتی دوستانتان از شادابی شما حرف می زنند.

کیوی:
کوچک اما مقوی
کیوی منبع خوبی برای پتاسیم، منزیم، ویتامین E و فیبر است. همچنین ویتامین C ان دو برابر پرتقال است.

سیب:
1سیب در روز شما را از دکتر دور می کند!
سیب کمی ویتامین C دارد. انتی اکسیدان و فلاونوید که تقویت می کند ویتامین C را و احتمال سرطان روده و حملات قلبی و مغزی را کاهش می دهد.

توت فرنگی:

میوه محافظ
توت فرنگی درصد زیادی از انتی اکسیدان در مقایسه با بقیه میوه ها دارد و بدن را در مقابل سرطان، گرفتگی رگهای خونی و رادیکال های ازاد محافظت می کند.

ترجمه : فرهادطاهری

 

شخصیت کاریزماتیک چیست؟

شخصیت کاریزماتیک چیست؟

افرادی كه انرژى مثبت دارند،
اغلب مهربان و با عاطفه هستند،
به زمين و زمان مهربانی مي كنند،
غصه دارند اما آن را قصه نمی كنند تا خُلق مردم را تنگ نکنند،
اغلب افرادى خوش خُلقند،
دنبال نقاط مثبت هستند،
در برابر نا ملايمات زندگی خم به ابرو نمی آورند.
اين افراد در بلند مدت يك نيرویی بدست می آورند كه از همه لحاظ مورد قبول اطرافيان هستند و به قول روانشناسان "شخصیت كاريزماتیک" دارند.
کاریزماتیک باشید، پر از ديد مثبت!

" خدا هست "

ﺭﻭﯼ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺩﻝ ﺧﻮﺩ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ:ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ ....
ﻧﻪ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻭ ﻧﻪ ﺩﻩ ﺑﺎﺭ ... ﮐﻪ ﺻﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻭ ﺗﻮﺍﺿﻊ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ
" ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ "
ﺳﺮ ﺁﻥ ﺳﻔﺮﻩ ی ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﺷﮏ ﯾﺘﯿﻢ ﺍﺳﺖ
" ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ "
ﭘﺸﺖ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﮔﻠﯽ ﭘﯿﺮﺯﻧﯽ ﮔﻔﺖ :
" ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ "
ﺁﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﻪیﺧﺴﺘﮕﯽ ﻭ ﺩﺭ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﻬﺎ ، ﺳﺮ ﺗﻌﻈﯿﻢ ﻓﺮﻭ ﺑﺮﺩ ﻭ ﭼﻨﯿﻦ ﮔﻔﺖ :
" ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ "
ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺭﻓﺖ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﺨﺘﻪ .....!
ﮔﻮﺷﻪ ﺗﯿﺮﻩ آن ﺗﺨﺘﻪ ﻧﻮﺷﺖ : 
ﺩﺭ ﺩﻝ ﮐﻮﭼﮏ ﻣﻦ ﺩﺭﺩ ﺯﯾﺎﺩ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﯾﺎﺩ
" ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ"
سرم از شدت کار ب درد است ولی چتر 
" خدا هست "

نکات و نوشته های نایاب روانشناسی کودک و خانواده

 

 

دوستان افرینش
دوره جدید آفرینش فردا (مدیریت تحول فردی )در تاریخ ووآبان آغاز میشود
پنجاه ساعت همراه سه بازنگری
هزینه دوره هزار تومان
مهلت ثبت نام تا آبان
تلفن تماس
شبنم صداقتی

سلام دوستان این دوره را براتون فرستادم را من شرکت کردم و بسیار بسیار برام مفید بوده و نتیجه مثبت گرفتم از آن میخواستم که اگر کسی دوست داره در این دوره شرکت کنه
نکته اینکه من اصلا در این خصوص ذینفع نیستم
اما دوست دارم این تجربه زیبا را همه تپ زندگیشان داشته باشند

چهل نکته تربیتی

- هدیه را اول به دختر بدهید.

- با طفل خود بازی کودکانه بکنید.

- اطفال را بخاطر گریه هاشان نزنید

- فرزندان خود را ببوسید. پس همانا برای هر بوسیدن درجه ای در بهشت است.

- با سلام کردن به فرزندتان به او شخصیت دهید.

- کودک را در کارهای کودکانه خود تمسخر نکنید. کارهایش را احمقانه نخوانید.

- فرزند را زیاد امر و نهی نکنید تا جرات پیدا کند و در بزرگسالی نافرمان شود و زیر بار هر دعوت حیوانی و شیطانی نرود .

- به فرزندان خود شخصیت بدهید .

- به وعده خود وفا کنید.

- .در کودکان عشق و علاقه به نماز را ایجاد کنیم.

- لوس کردن، کودکان را موجوداتی ضعیف و بی اراده بار می آورد.

- کودک را تحقیر نکنید.

- برای کودکان خود دعا کنید. به خصوص پدران .

- تذکرات را با ملایمات بیان کنید تا سدی بین والدین و فرزندان نشود.

- اگر کودک در خانه مورد احترام باشد، کمتر از اوامر پدر و مادر سرپیچی می کند.
احترام به کودک و حسن معاشرت پدر و مادر با وی یکی از اساسی ترین عوامل ایجاد شخصیت در کودک است.

- مربی خوب کسی است که خواسته های کودک را از راه های صحیح و با روش درست تعدیل کند.

- ایمان را در کودکتان تقویت کنید.

- از مچ گیری و رفتار سرورانه با کودکان بپرهیزید.

- فرزند را راستگو تربیت کنید.
در خانه طوری رفتار کنید که اطفال به راستگویی عادت کنند.

- کودک را نترسانید زیرا ترس شخصیت کودک را از بین می برد و دچار اختلال روانی می کند.

- نوازش یکی از غذاهای روانی کودک است باید به اندازه کافی از آن تغذیه شود.

- زشتی گناه و تنفر مردم از گناهکار را به کودک بفهمانید.

- بستر بچه ها قبل از سالگی از هم جدا باشد.

- تذکرات وقتی اثر دارند که والدین خود مجری و عامل آنها باشند.
توجه داشته باشید فرزندان آنگونه که ما می خواهیم نمی شوند بلکه آن طوری كه ما هستیم می شوند.

- بین نظم در خانه و بیرون فرق قائل شوید و اجازه دهید در خانه آزادانه بازی کنند.

- رفتارهای غیر منتظرانه کودکان را تا حدودی تحمل کنید.

- در تذکر، دیگران را به رخ او نکشید و کسی را با او مقایسه نکنید.

- از طریق داستان سرایی بسیاری از مفاهیم خوب را به کودک القا کنید. داستان خوب و زیبا برایش بخوانید و از رسانه و انیمیشن دور نگهشان دارید.

- شیطنت کودک در خردسالی نشان دهنده زیادی عقل او در بزرگسالی است آن را سرکوب نکنید.

- کودکان را از سالگی دعوت به نماز کنید که نماز آرامش و روح و قلب را در کودکان ابدی میکند.

- به فرزند خود قرآن بیاموزید که نگاه به قرآن و خواندن آن فهم و ذهن کودک را روز افزون می کند.

- از متهم کردن اطفال به دروغ گویی خودداری کنید.

- حس کنجکاوی کودک را با حوصله ارضا کنید.

- در برابر فرزندان هیچ گاه مشاجره نکنید.

- کودکان از مرگ در هراسند بخصوص مرگ والدین. مدام نگویید "خدا مرگم بده" و از مرگ خود کودکان را نترسانید .

- استعدادهای فرزندان را کشف کنید و آن ها را شکوفا کنید.

- از نظر مادی نه بی توجه باشید نه کودک را ارضا کنید هر دو خطرناک است.

- تنها نقطه امید و مایه شادی کودک، مهر پدر و مادر است روان او را مضطرب نسازید.

- مناسب تکامل کودک به او آزادی دهید و او را به اختیار خودش بگذارید.

- تربیت فرزند و آموزش واجبات از وظایف والدین است و کسانی که به این امر توجه ندارند مورد نکوهش هستند..

 

عجيب ترين اختلالات رواني
سندرم استکهلم
در سال ۱۹۷۳ از یک بانک در استکهلم سوئد، سرقت شد. دزدها چند نفر از کارمندان بانک را چند روزی به گروگان گرفتند. بر خلاف انتظار، گروگان‌ها از نظر احساسی جذب دزدها شدند و حتی بعد از آزادی از آنها دفاع کردند و حاضر نشدند علیه آنها، شهادت بدهند. بعدها، یکی از دزدها با یکی از خانم‌های کارمند ازدواج کرد.

مثال مشهور سندرم استکهلم، مورد ربوده شدن پتی هرست دختر یک میلیونر است. او بعد از دزیده شدن با آدم‌ربا سمپاتی پیدا کرد و حتی بعدها در یکی سرقت با او همکاری کرد!

اما مورد دیگری که برای ما آشناتر است، داستان ناتاشا کامپوش، یک دختر ۱۰ ساله اتریشی است که در ۱۰ سالگی ربوده شد. به مدت ۸ سال در اسارت بود، تا اینکه بعد از حمله پلیس، توانست فرار کند. نشانه‌هایی از سندرم استکهلم در این دختر دیده می‌شود چرا که بعد از خودکشی آدم‌ربا وی به شدت اندوهگین شد.

سندرم لیما Lima Syndrome
سندرم لیما نقطه مقابل سندرم استکهلم است. در این سندرم آدم‌رباها، بیش از حد، نگران سرنوشت و رنج و عذاب آدم‌هایی می‌شوند که آنها را ربوده‌اند.

وجه تسمیه
در سال ۹۶، ۱۵ عضو یک جنبش انقلابی در لیما، پایتخت پرو، دست به آدم‌ربایی زدند. آنها صدها نفر از افراد شرکت‌کننده در مهمانی سفیر ژاپن در پرو را به گروگان گرفتند. در بین مهمان‌ها دیپلمات‌ها، مقامات دولتی و ارتشی و بازرگان‌ها دیده می‌شد.

اما آنها از این موقعیت استثنایی و افراد مهمی که در اختیار داشتند، استفاده نکردند و ظرف چند روز بیشتر گروگان‌ها را آزاد کردند. رئیس‌جمهور آینده پرو و مادر رئیس‌جمهور فعلی پرو جزو کسانی بودند که آزاد شدند.

گروگان‌گیری چند ماه ادامه پیدا کرد و باقی گروگان‌ها با حمله کماندوها، آزاد شدند.

سندرم دیوژن Diogenes Syndrome
شاید در کتاب‌های ادبیات به اسم دیوژن برخورده باشید و حکایت‌هایی از او خوانده باشید. دیوژن یک فیلسوف یونان باستان بود که می‌گویند در یک خمره شراب روزگار می گذراند و افکاری نیهیلیستیک داشت.

داستان دیوژن و اسکندر مقدونی
معروف است که بعد از آنکه اسکندر در جایی فاتح‏ شده بود همه طبقات و از جمله دانشمندان به دیدن او می‏آمدند و تبریک‏ می‏گفتند. دیوژن نیامد. اسکندر گفت حال که او نیامده ما به سراغ‏ او می‏رویم و رفت. دیوژن در بیابان، لخت و عور آفتاب گرفته بود. اسکندر با سران سپاه می‏رفت.

دیوژن از دور صدای سم اسبها را شنید. خیلی‏ تعجب کرد و خودش را نیم خیز کرد. اسکندر آمد بالای سر دیوژن و قدری با او صحبت کرد. دیوژن خیلی با بی‏اعتنایی جواب داد. بعد اسکندر گفت از من چه‏ می‏خواهی؟ گفت اینکه بروی کنار و سایه ات را از سر من کم کنی، چون‏ آفتاب گرفته بودم و تو مانع شدی.

اسکندر خیلی متعجب شد و با خود گفت یعنی تا این حد استغنا و بی‏نیازی؟! وقتی آمد بیرون، سران سپاه داشتند انتقاد می‏کردند که این مرد چه قدر احمق بود. ولی اسکندر خیلی تحت تأثیر قرار گرفته‏ بود و این جمله معروف را گفت که «اگر اسکندر نبودم دوست داشتم دیوژن‏ باشم».

سندرم دیوژن بیشتر در افراد پیر دیده می‌شود، در این سندرم افراد، گوشه‌نشین می‌شوند و به وضعیت ظاهری و بهداشت خود اهمیتی نمی‌دهند. البته مدرکی پیدا نشده که نشان بدهد دیوژن با وجود عزلت‌نشینی، از لحاظ ظاهری آشفته و نامرتب بود.

سندرم پاریس Paris Syndrome
سندرم پاریس مختص ژاپنی‌هاست! از میلیون‌ها ژاپنی که هر سال از شهر زیبای پاریس بازدید می‌کنند، تعداد انگشت‌شماری دچار اختلال وضعیت ذهنی می‌شوند و تنها راه حل مشکلشان این است که به میهنشان برگردند.

نام این سندرم در ترمینولوژی پزشکی، اختلال انطباقی است، منتها با گذاشتن نام سندرم پاریس بر گرفتاران ژاپنی این اختلال رنگ و لعاب ویژه‌ای به آن داده‌ شده است.

طبیعی است که ژاپنی‌ها با آن فرهنگ شرقی‌شان وقتی به پایتخت فرهنگی اروپا می‌روند، مشکل انطباقی پیدا کنند.

سفارت ژاپن همواره نگران توریست‌های این کشور در پاریس است و آمادگی دارد تا شوک‌دیده‌های فرهنگی را به ژاپن برگرداند و یا آنها تحت درمان‌های اورژانس بیمارستانی قرار دهد.

سندرم استندال Stendhal Syndrome
این سندرم یک بیماری روان‌تنی یا سایکوسوماتیک است. وقتی شخصی در هنگام مشاهده یک اثر هنری بسیار زیبا یا مکانی پر از اشیای هنری است و دچار تپش قلب ناگهانی، سرگیجه، گیجی و یا حتی توهم می‌شود، از این اصطلاح استفاده می‌شود.

ماری هنری بیل یا استندال، نام یک نویسنده فرانسوی قرن نوزدهمی است. هنگامی که او در سال ۱۹۱۸ سفری به فلورانس ایتالیا داشت در هنگام مشاهده آثار هنری، دچار حالتی مشابه شد که در یکی از کتاب‌هایش علایم آن را توصیف کرده است.

سندرم استندال، نام یک فیلم سینمایی با همین عنوان هم است که در سال ۹۶ اکران شده است.

سندرم بیت المقدس
سندرم افرادی که به بیت‌القمدس می‌روند، دچار افکار وسواسی و توهم می‌شوند، توهم‌هایی مثل ا
ینکه مورد هدف قرار گرفته‌اند و یا به جایی هدایت می‌شوند. مبتلایان به این سندرم، مختص به مذهب و یا طبقه خاصی نیستند و عموما قبلا بیماری‌های روانی داشته‌اند.

توهم کاپگراس Capgras Delusion
این توهم بیشتر در افراد مبتلا به شیزوفرنی، دمانس و یا دیگر آسیب‌های مغزی دیده می‌شود. مبتلایان به این توهم فکر می‌کنند که یک عضو نزدیک در خانواده‌شان که در بیشتر موارد زن یا شوهر بیمار است، با فردی بیگانه‌ای کاملا هم‌قیافه عوض شده است.

در آثار علمی تخیلی زیادی به این نوع توهم شاره شده است که شاید آشناترین آنها برای ما فیلم همسران استپ فورد با بازی نیکول کیدمن و متیو برادریک باشد.

توهم فرگولی Fregoli Delusion
در این توهم بیمار تصور می‌کند که اشخاص مختلف در واقع یک شخص واحد هستند که قیاقه‌اش را تغییر می‌دهد و یا استتار می‌کند.

وجه تسمیه
یک هنرپیشه ایتالیایی به نام لئوپولدو فرگولی که توانایی زیادی در تغییر قیافه سریع داشت.

توهم کوتارد Cotard Delusion
در این توهم بیمار فکر می‌کند که مرده است و وجود ندارد و یا اینکه تصور می‌کند خون یا اعضای داخلی‌اش را از دست داده است. گاهی هم این افراد باورهای جاودانگی پیدا می‌کنند.

وجه تسمیه
نخستین بار ژولز کوتارد، یک نورولوژیست فرانسوی این اختلال را در سال ۱۸۸۰ شرح داد.

اختلال حافظه تکرارپنداری Reduplicative Parnesia
در این اختلال شخص فکر می‌کند که اشیا یا محل‌های مختلف تکثیر می‌شوند و به طور همزمان در دو محل یا بیشتر وجود دارند. نخستین بار آرنولد پیک، یک نورولوژیست اهل چکسلواکی در سال ۱۹۰۳ این اختلال را شرح داد.

یه وقتایی یه فکر و خیالایی مارو خیلی اذیت میکنه ,
بهتره اون فکرهای آزار دهنده رو روی کاغذ بنویسیم , و حالا ببینیم این فکرها مربوط به گذشته است یا آینده , میبینیم بخش زیادی نگرانی استرسهامون,افسردگیهامون,عصبیتهامون نا امیدیمون ریشه تو افکار غلطمونه که درگیر گذشته و آینده هست داره , با حذف تدریجی افکار غلطی که مربوط به گذشته بد و آینده اضطراب آور هست ,ما میتونیم لحظات آرامش بخشی در زندگی الانمون به وجود بیاریم ,
لطفا گذشته را فراموش و به آینده فکر نکنید , در لحظه زندگی کنید ,
حامد عربی (شناخت درمانی)

نکات و نوشته ها و داستان زیبا نایاب ناب روانشناسی

انرژي مثبت

همه آب‌هاي دنيا هم نمي‌توانند يک کشتي را غرق کنند ، مگر اينکه در داخل کشتي نفوذ کنند .
بنابراين تمام نکات منفي دنيا روي شما تأثير نخواهد داشت ، مگر اينکه شما اجازه دهيد .

آدم‌هايي که شما را بارها و بارها مي‌آزارند ،
مانند کاغذ سمباده هستند . آن ها شما را مي‌خراشند ،
اما در نهايت اين شما هستيد که صيقلي و براق خواهيد شد وآن ها مستهلک و فرسوده .
محال است بارانی از محبت به کسی هدیه کنی ودستهای خودت خیس نشود
چه زیباست
بی قیدوشرط عشق بورزیم
بی قصدوغرض حرف بزنیم
بی دلیل ببخشیم
وازهمه مهمتر
بی توقع
به تمام موجودات
محبت کنیم...
عجیب است که مردم چقدر برای مبارزه با شیطان تلاش میکنند
اگر همین انرژی را صرف عشق ورزیدن به همراهانشان کنند، شیطان در تنهایی خود خواهد مرد.


"هلن کلر "

Forooheh Setareh
خطاهای فرزند پروری

-خطای تو بدی یعنی پدر و مادر کاری بکنن که معنی اون این باشه که فرزندشون بده .دقت کنین بچه ها کار بد میکنن اما بد نیستند. اونچه بده و باید تنبیه بشه رفتار بچه است، کار نادرستشه نه خودش

-خطای تو مهم نیستی مثلا
بچه مامان امروز ناهار چی داریم؟
مامانقرمه سبزی
بچهدوست ندارم .من شیر کاکائو میخورم
مامانچی دوست نداری؟چرا ؟خیلی خوشمزه است. بابا خیلی دوست داره
خطابابا مهمه ،تو مهم نیستی

-خطای انتظار وقتی که از بچه انتظار داشته باشیم که بفهمه ما چی میخواهیم بگیم اما از خودمون انتظار نداشته باشیم که واضح و درست حرف بزنیم خطا کرده ایم

-خطای نادیده گرفتن وقتی بچه رو نمیبینیم،وقتی احساسش و سلیقه و علاقه اون رو نمیبینیم مرتکب خطای نادیده گرفتن شدیم.

-خطای سوءاستفاده از قدرت یک پدر و مادر خوب باید قدرت داشته باشند اما نباید زور گویی کنند

-خطای دخالت وقتی پدر و مادر دچار این خطا میشوند که در حریم فرزندشون دخالت کنند. وقتی موقع غذاخوردن رعایت احترام او و بشقابش رو نمیکنن و غذا میریزن تو ظرفش و میگن بخور ،برات خوبه. و یا وقتی سرزده وارد اتاقش میشوند و یا وقتی دفتر خاطرات و وسایل شخصی او را وارسی میکنن تا شاید...چون مادر هستن ویا دلواپس بچشون هستندو...

-خطای دروغ مال وقتیه که پدر و مادر دروغ میگن. از دروغهای ساده ای مثل این
غذا نخوری میگم لولو بخورتت
تا دروغهایی مثلاگه غذا نخوری دیگه دوستت ندارم

-خطای برچسب این خطا بدترین نوع خطاست مشکل هم اینه که گاهی اشکار نیست. دو نوع خطای برچسب داریم .خطای برچسب اشکار مثل وقتی که بچه رو تنبل ،لجباز میدونیم و اشکارا در گفته هامون به او تهمت یا برچسبی میزنیم. خطای برچسب پنهان است که برچسب توی صحبت ما اشکار نیست اما در عمل یا معنی کارهامون میتونه پنهان باشه.
هرنوع برچسبی خوب یا بد ،منفی یا مثبت، تنبل ،شاگرد پادو ،مهمون و شازده کوچولو و... همه این برچسبها عوارض منفی دارن چون واقعیت نیستند.

عبدالوهاب فیروزی
سلام به همراهان نیک اندیش و نیکو نهاد و خوشرفتار و یاوران پنهان نوجوان امروزی !فردا به یاری حق ساعت / یا صبح در رادیو تهران در مورد والدین تک فرزند در خدمت شما هستم . امیدوارم بتوانم به لطف الهی پاسخ مفید و مناسبی به پرسش های شنوندگان این رسانه بدهم . سپاس از توجه و عنایت همیشگی شما .


یک پلنگ تیزپا و قدرتمند، اگر با هزار کیلومتر سرعت هم بدود؛ باز نمیتواند؛ به پرواز درآید.
ولى، یک گنجشک کوچک، با کمترین سرعت هم پرواز می کند.
زیرا براى پرواز نیاز به بال داریم؛ نه قدرت و سرعت!
بال پرواز ما انسانها، ذهن ماست.
موفقیت، هیچ ربطى به هیکل، زیبایى، جنسیت، قدرت، سن و سال، داخلى و خارجى بودن ندارد!
درصد موفقیت انسانها بستگى به درصد استفاده از قدرت ذهنشان دارد.
pandaane
به قول مولانا
ره آسمان درون است؛ پر عشق را بجنبان
پر عشق چون قوى شد؛ غم نردبان نماند

 

رازهای روانشناسی

فرق بین دوستت دارم و عاشقت هستم چیست؟
پاسخی زیبا از چارلی چاپلین
پاسخ چارلی بسیار ساده بود
وقتی گلی را دوست دارید آن را گلچین میکنید(می چینید) اما وقتی شما عاشق گلی هستید آن را هر روز آبیاری می کنید
کسی که این(متن) را بفهمد زندگی را فهمیده است
م


- هر چالشی فرصتی برای رشد و پیشرفت است.

- شما نتیجه افکاری هستید که تا کنون داشته اید.

- اگر به همان عادت های قدیمی ادامه دهید, زندگی تان بهتر از این نخواهد شد.

- تا زمانی که دیگران را مسبب ناکامی های خود بدانید, هرگز موفق نخواهید شد.

- اگر می خواهید بهترین ها را دریافت کنید, باید باور داشته باشید که سزاوار بهترین ها هستید.
جک کنفیلد

 


خدمات کانال آزمون یاب کاملا رایگان می باشد. لطفا برای بهرمندی دیگران انتشار دهید


کودک موجودی است استثنایی که باید به آن عشق دادوعشق,,,

بزرگترین نیاز او نیاز به محبت است,,,

از کنارخواسته های کوچکش نبایدآسان گذشت پاسخ به این نیازها,پاسخ به امنیت کودک است,,,

فراتر از آن چیزی که فکرمیکنید میفهمد وراحتر از آن چیزی که فکرمیکنید آرام میگیرد,,,

با او حرف بزن هرچند که زبان تو را نفهمد و او را لمس کن هرچندکه پاسخی نگیری,,,

مطمئن باش پاسخ نگاه ها و مهربانی هایت را روزی به تو خواهد داد,,,

زیباتر و حساستر از آن چیزی است که می اندیشی ,,,

او را دریاب چرا که او....

‌««تنها یک کودک است»»

 

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ…
ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯼ؛
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺖ …
ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻧﺞ ﺑﺒﺮﯼ؛
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﺭﻧﺞ ﺑﺮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺖ …
ﮐﻠﯿﺪ ﻟﺬﺕ ﻭ ﺭﻧﺞ ﺩﺳﺖ ﺗﻮﺳﺖ
قصد داشتم دست اتفاق را بگيرم؟؟
تا نيفتد ! اما امروز فهميدم که اتفاق خواهد افتاد،***
اين ما هستيم که نبايد با او بيفتيم ...!



ﺩﺭ ﯾﮏ ﺩﻫﮑﺪﻩ ﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺗﺼﻮﯾﺮﯼ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﯾﮑﻪ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﺳﺖ ﺭﺍ
ﺑﮑﺸﻨﺪ. ﺍﻭﺑﺎﺧﻮﺩ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﻓﻘﯿﺮ ﺣﺘﻤﺎ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺑﻮﻗﻠﻤﻮﻥ ﻭ ﻣﯿﺰ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﻣﯿﮑﺸﻨﺪ. ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ
ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺩﺍﺩ , ﻣﻌﻠﻢ ﺷﻮﮐﻪ ﺷﺪ. ﺍﻭ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﺭﺍ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ . ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻮﺩ؟ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻤﺎ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺮﺳﺎﻧﺪ. ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ
ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﻨﺪﻡ ﻣﯿﮑﺎﺭﺩ . ﻣﻌﻠﻢ ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮ ﺁﻥ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ؟ﮐﻮﺩﮎ ﺩﺭ
ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ ﮔﻔﺖ :ﺧﺎﻧﻢ ,ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﺷﻤﺎﺳﺖ .
ﻣﻌﻠﻢ ﺑﯿﺎﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﺩﮎ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭘﯿﺶ ﺍﻭ ﻣﯿﺎﻣﺪ ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻢ
ﻣﻌﻠﻢ ﺩﺳﺖ ﻧﻮﺍﺯﺷﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﻭ ﺑﮑﺸﺪ ....
ﻭﯾﮑﺘﻮﺭ ﻫﻮﮔﻮﻣﯿﮕﻮﯾﺪ: ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﯾﻦ ﻣﺤﺒﺘﻬﺎ ﺍﺯ ﺿﻌﯿﻔﺘﺮﯾﻦ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﻫﺎ ﭘﺎﮎ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ. .
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺫﺭﻩ ﻛﺎﻫﯿﺴﺖ ، ﻛﻪ ﻛﻮﻫﺶ ﻛﺮﺩﯾﻢ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺎﻡ ﻧﮑﻮﯾﯽ ﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﺎﺭﺵ ﻛﺮﺩﯾﻢ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺠﺰ ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﻬﺎﺭ ،
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺠﺰ ﺩﯾﺪﻥ ﯾﺎﺭ ،
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺠﺰ ﻋﺸﻖ ،
ﺑﺠﺰ ﺣﺮﻑ ﻣﺤﺒﺖ ﺑﻪ ﻛﺴﯽ ،
ﻭﺭﻧﻪ ﻫﺮ ﺧﺎﺭ ﻭ ﺧﺴﯽ ،
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﺴﯽ


. ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﭼﯿﺰ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺍﺳﺖ،
ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﯾﻚ ﻣﻌﺠﺰﻩ،
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽﺁﯾﺪ ﮔﺎﻡ ﻫﺎﯾﺶ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍﻡ ﺍﺳﺖ
ﻛﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺣﺘﯽ ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﻮﯼ
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﺩﺭﺩﺵ ﺭﺍ ﺗﺎ ﻣﻐﺰ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﺣﺲ ﻣﯽﻛﻨﯽ.
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﯾﻚ ﺣﺲ ﺩﺭﻭﻧﯽ ﺍﺳﺖ،
ﻫﯿﭻﻛﺲ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻤﺎﻥ ﻛﻨﺪ،
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺣﺎﺻﻞ ﻧﻮﻉ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺳﺖ،
ﺗﻌﺒﯿﺮﯼ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ
ﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﯽ ﺁﺯﺍﺩ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ .
خوشبختی لذت بردن از لحظه اکنون است...

دزدی مرتبا به دهكده اي ميزد، ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺭﺩﭘﺎﯼ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ، ﺷﺒﻴﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﯾﮑﯽ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺩﺯﺩ، ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ، ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﺵ ﺷﺒﯿﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩﻩ. ﻫﺮﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻃﺮﯾﻘﯽ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ. ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ؛ ﺩﺯﺩ، ﺧﻮﺩﮐﺪﺧﺪﺍﺳﺖ، ﻣﺮﺩﻡ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪﯼ ﺯﺩﻥ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻪﺩﻝ ﻧﮕﯿﺮ، ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﯽ ﻓﻘﻂ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﺎﻗﻞ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺍﻭﺳﺖ.
ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪ ﻭقتی ﺍﺣﻮﺍﻟﺶ ﺭﺍ ﺟﻮﯾﺎ می ﺷﺪﻧﺪ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺩﺯﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﮔﻔﺖ ﻭﻟﯽ ﺩﺭﮎ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ، ﻓﺮﺳﻨﮕﻬﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪﺩﺍﺷﺖ، ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻧﻮﺷﺖ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ. ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺑﺎﺩﯼ، ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ ﺑﻬﺎﻳﺶ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻭﻟﯽ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ،ﺍﻧﻌﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ.
"سيمين بهبهاني"

قرن ۱۳ طاعون شایع شد، کلیسا آن را نشانه گناهان یهودیان دانست، ۱۲هزار یهودی در باواریا و استراسبورگ سوزانده شدند. بقیه مردم را طاعون کشت.
—————————————————
پایان قرن ۱۶ برای مدتی جراحی ممنوع شد.پاپ معتقد بود که در روز رستاخیز قطعات بدن نمی توانند یکدیگر را پیدا کنند! هزاران نفر با این تصمیم پاپ مردند بلکه اجزای بدنشان در روز رستاخیز گم نشود!
—————————————————
قرن ۱۷ ادعا شد لمس استخوان‌های یک قدیس در فلورانس باعث شفا می‌شود،زیست‌شناسی تصادفی کشف کرد که استخوان یک بز است، اما استخوانها همچنان شفا می‌داد!
—————————————————
انسان ها نادان به دنيا مى آيند نه احمق
آنها توسط آموزش اشتباه ، احمق میشوند!

بزرگترين دشمن سعادت و آزادى انسان ها دفاع کورکورانه از عقايد و باورهاى غلط است.
براتند راسل

نکات و نوشته های نایاب روانشناسی کودک و خانواده


هیچکس نمیدانست که این ویلون زن همان جاشوا بل (Joshua Bell) یکی از بهترین موسیقی دانان جهان است و هر یک قطعات نوشته شده ی این کنسرت سه و نیم ملیون دلار می ارزد!
جاشوا بل (Joshua Bell)، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تئاتر های شهر بوستون، برنامه ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش فروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.


این یک داستان حقیقی است، نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن پست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الوویت های مردم بود.


نتیجه آیا ما در شرایط معمولی و ساعات نامناسب، قادر به مشاهده و درک زیبایی هستیم؟
لحظه ای برای قدردانی از آن توقف میکنیم؟
آیا نبوغ و شگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره میتوانیم شناسایی کنیم؟


یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد
اگر ما لحظه ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقی دانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟
M_K
چه طور است که برخی دوستی ها تا سال ها پایدار می ماند و بسیار عمیق می شود اما برخی ازدواج ها حتی ۲ سال هم دوام نمی آورد؟ مهم ترین علت این است که ما در رابطه دوستی با یک نفر دیگر هرگز طرف مقابل را کنترل نمی کنیم و نمی خواهیم دوستمان را مطابق میل خودمان تغییر دهیم. این اشتباه مهلک بسیاری از همسران در زندگی مشترک است.
اغلب آن ها نمی دانند که هیچ کس نمی تواند فرد دیگری را تغییر دهد و همه قادرند فقط خودشان را تغییر دهند حتی همسران؛ به این ترتیب به جای این که سعی کنند خود را تغییر دهند سعی می کنند همسرشان را تغییر دهند و از این جاست که ناکامی و تعارض سرباز می کند.

" ویلیام گلاسر "
تفکر اردکی
دو اردک بعد از دعوایی که هیچ‌وقت زیاد طول نمی‌کشد، از هم جدا می‌شوند و در جهت مخالف هم شنا می‌کنند. بعد هر یک از اردک‌ها چند بار بال‌هایش را به شدت به هم می‌زند و انرژی مازادی را که در طول دعوا در او جمع شده، آزاد می‌کند. آن‌ها بعد از به هم زدن بال‌هایشان با آرامش روی آب شناور می‌شوند، مثل این که هیچ اتفاقی نیفتاده است.

اگر اردک، ذهن انسان را داشت، این درگیری را با فکر کردن و داستان‌سازی درباره‌ی آن زنده نگه می‌داشت. داستان اردک احتمالا این می‌شد «باور نمی‌کنم چنین کاری کرده باشد. تا چند سانتی‌متری من جلو آمد. فکر می‌کند برکه مال اوست. اصلاً ملاحظه‌ی حریم مرا نمی‌کند. دیگر هرگز به او اعتماد نخواهم کرد. دفعه‌ی بعد برای اذیت و آزار من کاردیگری خواهد کرد. مطمئنم از حالا دارد توطئه‌چینی می‌کند. ولی من دیگر نمی‌توانم تحمل کنم. درسی به او می‌دهم که هرگز فراموش نکند.»... اگر اردک دارای ذهن انسان بود،‌چه‌قدر زندگی برایش دشوار می‌شد...

درسی که اردک به ما می‌آموزد این است

بال‌هایت را به هم بزن

ماجرا را رها کن

و به تنها مکان قدرت یعنی زمان حال برگرد.

"رهایی از گذشته"
Talkh o shirin
leaves
" آرامش" به معنای آن نيست که صدايی نباشد،
مشکلی وجود نداشته باشد،
يا کار سختی پيش رو نباشد!

" آرامش" يعني در ميان صدا، مشکل و کار سخت، دلی آرام وجود داشته باشد...
و این آرامش، فقط با یادِ خدا و توکل بر خدا ممکن است.❣ innocent

به توکلِ نام اعظمت،
leavesبسم الله الرحمن الرحيمleaves

"دلتان آرام "purple_

talkhoshirini
خدای من!
تو چقدر به من نزدیکی با این همه فاصله ای که من از تو گرفته ام.
تو که اینقدر دلسوز منی!

خدایا تو کی نبود�� که بودنت دلیل بخواهد؟
تو کی غایب بوده ای که حضورت نشانه بخواهد؟
تو کی پنهان بوده ای که ظهورت محتاج آیه باشد؟

کور باد چشمی که تو را ناظر خویش نبیند.
کور باد نگاهی که دیده بانی نگاه تو را درنیابد.
بسته باد پنجره ای که رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود.
و زیانکار باد سودای بنده ای که از عشق تو نصیب ندارد.talkhoshirini
شخصی تعریف میکرد توی رستوران نشسته بودم که یک دفعه یه مرده که با تلفن صحبت میکرد فریاد کشید و خیلی خوشحالی کرد و بعد از تمام شدن تلفن، رو به گارسون گفت همه کسانی که در رستورانند، مهمان من هستن به ""باقالی پلو و ماهیچه""

""بعد از سال دارم بابا میشم""

چند روز بعد تو صف سینما، همون مرد رو دیدم که دست بچه ی یا ساله ای را گرفته بود که به او بابا میگفت

پیش مرد رفتم و علت کار اون روزشو پرسیدم

مرد با شرمندگی زیاد گفت آن روز در میز بغل دست من، پیرمردی با همسرش نشسته بودند پیر زن با دیدن منوی غذاها گفت ای کاش میشد امروز باقالی پلو با ماهیچه میخوردیم، شوهرش با شرمندگی ازش عذر خواهی کرد و خواست به خاطر پول کمشان، فقط سوپ بخورند

من هم با آن تلفن ساختگی خواستم که همه مهمان من باشند تا اون پیرمرد بتونه بدون شرمندگی، غذای دلخواه همسرش را فراهم کنه.

((خدا)) را
فقط با
"دولا و راست شدن" و امتداد ""والضالین"" نمیتوان شناخت...!!
ﻧﺼﯿﺤﺖ ﭘﺪﺭم ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﻟﻪ ﺗﻮ ﺫﻫﻨﻢ ﻣﻮﻧﺪﻩ .
ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺍﮔﻪ ﻣﻬﻤﻮﻥ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩﯾﻦ ﻭ
ﺻﺎﺣﺐ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﭼﺎﯼ ﺁﻭﺭﺩ
ﺭﺩ ﻧﮑﻨﯿﻦ ،
ﺷﺎﯾﺪ
ﺍﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯾﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ
ﺍﺯ ﻣﻬﻤﻮﻧﺶ ﺩﺍﺭﻩ
ﻭ ﺍﮔﻪ ﻧﺨﻮﺭﯾﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﻪ ....
ﺣﻮﺍﺳﻤﻮﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﺎﺷﻪ
عجب دنیاییست!
در کله پزی ها هم زبان از مغز گرانتر است!
درست مثل جامعه که چرب زبانها از عاقلان ارزشمندترند!
من و دنیا ..
همدیگر را رنگ میکنیم ،
من با مداد سیاه، دنیا با مداد سفید!......
من ..
روزهاي اورا! ..
او..
موهاي من را ! ...
talkhoshirini bouquetbouquetbouquetbouquetbouquetbouquetbouquetbouquetbouquetbouquetbouquetbouquetbouquetbouquetbouquetbouquetbouquetbouquet
قلبت را آرام كن..
يك وقتهايي بنشين و خلوت كن با تمام سكوت هايت…
نگاه كن به اطرافت…
به خوشبختى هايت…
به كساني كه ميداني دوستت دارند…
به وجود آدم هايي كه برايت اهميت دارند…
و به خدايي كه تنهايت نخواهد گذاشت…
گاهي يك جاي دنج انتخاب كن…
گاهي يك جاي شلوغ…
آرامش را در هر دو پيدا كن…
هم دركنار شلوغي آدم ها…
هم دركنار پنجره اي چوبي و تنها…
دلمشغولي ها را گاهي ساده تر حس كن…
باران را بي چتر بشناس…
خوشحالي را فرياد بزن…
و بدان كه تو..." بهترینی...

سبک زندگیتون رنگ خدا
وعاقبتتون بخیرtalkhoshirini
دهكده جهاني موفقيت .K
چگونه ممکن است که آدم‌ها هنگام بحث فقط در پی پیروزی باشند و به حقیقت اعتنا نکنند؟ شوپنهاور می‌گوید «به سادگی»؛ این «دنائت فطری بشری است.این امر نتیجه‌ی «نخوت ذاتی» و این واقعیت است که مردم پیش از سخن گفتن، فکر نمی‌کنند بلکه پرحرف و فریبکارند - آنها به سرعت موضعی اختیار می‌کنند، و از آن پس، فارغ از درستی یا نادرستی آن موضع، صرفا به خاطر غرور و خودرأیی به آن می‌چسبند. نخوت همیشه بر حقیقت غلبه می‌کند !

هنر همیشه بر حق بودن آرتور شوپنهاور
dehkade_jahani_movafaghiyat
شیوانا ۱۲ – فقط به خاطر او !

شیوانا با عده ای از شاگردان از راهی عبور می کردند. درکنار جوی آب و زیر درخت جوانی را دیدند که با شوق و جدیت فراوان مشغول مطالعه بود طوری که اصلا متوجه حضور شیوانا و جمع همراه او نشد. شیوانا لختی توقف کرد و از جوان پرسید ” برای چه اینچنین غرق مطالعه شده است و با این جدیت درس می خواند!؟” جوان لبخندی زد و گفت” به سه دلیل ! اول اینکه پدر و مادرم از من قول گرفته اند سخت درس بخوانم و در آزمون ورودی ارتش امپراتور قبول شوم و به شغل آبرومندی برسم که آبروی خاندان را حفظ کنم. دلیل دوم این است که پدرم مرا ترسانده که اگر در آزمون ورودی قبول نشوم مرا به شلاق خواهد بست و درد و شکنجه بسیاری نصیبم خواهد شد و دلیل سوم هم این است که اگر در این آزمون پذیرفته نشوم مجبورم به کارهایی روی آورم که در شان من نیست و با کسانی همکار شوم که خودم را هم رده آنها نمی دانم و از این بابت مسلما رنج زیادی خواهم کشید!”

یکی از شاگردان شیوانا سری تکان داد و گفت ” جوان بیچاره هیچ راهی جز درس خواندن جدی و قبول شدن حتمی در آزمون ندارد.وقتی این همه ترس و قول و هراس وجود دارد او چگونه می تواند با این شوق و اشتیاق درس بخواند!؟”

شیوانا سری تکان داد و گفت همه این دلایل که این پسر گفت نمی توانند این شوق و جدیتی که می بینیم را در او زنده کنند!؟ عامل محرک او چیزی بسیار قوی تر از ترس و وحشت و محرومیت و از این قبیل قصه هاست. تنها یک هدف زیبا وپاک و مقدس می تواند تلاشی زیبا و تحسین برانگیز و کامل را شکل دهد. “

سپس شیوانا رو به پسر کرد و گفت ” اگر هر سه عاملی که گفتی از بین بروند! یعنی برای خانواده دیگر راه یافتن تو به درگاه امپراتور اهمیتی نداشته باشد و شکنجه و شلاقی هم در بین نباشد و فرصت کافی به تو داده شود تا بدون اینکه وارد بازار کار شوی باز سال دیگر در آزمون شرکت کنی ، آیا باز هم با این جدیت و سخت گیری درس را دنبال می کنی؟!”

پسرک لبخندی زد و گفت ” حق با شماست! یک دلیل دیگر هم هست که معمولا به کسی نمی گویم! آن هم این است که دل به دختری از همکاران پدر سپرده ام که شرط ازدواج با او یافتن شغلی آبرومندانه در درگاه امپراتور است. من بیشتر به دلیل اوست که این زحمت را به خودم هموار می کنم . فقط به خاطر او ! “

شیوانا سری به نشانه تشکر تکان داد و برای او آرزوی موفقیت کرد و از او جدا شد و راه خود را در پیش گرفت. چند قدم که از پسرک دور شدند شیوانابه سوی شاگردان بازگشت و گفت ” هر وقت در جایی شوق و شور و هیجان بیش از حد را دیدید شک نکنید که در ورای این شوق عشقی بزرگ نهفته است. ترس و هراس و ابهام و وحشت هرگز نمی توانند شور و اشتیاق ایجاد کنند!”
dehkade_jahani_movafaghiyat

یاد بگیریم هر چیزی ارزش به خاطر سپردن را ندارد. bck_small_square dehkade_jahani_movafaghiat
آدم هايی كه ميدانند چه ميخواهند را دوست دارم!
آدم هايی كه مرز دارند،...
كه نه گفتن بلدند،...
كه ميتوانند بگويند چه چيز را ميخواهند و چه چيز را نميخواهند....
آدم هايي كه تو را در "هزارتوی ابهام" و "حدس بزن چه چيزی توی دلم دارم" گرفتار نميكنند!
آدم هايی كه...
آدم هايی كه مرزشان مشخص است زندگی را راحت ميكنند...
نگاه ميكنی و ميبينی همپوشانی مرزها بين تو و او چقدر است،...
چيزي كه ميخواهد را ميشود به او داد،
چيزي كه ميخواهی را ميتوانی بگيری!
كه اگر نشد نه كسی احساس قربانی بودن ميكند،..
نه حس فريب دارد،..
نه بار دِين خويش را بر شانه ديگری مي گذارد...
آدم هايی كه مرز دارند غنيمتند!
شفافيتشان شفافيت مي آورد...
نه گفتنشان نه گفتن را آسان ميكند...
خودشان هستند و ميگذارند خودت باشی...
بي قضاوت،
بي دلخوری،
بي رنج....
آدم هايی كه می دانند چه می خواهند،دوستان خوبی می شوند...
dehkade_jahani_movafaghiat
ما انسان ها به حکم انسان بودنمان، موجودات فراموش کاری هستیم
نسبت به هم، نسبت به خدا
یادمان می رود که گاهی خدا را شکر، شبیه یک لبخند مادر می شود، شبیه قامت استوار پدر
گاهی تشکر از خدا آن حس زیبای یک صبح دلپذیر پاییزی است،
کنار نان تازه و صدای قاشق گردان در فنجان چای
روزی شبیه قطره های باران است

بی امان میان رفت و آمد برف پاک کن ماشین ها که انگار آنها هم برای هنر آفرینی خدا دست تکان می دهند
و گاه آن آرامش شکوهمند دانه های برف که شهر را وادار به سکوت می کند،با احترام

خدا را شکر، همان حس زیبای بودن کنار آدم هایی است که محبت و دوستی را از قصه ها بیرون می آورند، قاب می کنند و به دیوار زندگی ات می آویزند
خدا را شکر ، گاهی اصلاً همان تشکر از آدم هاست
می تواند شبیه به گرمی فشردن یک دست باشد یا حتی نگاه در چشم های کسی و لبخندی از ته دل،
شبیه یک شاخه مریم و دسته نرگس در گلدان سفالی فیروزه ای رنگ یادگار مادربزرگ
تنها یادمان بماند که کسی نه آن بالا بالاها که در همین نزدیکی حواسش با ماست
کافی است لا به لای ساعت های شلوغ زندگی، حواس ما هم کمی با او باشد.

dehkade_jahani_movafaghiat
wards_arrow_with_hook نوشته بسیار زیبا از کتاب کنت مونت کریستو اثر الکساندر دوما...

در این دنیا نه خوشبختی هست و نه بدبختی فقط قیاس یک حالت با حالتی دیگر است.تنها کسی که حد اعلای بدبختی را شناخته باشد میتواند حد اعلای خوشبختی را نیز درک کند.میبایست انسان خواسته باشد بمیرد، تا بداند زنده بودن چقدر خوب است. پس زندگی کنید و خوشبخت باشید.هرگز فراموش نکنید که تا روزی که خداوند بخواهد آینده انسان را آشکار کند، همه شناخت انسان در دو کلمه خلاصه میشود

صبر...... امید.......


dehkade_jahani_movafaghiat

شما نقاش زندگی خود هستید .. میتوانید دنیا را خاکستری کنید یا رنگی .. انتخاب با شماست arrow_right_hookdehkade_jahani_movafaghiat
طرح کلی ذهنی یک فرد چگونه شکل میگیرد؟
از دوران کودکی
از خانواده و مدرسه
از فرهنگ جامعه
اینها عوامل اصلی شرطی شدن ذهن ناخودآگاه انسان هستند, چه مثبت باشد چه منفی.

کودکی که در خانواده و فامیل و کلا در محیط ثروتمند متولد می شود، بدون هیچ زحمتی نصف راه ثروتمند شدن را رفته است.
شخصی که در خانواده و فامیلی با تحصیلات فوق تخصص رشد می کند، رویایش ورود به دانشگاه نیست ، او به اینکه از کجا فوق تخصص بگیرد می اندیشد.
کودکی که در برزیل به دنیا می آید نصف راه فوتبالیست شدن را طی کرده است.
برزیلیها به ورود به جام جهانی فکر نمی کنند آنها به بردن جام جهانی می اندیشند.

اکنون همه اینها را برعکس کنید
کودکی که در خانواده و محیطی ضعیف رشد می کند کار بسیار سختی در پیش خواهد داشت .( اما نه غیر ممکن)

تا کنون اندیشیده اید که چرا همه سنگ ها مال پای لنگ است؟
آیا پای لنگ خودش سنگ ها را جذب نمی کند؟

اما چگونه میتوان این چرخه علت و معلولی را به نفع خود به کار گرفت ؟

در فرمول پست قبل گفتیم که افکار و تصاویر ذهنی و باور های یک فرد در نهایت ، زندگی بیرونی او را می سازند و تجربیات زندگی ، به نوبه خود افکار و باورهای او را شکل می دهند .
این چرخه اگر منفی باشد می تواند مانند گرداب شخص را به درون خود بکشد.

راه رهایی از این چرخه، برنامه ریزی مجدد ذهن ناخودآگاه ماست.coffee

dehkade_jahani_movafaghiat
مـصــɠђ๏รţـطفي

گاهی بادویدن
برای رسیدن به کسی،

نفسی برای ماندن
درکناراونخواهی داشت،

پس باکسی بمان
که نصف راه رابه سمتت دویده باشد...
ملیحه
پسر ساله ای از مادرش پرسیدمامان برای تولد سالگیم چی کادو میگیری?? مادرپسرم هنوز خیلی مونده،،، پسر ساله شد،،، یک روز حالش بد شد مادر اورا به بیمارستان برد دکتر گفت پسرت بیماری قلبی داره پسر از مادرش پرسید???مادر من میمیرم??? مادر فقط گریه کرد،،، پسرتحت درمان بود ،،، همه فامیل برای تولد سالگی اش تدارک دیدند وقتی پسر به خانه آمد متوجه نامه ای که روی تختش بود افتاد،،،،،،، پسرم، اگر این نامه را میخوانی یعنی همه چیز عالی انجام شده یادته یه روز پرسیدی برای تولدت چی کادو میخوای??و من نمیدونستم چه جوابی بدم من قلبم رو به تو دادم ازش مراقبت کن و تولدت مبارک،،،، هیچ چیز توی دنیا بزرگتر از قلب مادرو عشقش نیست ،،،، كپي واسه اونايي كه عاشقه مادرشونن ازاد...
.
.
.
. کُلُفتیه صِداتو بِه رُخِ

"مادری "

که چجوری صُحبَتْ کَردَنو بهت یاد داده نَکِش |

دِلِش بِشکَنه کُل زِندِگیت میشکَنِهweary(
در هر رابطه دو نفره ای شش نفر حضور دارند
-من
-تو
-تصویری که من از تو در ذهن دارم
-تصویری که تو از من در ذهن داری
-تصور من از تصویری که خودم در ذهن تو دارم
-تصور تو از تصویری از خودت که در ذهن من است.
.
.
حواسمان به هر شش تا باشد!
گاهی زندگی سخت است و گاهی ما سخت ترش میکنیم . . .
گاهی آرامش داریم، خودمون خرابش میکنیم . . .
گاهی خیلی چیزارو داریم اما محو تماشای نداشته هامون میشیم . . .
گاهی حالمون خوبه اما با نگرانی فردا خرابش میکنیم . . .
گاهی میشه بخشید اما با انتقام ادامش میدیم . . .
گاهی میشه ادامه داد اما با اشتیاق انصراف میدیم . . .
گاهی باید انصراف داد اما با حماقت ادامه میدیم . . .
و گاهی . . . گاهی . . . گاهی . . . تمام عمر اشتباه میکنیم و نمیدونیم یا نمیخوایم... بدونیم. . . .
کاش بیشتر مراقب خودمون، تصمیماتمون و گاهی . . . گاهی های زندگیمون باشیم . . .
کاش یادمون نره .که فقط
یک-بار-زنده-ایم-و-زندگی-میکنیم-فقط-یکبار!
به آن هایی که دوستشان دارید
بی بهانه بگویید دوستت دارم
بگویید در این دنیای شلوغ
سنجاقشان کرده اید به دلتان

نکات و نوشته های نایاب روانشناسی کودک و خانواده


داستان ویولونیست ایستگاه متروی واشینگتن
در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ۳۰ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت.
از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند.
سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد.
از سرعت قدمهایش کاست و چند ثانیه ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.
یک دقیقه بعد، ویلونزن اولین انعام خود را دریافت کرد.
خانمی بی آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.
چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت سر تکیه داد، ولی ناگهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد.
کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان به همراه می برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلونزن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدینشان بلا استثنا برای بردنشان به زور متوسل شدند.
در طول مدت ۳۰ دقیقه ای که ویلون زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند.
بیست نفر انعام دادند، بی آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلون زن شد.
وقتیکه ویلون زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد.
نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.


هیچکس نمیدانست که این ویلون زن همان جاشوا بل (Joshua Bell) یکی از بهترین موسیقی دانان جهان است و هر یک قطعات نوشته شده ی این کنسرت سه و نیم ملیون دلار می ارزد!
جاشوا بل (Joshua Bell)، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تئاتر های شهر بوستون، برنامه ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش فروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.


این یک داستان حقیقی است، نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن پست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الوویت های مردم بود.


نتیجه آیا ما در شرایط معمولی و ساعات نامناسب، قادر به مشاهده و درک زیبایی هستیم؟
لحظه ای برای قدردانی از آن توقف میکنیم؟
آیا نبوغ و شگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره میتوانیم شناسایی کنیم؟


یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد
اگر ما لحظه ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقی دانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟
M_K
چه طور است که برخی دوستی ها تا سال ها پایدار می ماند و بسیار عمیق می شود اما برخی ازدواج ها حتی ۲ سال هم دوام نمی آورد؟ مهم ترین علت این است که ما در رابطه دوستی با یک نفر دیگر هرگز طرف مقابل را کنترل نمی کنیم و نمی خواهیم دوستمان را مطابق میل خودمان تغییر دهیم. این اشتباه مهلک بسیاری از همسران در زندگی مشترک است.
اغلب آن ها نمی دانند که هیچ کس نمی تواند فرد دیگری را تغییر دهد و همه قادرند فقط خودشان را تغییر دهند حتی همسران؛ به این ترتیب به جای این که سعی کنند خود را تغییر دهند سعی می کنند همسرشان را تغییر دهند و از این جاست که ناکامی و تعارض سرباز می کند.

" ویلیام گلاسر "
تفکر اردکی
دو اردک بعد از دعوایی که هیچ‌وقت زیاد طول نمی‌کشد، از هم جدا می‌شوند و در جهت مخالف هم شنا می‌کنند. بعد هر یک از اردک‌ها چند بار بال‌هایش را به شدت به هم می‌زند و انرژی مازادی را که در طول دعوا در او جمع شده، آزاد می‌کند. آن‌ها بعد از به هم زدن بال‌هایشان با آرامش روی آب شناور می‌شوند، مثل این که هیچ اتفاقی نیفتاده است.

اگر اردک، ذهن انسان را داشت، این درگیری را با فکر کردن و داستان‌سازی درباره‌ی آن زنده نگه می‌داشت. داستان اردک احتمالا این می‌شد «باور نمی‌کنم چنین کاری کرده باشد. تا چند سانتی‌متری من جلو آمد. فکر می‌کند برکه مال اوست. اصلاً ملاحظه‌ی حریم مرا نمی‌کند. دیگر هرگز به او اعتماد نخواهم کرد. دفعه‌ی بعد برای اذیت و آزار من کاردیگری خواهد کرد. مطمئنم از حالا دارد توطئه‌چینی می‌کند. ولی من دیگر نمی‌توانم تحمل کنم. درسی به او می‌دهم که هرگز فراموش نکند.»... اگر اردک دارای ذهن انسان بود،‌چه‌قدر زندگی برایش دشوار می‌شد...

درسی که اردک به ما می‌آموزد این است

بال‌هایت را به هم بزن

ماجرا را رها کن

و به تنها مکان قدرت یعنی زمان حال برگرد.

"رهایی از گذشته"
Talkh o shirin
leaves
" آرامش" به معنای آن نيست که صدايی نباشد،
مشکلی وجود نداشته باشد،
يا کار سختی پيش رو نباشد!

" آرامش" يعني در ميان صدا، مشکل و کار سخت، دلی آرام وجود داشته باشد...
و این آرامش، فقط با یادِ خدا و توکل بر خدا ممکن است.❣ innocent

به توکلِ نام اعظمت،
leavesبسم الله الرحمن الرحيمleaves

"دلتان آرام "purple_

talkhoshirini
خدای من!
تو چقدر به من نزدیکی با این همه فاصله ای که من از تو گرفته ام.
تو که اینقدر دلسوز منی!

خدایا تو کی نبود�� که بودنت دلیل بخواهد؟
تو کی غایب بوده ای که حضورت نشانه بخواهد؟
تو کی پنهان بوده ای که ظهورت محتاج آیه باشد؟

کور باد چشمی که تو را ناظر خویش نبیند.
کور باد نگاهی که دیده بانی نگاه تو را درنیابد.
بسته باد پنجره ای که رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود.
و زیانکار باد سودای بنده ای که از عشق تو نصیب ندارد.talkhoshirini
شخصی تعریف میکرد توی رستوران نشسته بودم که یک دفعه یه مرده که با تلفن صحبت میکرد فریاد کشید و خیلی خوشحالی کرد و بعد از تمام شدن تلفن، رو به گارسون گفت همه کسانی که در رستورانند، مهمان من هستن به ""باقالی پلو و ماهیچه""

""بعد از سال دارم بابا میشم""

چند روز بعد تو صف سینما، همون مرد رو دیدم که دست بچه ی یا ساله ای را گرفته بود که به او بابا میگفت

پیش مرد رفتم و علت کار اون روزشو پرسیدم

مرد با شرمندگی زیاد گفت آن روز در میز بغل دست من، پیرمردی با همسرش نشسته بودند پیر زن با دیدن منوی غذاها گفت ای کاش میشد امروز باقالی پلو با ماهیچه میخوردیم، شوهرش با شرمندگی ازش عذر خواهی کرد و خواست به خاطر پول کمشان، فقط سوپ بخورند

من هم با آن تلفن ساختگی خواستم که همه مهمان من باشند تا اون پیرمرد بتونه بدون شرمندگی، غذای دلخواه همسرش را فراهم کنه.

((خدا)) را
فقط با
"دولا و راست شدن" و امتداد ""والضالین"" نمیتوان شناخت...!!
ﻧﺼﯿﺤﺖ ﭘﺪﺭم ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﻟﻪ ﺗﻮ ﺫﻫﻨﻢ ﻣﻮﻧﺪﻩ .
ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺍﮔﻪ ﻣﻬﻤﻮﻥ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩﯾﻦ ﻭ
ﺻﺎﺣﺐ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﭼﺎﯼ ﺁﻭﺭﺩ
ﺭﺩ ﻧﮑﻨﯿﻦ ،
ﺷﺎﯾﺪ
ﺍﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯾﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ
ﺍﺯ ﻣﻬﻤﻮﻧﺶ ﺩﺍﺭﻩ
ﻭ ﺍﮔﻪ ﻧﺨﻮﺭﯾﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﻪ ....
ﺣﻮﺍﺳﻤﻮﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﺎﺷﻪ
عجب دنیاییست!
در کله پزی ها هم زبان از مغز گرانتر است!
درست مثل جامعه که چرب زبانها از عاقلان ارزشمندترند!
من و دنیا ..
همدیگر را رنگ میکنیم ،
من با مداد سیاه، دنیا با مداد سفید!......
من ..
روزهاي اورا! ..
او..
موهاي من را ! ...


قلبت را آرام كن..
يك وقتهايي بنشين و خلوت كن با تمام سكوت هايت…
نگاه كن به اطرافت…
به خوشبختى هايت…
به كساني كه ميداني دوستت دارند…
به وجود آدم هايي كه برايت اهميت دارند…
و به خدايي كه تنهايت نخواهد گذاشت…
گاهي يك جاي دنج انتخاب كن…
گاهي يك جاي شلوغ…
آرامش را در هر دو پيدا كن…
هم دركنار شلوغي آدم ها…
هم دركنار پنجره اي چوبي و تنها…
دلمشغولي ها را گاهي ساده تر حس كن…
باران را بي چتر بشناس…
خوشحالي را فرياد بزن…
و بدان كه تو..." بهترینی...

سبک زندگیتون رنگ خدا
وعاقبتتون بخیرtalkhoshirini
دهكده جهاني موفقيت .K
چگونه ممکن است که آدم‌ها هنگام بحث فقط در پی پیروزی باشند و به حقیقت اعتنا نکنند؟ شوپنهاور می‌گوید «به سادگی»؛ این «دنائت فطری بشری است.این امر نتیجه‌ی «نخوت ذاتی» و این واقعیت است که مردم پیش از سخن گفتن، فکر نمی‌کنند بلکه پرحرف و فریبکارند - آنها به سرعت موضعی اختیار می‌کنند، و از آن پس، فارغ از درستی یا نادرستی آن موضع، صرفا به خاطر غرور و خودرأیی به آن می‌چسبند. نخوت همیشه بر حقیقت غلبه می‌کند !

هنر همیشه بر حق بودن آرتور شوپنهاور

نکات و نوشته های ناب روانشناسی


مثبت اندیشی چیست؟؟؟
مثبت اندیشی به معنای خود را گول زدن نیست ـ
مثبت اندیشی به معنای ندیدن مشکلات نیست ـ
بلکه مثبت اندیشی یعنی
باور داشته باشید , برای هر مشکلی راهی هست ـ
باور داشته باشید , راه رسیدن به خواسته های تان , عزم و اراده خودتان است ـ
باور داشته باشید , اگر به هدفی نرسیدیم , آخر دنیا نیست ـ
باور داشته باشید که انسان ها , قصد آزار شما را ندارند ـ بلکه آن ها هم مشکلات خودشان را دارند ـ
و از همه مهم تر
باور داشته باشید که همه چیز در دست قدرت لایزال خداوند است ـ
از امروز تلاش کنید , مثبت باشید ـ فردی مثبت اندیش اما
آرامش نتيجه سه عبارت است
- تجربه ديروز
-استفاده امروز
-اميد به فردا .....

ولي اغلب ما با سه عبارت ديگر زندگي مي کنيم
- حسرت ديروز
- اتلاف امروز
-ترس از فردا....

در حالي که آفريدگار مهربان ...
گذشته را عفو ...
امروز را مدد....
و فردا را کفايت مي کند.

باید عاشق افکاری شد که
برایمان شادمانی و تندرستی و امید و خیر وبرکت به همراه می آورد.
مهربانی در گفتار ، اعتماد می آفریند.
مهربانی در اندیشه ، بصیرت می آفریند.
مهربانی در بخشش ، عِشق می آفریند.
پس ...
مهربان سخن بگوییم ،
زیبا ییندیشیم ،
و آفتاب عشق را به دنیای اطرافیانمان هدیه دهیم ...!
دکتر حامد سلیمی

(جلسه ) دفتر مراقبه

سلام خدمت همه ی دوستان.

اینم درس اول

اولين درس جادوگري...

هر كسي يه دفترچه ي كوچيك داشته باشه اسم اين دفتر رو مي گذاريم

دفتر مراقبه

ما همه ي تمرينهايي رو كه بايد انجام بديم و اون هايي رو كه انجام داديم و حتي اون هايي رو كه تنبلي كرديم و انجام نداديم ، اين تو مي نويسيم. باشه؟

ما،بارها و بارها ، مثلا" تصميم گرفتيم، فكر بد نكنيم ، اما يكهو به خودمون ميايم و مي بينيم يه عالم فكر بد و منفي كرديم.در حالي كه مي دونيم كارمون درست نيست اما در طي سالها اينجوري خودمون رو شرطي كرديم كه اختيار افكار و كارهامون كاملا" دستمون نيست! ببين... اين فكر بد واسه ي هر كسي يه شكلي داره! واسه يكي فكر و رفتار گناه آلوده كه مي تونه هر چيزي باشه! واسه يكي مثلا اين كه از عشقش جدا شده، حالا بايد فراموشش كنه اما نمي تونه! واسه ي يكي همه ي استرس هاو اضطراب هايي كه داره و... و... و... و... همه ي ما، يه چيزهايي داريم كه مي دونيم نبايد داشته باشيم اما به داشتن اون ها شرطي شديم! نا آگاهانه هم شرطي شديم! اولين كار تو كلاس جادوگري، اينه كه ياد بگيريم دوباره خودمون رو شرطي كنيم! اما اين دفعه آگاهانه!

 

براي شرطي شدن آگاهانه ، يه روش سه قسمتي وجود داره، به نام

مشارطه.مراقبه.مكاشفه.

مشارطهيعني ما ،يه شرطي واسه ي خودمون مي گذاريم! حالا هر شرطي!مثلا" شرط مي گذاريم به هيچ چيز ناراحت كننده اي فكر نكنيم يايه روز شكلات نخوريم يا...

مراقبهيعني ما،مراقبت مي كنيم كه به شرطي كه گذاشتيم، عمل كنيم!

مكاشفهيعني ما،كشف مي كنيم! يعني ما خودمون رو بررسي مي كنيم، ببينيم، به شرطي كه واسه خودمون گذاشتيم، چقدر عمل كرديم!

 

نكته ي اول سنگ بزرگ، علامت نزدنه! هيچ وقت در شروع يه مشارطه، نمي گيم تا ابد! تا آخر عمر!

مثلا" صد بار هم بگيم تا ابد هميشه خوشحال مي مونم،فايده اي نداره!چون، بعد مي بينيم در واقعيت اينجوري اتفاق نمي افته! اون وقت ، فقط دوباره نااميد مي شيم ، تازه به خودمون هم بي اعتماد مي شيم و اين باعث مي شه اين پيام بد رو به خودمون القا كنيم كه من هيچ وقت نمي تونم!

پس در ابتدا براي هر مشارطه يه زمان كوچولوي قابل تحمل مي گذاريم! مثلا" يك ساعت! بعد كم كم مي كنيمش ساعت، بعد يه روز در هفته، بعد ... تا برسيم به هميشه!

نكته ي دومبعد از اينكه يه شرط واسه خودمون گذاشتيم، همه ي سعيمون رو مي كنيم تا بهش عمل كنيم . بعدش دفتر مراقبه رو بر ميداريم و واسه ي خودمون مي نويسيم كه

من ، (اسمتم بنويس)،موفق شدم به شرطي كه براي خودم گذاشتم ،عمل كنم! آفرين به من!

تازه مي توني يك عالم هم خودت رو تحويل بگيري و از خودت تشكر كني! حتما" اين كار رو بكن! تو خيلي قوي هستي كه تونستي به شرطت عمل كني! اصلا" مهم نيست شرط چي بوده يا اينكه زمانش خيلي كوتاه بوده! مهم اينه كه تونستي! وقتي زمان عمل كردن به شرطت طولاني تر شد ، حتي براي خودت هديه بخر! كادوش كن ! روش بنويس تقديم به خودم كه به قولي كه به خودم دادم، عمل كردم! يا به خودت جايزه بده! هر چي! مثلا" يه چايي داغ! يه كش سر! يه استراحت دلچسب! هر چي كه دوست داري! اما يادت باشه ،، حتما" ، هم شرطت رو و هم زمان مراقبه و هم مكاشفه ي تهش رو توي دفتر مراقبه بنويس!

نكته ي سومما از حالا زياد با اين مشارطه، مراقبه، مكاشفه سر و كار داريم! پس جدي بگيرش!

 

تمرين اين جلسه

مي خوام يه چيزي رو واسه خودت مشارطه كني و بعد مراقبه و بعد مكاشفه.و همين الان توي دفتر مراقبه بنويسيش. مثلامن الان واسه ي خودم مشارطه كردم به مدت ساعت،خيلي خوش اخلاق باشم، به همه لبخند بزنم، و هر كسي رو كه ديدم توي دلم براش آرزو كنم همه ي آرزوهاش تو اين روز عيد بر آورده بشه!

 

 

مثلا" من تصميم گرفتم براي عمل كردن به مشارطه ي امروزم پيش يك كسي برم كه به مهربوني من احتياج داره!

Alii
راههای کنترل خشم با الهام از راه کارهای پیشنهادی از سوی متخصصان و افراد خبره در این زمینه می تواند نتیجه ای بهتر و موفقیت امیز تر داشته باشد. در این بخش با برخی از انها آشنا می شوید.

اینکه گاهی در زندگی عصبانی شویم، کاملا طبیعی و عادی است؛ چرا که در برخی مواقع حتی موارد کوچک هم می توانند ما را تحریک کنند. متاسفانه خشم و عصبانیت احساساتی هستند که به سختی می توان آنها را کنترل کرد اما با به کارگیری چند روش کارآمد می توان تلاشی سودمند در جهت کنترل این احساسات کرد.
امافراموش نکنید سلامتی مهمترین بخش زندگی هر فرداست و فردی که مدام عصبانی می شود، باید در انتظار بیماری هایی نظیر افزایش فشار و قند خون باشد.

در این مطلب قصد داریم با ارائه چند راهکار مفید به شما کمک کنیم تا به آسانی بتوانید خونسردی تان را حفظ کنید. این مطلب را تا انتها بخوانید.

 

- نفس عمیق

بهترین حالت آن است که از روش های -- استفاده کنید؛ یعنی نفس عمیق بکشید و تا بشمارید و در نهایت نفس خود را بیرون بدهید و تا بشمارید. این تمرین را حداقل بار تکرار کنید. در کنار نفس عمیق، شمردن تا هم توصیه می شود. گرچه با انجام این کار خشم کاملا از بین نمی رود و مسئله برطرف نمی شود اما این روش می تواند شما را از هرگونه واکنش سریع و تصمیمات غیرمنطقی بازدارد.

 

- اهمیت ندادن به خشم

مسلم است که خشم خود را به سادگی نمی توانید مهار کنید اما یاد بگیرید که با مهم جلوه دادن خشم، فریاد زدن و حتی کوبیدن در نمی توانید بر خشمتان غلبه کنید؛ پس به ای این کارها، بکوشید تا خشمتان را مانند یک ابر تصور کنید؛ یعنی احساس کنید که خشم الان اینجاست ولی همزمان و به سرعت در حال حرکت و گذر است.

راههای کنترل خشم و عصبانیت ، راههاي كنترل خشم و عصبانيت ، راههای کنترل بر خشم

- گفتگو با دوستان

وقتی به قدری عصبانی هستید که نمی دانید چگونه باید از این حالت بیرون بیایید، بهتر است با یکی از دوستان صمیمی تان تماس بگیرید و از ته دل درباره خشم خود صحبت کنید تا حالتان بهتر شود.

 

- فرونشاندن خشم

در مواقعی که بسیار عصبانی هستید، لازم است خشمتان را تخلیه کنید. در این مواقع حرکت، بهترین وسیله برای رهایی سریع از عصبانیت است؛ زیرا با حرکت، هورمون استرس کاهش می یابد و هورمون اندروفین یا همان هورمون شادی آزاد می شود. یکی دیگر از راهکارهای مفید برای زدودن خشم، پیاده روی یا دویدن در اطراف منزل است.


- مراقبه و تعمق

اگر دائما عصبانی می شوید، باید مراقبه کردن را تمرین کنید. روزانه دقیقه تمرین لازم است تا بتوانید ذهن تان را هنگام عصبانیت شدید در عرض چند ثانیه آرام کنید؛ برای این منظور جای راحتی را انتخاب کنید، چشم ها را ببندید و سپس آگاهانه بر روی تنفس خود متمرکز شوید و چگونگی ورود و خروج هوا را در بدنتان احساس کرده و بعد تمرکز کنید و حتی الامکان بکوشید تا از افکار خود خارج نشوید. این تمرین به شما کمک می کند تا در زمان عصبانیت به سرعت خود را آرام کنید!


- استفاده از وسیله ای برای تحریک

اجازه بدهید با مثالی موضوع را روشن کنیم؛ مثلا نیش پشه را می توان از طریق خارش در مدت کوتاهی دفع کرد؛ پس برای اینکه خشم تان را بپوشانید، لازم است از یک محرک شدیدتر استفاده کنید؛ برای نمونه می توانید آب نبات زنجبیلی بمکید یا یک فلفل قرمز را چندین بار گاز بزنید؛ پس، از این به بعد برای کنترل خشم در کیف دستی یا در کشوی میزتان چندین آب نبات زنجبیلی یا خوراکی هایی از این قبیل قرار دهید.

- لبخند زدن

در مواقعی که بسیار عصبانی هستید، سعی کنید یک بار لبخند بزنید؛ زیرا تنها وقتی که حال خوبی داریم، لبخند نمی زنیم؛ بلکه در زمانی که می خواهیم حال بهتری داشته باشیم نیز لبخند به لبانمان می نشیند؛ علاوه بر آن خنده استرس را کم می کند، فشار خون را کاهش می دهد و نیروهای دفاعی بدن را قوی تر می کند. فراموش نکنیددر هر صورت، لبخند ارزشمند است.
راههای کنترل خشم و عصبانیت ، راههای کنترل بر خشم ، راههای کنترل خشم عصبانیت

- مقایسه ممنوع

گاهی اوقات علت عصبانیت افراد مقایسه خودشان با دیگران است؛ مثلا شخص می گوید که درآمد همکارم بیشتر از من است یا اتومبیل همسایه ام بهتر از اتومبیل من است و یا مواردی از این دست. خود را با دیگران مقایسه نکنید و تنها موقعیت خاص خود را در نظر بگیرید. اگر از موقعیت فعلی تان ناراضی هستید یا فکر می کنید موقعیت دیگران بهتر از وضعیت فعلی شماست، آستین تان را بالا بزنید و کمی اوضاع را تغییر دهید. در هر حال در هنگام مقایسه کردن خود با دیگران هرگز عصبانی نشوید و بیشتر به فکر خود باشید.


- اندیشیدن به مانتر
«مان» به معنی فکر و «ترا» به معنی آزاد شدن است؛ در حقیقت مانترا مجموعه ای از کلمات و آواهایی است که با لحن خاص و به دفعات تکرار می شوند و به آن دلیل که مانترا تاثیر مثبتی بر جسم و روح م
ی گذارد، در مراقبه کاربرددارد. مانترا به تعادل ذهنی کمک می کند و از این طریق باعث می شود عصبانیت ما سریع تر فروکش کند یا دیرتر ظاهر شود.

به یک جمله یا یک شعار فکر کنید که بتواند شما را در چنین موقعیتی آرام کند. در مواقع خشم با جملاتی نظیر «آن ارزش ندارد»، «من کاملا آرام هستم»، مانترا را در خود ایجاد کنید و خود را از خشم برهانید.
, ,

"قانون جذب و انرژی مثبت"
(جلسه ) ماند

درس دوم

این درس واقعا کاربرد زیادی داره...


سلام به همه ي جادوگر هاي ريز و درشت!

امروز ميخوام درباره ي امواج بگم!دو نوع موج روحي و رواني ،وجود داره. موج مثبت و موج منفي.

توي زبان هندي به موج منفي ميگن ماند (شيطان)

 

ما از صبح تا شب ، مدام تحت تاثير اين دو موج قرار داريم.ديدين مثلا" يه روز خيلي خوش و خرم از خواب بيدار مي شيم ، سوار تاكسي مي شيم بريم سر كار. بعدش به محل كارمون كه مي رسيم ديگه روحيه ي شاد قبلي رو نداريم، يا سرمون درد مي گيره، يا بي حوصله مي شيم...اين ها همه اش براي اينه كه از ديگران ماند دريافت كرديم. بنابر اين امواج نقش مهمي در حالات روحي ما دارن .

امواج منفي يا ماند دو جور توليد مي شن

- خودمون ماند ميسازيم.

- از ديگران و محيط دريافت مي كنيم.

 

***چه طوري ما توليد ماند ميكنيم؟

با دروغ ،غيبت ،تهمت، حسادت، نفرت، دزدي، و به طور كلي بافكر منفي و كلام منفي و رفتار منفي و بد .همه ي اين كارها توليد موج منفي يا ماند ميكنه.كه هم به خودمون آسيب مي رسونه و هم به ديگران منتقلش ميكنيم.(اينجا آدم متوجه ميشه چرا در اديان اين كارها به نام گناه خونده شدن مثلا" اون هايي كه دختر هاشون رو چال مي كردن رو مجسم كن!آخه اگه تو اون سالها به مردم مي گفتن ماند توليد نكن، كه نمي فهميدن! )

 

***چه طوري ما از ديگران و محيط ماند دريافت مي كنيم؟

مثلا"با كسي زندگي ميكنيم كه مدام كلمات منفي و مايوس كننده ميگه يا از كنار آدمي كه داره فحش ميده رد ميشيم و حرفهاش رو ميشنويم و فيلم خشن مي بينيم ياتو روزنامه همه اش دنبال صفحه ي حوادث مي گرديم يا حتي رفتن به قبرستون در شب باعث دريافت ماند ميشه.(مي بيني اين هم توي دين ، ازش نهي شده، جالبه، نه؟) حتي محيط بيمارستان(بجز بخش تولد نوزاد ها) به آدم ماند سرايت مي ده . يادت باشه ما بعدا، با تقويت هاله ي بدنمون همه ي اين ها رو درست مي كنيم!پس، به طور كلي با شنيدن كلام منفي و ديدن و قرار گرفتن در محيط هايي كه توشون ماند توليد شده، ما ماند دريافت مي كنيم، حتي فكر منفي ديگران ، مي تونه به ما ماند بده خصوصا" اگه باهاشون دست بدي يا اينقدر نزديكشون باشي كه هاله هاي بدن نزديك هم قرار بگيره و ...(يادت باشه اين ها از نظر علمي هم ثابت شده چون دستگاه هايي وجود داره كه مي شه باهاش هاله رو ديد)

 


حالا يه موضوع مهم چي كار كنيم، كه از ديگران ماند دريافت نكنيم؟

 

- فرار!

يعني تا جايي كه امكانش هست، از اجتماعات و كساني كه ماند توليد مي كنن، دوري كنيم.بين آدم هايي كه همه اش درباره ي كشتار، مريضي و فقر و...حرف مي زنن، ننشينيم.

- حرف تو حرف آوردن!

يعني اگه مجبوريد پيش آدمي باشين كه ماند توليد ميكنه،يا مثلا" كسيه كه مثل مادر و پدر و ... نميشه تركش كنين، و عوض شدني هم نيستن، وقتي شروع مي كنن از چيزهاي منفي حرف بزنن، شما مدام سعي كنين حرف رو عوض كنين.از نقاط مثبت اون ها حرف بزنين، يا...)

-از در عشق وارد شدن!

فرض كنيم يه نفر شروع كنه به فحش دادن به شما! مي دونم خيلي سخته! اما جادوگري همينه ديگه! اگه مي خواي ازش ماند نگيري، بايد باهاش خوب حرف بزني!اين جوري امواج مثبت تو ، اثر ماند اون رو كم ميكنه!لااقل، فكر كن اين كار رو واسه ي خودت داري مي كني! نه اون! اين جوري انجامش راحت تر ميشه!

-سكوت!

اگه ديگه هيچ راهي نداشتي و امكان انجام هيچ كدوم از راه هاي بالا هم نبود،سكوت كن!به قول استاد خوبم، خانم جهان، از در بسته كمتر صدا وارد ميشه تا در باز!


تمرين اين جلسه

اول توی دفتر مراقبه بنويس من،(اسمت رو هم بنويس)، مشارطه ميكنم، به مدت يك ساعت، ماند توليد نكنم. و تمام اين چهار تا روش رو هم انجام بدم تا ماند دريافت نكنم.بعدش بايد كاملا" حواست رو جمع كني تا ببيني داري به چي فكر مي كني و ديگران چه حرفهايي در حضورت مي زنن. يادت باشه بعد از اين مراقبه، مكاشفه رو انجام بده و توي دفترت بنويس چه كار كردي.لطفا"از خودت تشكر كن و اين رو هم بنويس كه تو آدم موفقي هستي چون به شرط هايي كه مي گذاري، عمل مي كني!

 

خدايا!كمكمون كن تا تا به فطرت اصيل و پاكمون برگرديم و جادوي عشق رو در درونمون زنده كنيم.

"قانون جذب و انرژی مثبت"

 

کاسه ی چووبین

پیر مردی تصمیم گرفت تا با دختر ودامادش ونوه چهارساله خود زندگی کند.دستان پیر مرد می لرزیدوچشمانش خوب نمیدید و به سختی می توانست راه برود. هنگام خوردن شام غذایش را روی میز ریخت و لیوانی رابرزمین انداخت وشکست.

دختر ودامادش از این کثیف کاری پیرمرد ناراحت شدندباید درباره پدربزرگ کاری بکنیم وگرنه تمام خانه را به هم می ریزد. آنها یک میز کوچک در گوشه اطاق قراردادند وپدربزرگ مجبور شد به تنهایی آنجا غذا بخورد . بعد از این که یک بشقاب از دست پدر بزرگ افتاد و شکست دیگر مجبور بود غذایش را درکاسه چوبی بخورد هروقت هم خانواده او را سرزنش می کردند پدر بزرگ فقط اشک می ریخت وهیچ نمی گفت.
یک روز عصر قبل از شام پدر متوجه پسر چهار ساله خود شد که داشت با چند تکه چوب بازی می کرد. پدر روبه او کرد وگفتپسرم داری چی درست می کنی؟ پسر با شیرین زبانی گفتدارم برای تو و مامان کاسه های چوبی درست می کنم که وقتی پیر شدید در آنها غذا بخورید!

یادمان بماند که "زمین گرد است..."

نکات و نوشته های ناب روانشناسی


womanمن ی مامان مثبت وشاد هستم

-مامان مثبت صبحها خوش اخلاقه

-مامان مثبت همیشه میخنده

-مامان مثبت فرزندشو زیااااد تشویق میکنه

-مامان مثبت از کشف تجربه های جدید استقبال میکنه

-مامان مثبت فرزندشو زیاااد بغل میگیره

-مامان مثبت فرزندشو زیاااد میبوسه

-مامان مثبت به حرف های فرزندش بادقت گوش میده

-مامان مثبت صبوره

۹- مامان مثبت با فرزندش بازی خوب انجام میده

-مامان مثبت شده گاهی کودک میشه

و به کودک درونش اجازه فعالیت میده

-مامان مثبت نوازشگر ومهربانه

۱۲-مامان مثبت به فرزندش زياد ميگه دوستش داره

۱۳- بافرزندش به ارامی حرف میزنه و صدای بلند و فریاد زدن رو کلا حذف میکنه . وکودکش رو به ارامش دعوت میکنه.

۱۴- مامان مثبت فکر های بد در مورد فرزندش نمی کنه.

-مامان مثبت کودکش که از مهد یا مدرسه اومد مثل یه مامور کیفش رو تفتیش نمیکنه

-مامان مثبت امروز به غذای خوشمزه درست میکنه و اجازه میده هرجور کودکش دوست داره اونو بخوره...

۱۷-مامان مثبت خشمگین وعصبانی نمیشه در هیچ شرایطی

۱۸- مامان مثبت به بچه اش دروغ نمی گه .کلا دروغ و دروغگویی ممنوع
۱۹- مامان مثبت حمایت بیش از حد از فرزندش نمی کنه
koodakvazi
٢٠- مامان مثبت به فرزندش احترام مى گذارد.

۲۱- مامان مثبت همیشه احساسات خوب،خودرادرمورد کارهای خوب،کودک,به زبان می اورد
.
۲۲- مامان مثبت پشت سر فرزندش حرف نمی زنه

۲۳- مامان مثبت مسولیت میده و کار های کوچک به فرزندش واگذار می کنه
۲۴- مامان مثبت نام نیکو برای فرزندش انتخاب می کنه.

_مامان مثبت کمتر نه میگه

-مامان مثبت قول دروغ به فرزندش نمیده

- مامان مثبت واسه شاد کردن فرزندش کلی انرژی میذاره

-مامان مثبت وقتي فرزندش ناراحت يا عصبانيه دركش مي كنه و باهاش همدردي مي كنه

._مامان مثبت مواظب خواب و استراحت فرزندش هست

٣٠-مامان مثبت با همسرش يه متد تربيتي مشترك دارن كه فرزند گيج نشهه
-مامان مثبت به فکر سلامتی و زیبایی خودش هم هست چون میدونه نبض تپنده خونست

٣٢-مامان مثبت حق انتخاب در بعضي موارد رو به فرزند مي ده

-مامان مثبت بافرزندش مشورت میکنه

۳۵. مامان مثبت همیشه سعی میکنه از نگاه فرزندش به دنیا نگاه کنه تا بتونه احساساتشو درک و تایید کنه

۳۶- مامان مثبت به فکر یه دوست و همبازی واسه بچشه

مامان مثبت فرزندش رو همون طور که هست قبول میکنه و همیشه حواسش هست کلید مقایسه تو ذهنش خاموش باشه تا ناخواسته به تصورو تصویر مثبت از فرزندش تو ذهن خودش و بچه اش لطمه نزنه.
-یک مامان مثبت مامانی که حتی اگه خسته یا عصبانی شد چند تا نفس عمیق می کشه یا یک لیوان چایی می خوره و توی ذهنش به خودش گوشزد می کنه که "" بچه ها واسه دوران کوتاهی کودک هستند"" پس به مثبت بودنش ادامه میده.
koodakvazi
۳۹_مامان مثبت هیچوقت ازمشکلات روزمره درحضورفرزندش شکایت نمیکنه.
MR

M. Rezaei
DELETED
beginner روش هایی برای تربیت پسربچه ها beginner


person_with_blond_hairاز آنجا که پسرها شیطنت بیشتری دارند و کارهای خطرناک بیشتری هم نسبت به دخترها انجام می دهند، باید برخی موارد را در روند تربیت آنها بدانید تا در آینده، پسری موفق و با اعتمادبه‌نفس تحویل جامعه بدهید.person_with_blond_hair


بگذارید پسر باشد
پسرها شیطنت بسیاری دارند. آنها وسایل خانه را خراب می کنند، کارهای خطرناک می کنند، جوک های بی مزه می گویند و … این فرصت ها را از آنها نگیرید. اجازه دهید بچگی کند. بگذارید دنیای اطراف خود را کشف کند و از آن لذت ببرد
.

تواضع و فروتنی را به او بیاموزید
هرگز پسر خود را خیلی مغرور و از خودراضی بار نیاورید. خیلی هم اعتمادبه‌نفس را از او نگیرید. سعی کنید با مطالعه و کمک گرفتن از مشاوران پسری تربیت کنید که در عین ادب و تواضع، شخصیت و غرور خود را نیز حفظ می کند.


هدایای او را دوست داشته باشید
هر هدیه ای که پسرتان به شما می دهد را با همه وجود قبول کنید و عشق و خوشحالی خود را به او نشان دهید. این هدیه می تواند یک بیسکوئیت ساده یا کاردستی زیبایی باشد که خودش برای شما ساخته است. با این کار، خود را در دل او جا می کنید و همیشه دوستتان خواهد داشت.


به پدر او احترام بگذارید
اگر با پدر پسرتان در یک خانه زندگی می کنید، با عشق و احترام با او رفتار کنید. اگر به هر دلیلی از هم جدا شده اید، باز همچنان با احترام در مورد او صحبت کنید. وقتی پسرتان این محبت و احترام را از طرف شما می بینند، آن را می آموزند و در آینده روحیه و اخلاق بهتری خواهند داشت.


از همان سن پایین درست غذا خوردن را به او بیاموزید. باید آداب تشکر، شروع غذا بانام خدا, درخواست غذا و بلند شدن از سفره وشستن دستها قبل وبعد غذا را به او بیاموزید. این کار بسیار دشوار است زیرا پسرها سرسخت هستند، اما با تکرار و گذشت زمان می توانید از عهده این کار بر بیایید. این برای آینده فرزندتان بسیار مهم است.


او را با زنان قوی احاطه کنید
پسر خود را با حضور زنان قوی و باهوش همچون مادربزرگ، عمه، خاله، و حتی معلم ها احاطه کنید. وقتی پسرتان در طول رشد خود شاهد این باشد که زنان می توانند کارها بزرگی در زندگی انجام دهند و مهارت ها و استعدادهای بیشماری دارند، به تدریج در ناخودآگاه خود برای زنان ارزش و احترام بسیاری قایل خواهد شد و زن را موجودی ضعیف نخواهد دانست.


رفتار با زنان را به او بیاموزید
احترام به زنان و نحوه برخورد صحیح و درک درست از نیازهای زن داشتن را از سن پایین و به طور مرتب و پیگیر به پسر خود بیاموزید تا هنگام بزرگسالی بهترین رفتار را با همسر یا نامزد خود داشته باشد.

 

اجازه دهید گریه کند
چه کسی گفته است، مرد گریه نمی کند؟ به پسر خود اجازه دهید هر زمان احساس ناراحتی یا غمگینی داشت به راحتی گریه کند و از این کار خجالت نکشد. پسرها هم انسان هستند و باید بغض خود را اشک کنند.


کارهای خانه را به او بیاموزید
پسرها هم باید مراقبت از خود را بیاموزند. باید بدانند وقتی در خانه تنها هستند، چطور از عهده کارهایشان بر بیایند. باید به او تمیز کردن خانه، پختن غذا و انجام کارهای شخصی و بهداشتی را بیاموزید.


به او اجازه دهید شما را شیفته خود کند
پسرها برخی از کارها همچون شانه کردن موهای مادر خود را دوست دارند. شاید پسر کوچک شما خیلی سفت موهایتان را شانه کند و سرتان درد بگیرد یا موهای زیادی لای شانه باقی بماند اما به او اجازه دهید به این ترتیب عشق زیاد خود را به شما نشان دهد و ما را شیفته خود کند.


غذای خوب به او بدهید
پسرها رشد سریعی دارند و باید تغذیه درستی داشته باشند تا بدن سالم و قوی پیدا کنند. تا حد امکان برای پسر خود غذاها مقوی و سرشار از ویتامین و پروتئین تهیه کنید.(البته این برای فرزندان دختر هم صدق میکند)


از او تعریف کنید
با تعریف کردن از شخصیت پسرتان به او اعتمادبه‌نفس بدهید. البته این تعریف ها نباید بیهوده باشند. هر زمان شجاعت، از خود گذشتگی، مهربانی، ادب، صداقت یا سخت‌کوشی از او می بینید، حتما از او تعریف کنید تا این صفات را بیش از پیش در خود تقویت و تکرار کند.


نقش پدر را در تربیت او پررنگ کنید
برای اینکه پسرتان با همه موقعیت ها و مسایل مردانه آشنا بشود، بخشی از بار تربیت او را به پدرش بسپارید. پدرها درس های مهمی می توانند به پسران خود بیاموزند.


با او صادق باشید
گاهی در زندگی مشکلاتی وجود دارد که نمی توان از دیگران مخفی کرد. پسر شما نیز از این قاعده مستثنی نیست. با فرزند خود صادق باشید و اگر مشکلی هست او را نیز در اندازه درکش در جریان بگذارید


از همه مهمتر از همان دوران طفولیت ,نقش خدارا به عنوان خالق,بهترین تکیه گاه,معبود,معشوق......برای پدران اینده ی این مرزبوم روشن نمایید
, ,

"قانون جذب و انرژی مثبت"
(جلسه ) دفتر مراقبه

سلام خدمت همه ی دوستان.

اینم درس اول

اولين درس جادوگري...

هر كسي يه دفترچه ي كوچيك داشته باشه اسم اين دفتر رو مي گذاريم

دفتر مراقبه

ما همه ي تمرينهايي رو كه بايد انجام بديم و اون هايي رو كه انجام داديم و حتي اون هايي رو كه تنبلي كرديم و انجام نداديم ، اين تو مي نويسيم. باشه؟

ما،بارها و بارها ، مثلا" تصميم گرفتيم، فكر بد نكنيم ، اما يكهو به خودمون ميايم و مي بينيم يه عالم فكر بد و منفي كرديم.در حالي كه مي دونيم كارمون درست نيست اما در طي سالها اينجوري خودمون رو شرطي كرديم كه اختيار افكار و كارهامون كاملا" دستمون نيست! ببين... اين فكر بد واسه ي هر كسي يه شكلي داره! واسه يكي فكر و رفتار گناه آلوده كه مي تونه هر چيزي باشه! واسه يكي مثلا اين كه از عشقش جدا شده، حالا بايد فراموشش كنه اما نمي تونه! واسه ي يكي همه ي استرس هاو اضطراب هايي كه داره و... و... و... و... همه ي ما، يه چيزهايي داريم كه مي دونيم نبايد داشته باشيم اما به داشتن اون ها شرطي شديم! نا آگاهانه هم شرطي شديم! اولين كار تو كلاس جادوگري، اينه كه ياد بگيريم دوباره خودمون رو شرطي كنيم! اما اين دفعه آگاهانه!

 

براي شرطي شدن آگاهانه ، يه روش سه قسمتي وجود داره، به نام

مشارطه.مراقبه.مكاشفه.

مشارطهيعني ما ،يه شرطي واسه ي خودمون مي گذاريم! حالا هر شرطي!مثلا" شرط مي گذاريم به هيچ چيز ناراحت كننده اي فكر نكنيم يايه روز شكلات نخوريم يا...

مراقبهيعني ما،مراقبت مي كنيم كه به شرطي كه گذاشتيم، عمل كنيم!

مكاشفهيعني ما،كشف مي كنيم! يعني ما خودمون رو بررسي مي كنيم، ببينيم، به شرطي كه واسه خودمون گذاشتيم، چقدر عمل كرديم!

 

نكته ي اول سنگ بزرگ، علامت نزدنه! هيچ وقت در شروع يه مشارطه، نمي گيم تا ابد! تا آخر عمر!

مثلا" صد بار هم بگيم تا ابد هميشه خوشحال مي مونم،فايده اي نداره!چون، بعد مي بينيم در واقعيت اينجوري اتفاق نمي افته! اون وقت ، فقط دوباره نااميد مي شيم ، تازه به خودمون هم بي اعتماد مي شيم و اين باعث مي شه اين پيام بد رو به خودمون القا كنيم كه من هيچ وقت نمي تونم!

پس در ابتدا براي هر مشارطه يه زمان كوچولوي قابل تحمل مي گذاريم! مثلا" يك ساعت! بعد كم كم مي كنيمش ساعت، بعد يه روز در هفته، بعد ... تا برسيم به هميشه!

نكته ي دومبعد از اينكه يه شرط واسه خودمون گذاشتيم، همه ي سعيمون رو مي كنيم تا بهش عمل كنيم . بعدش دفتر مراقبه رو بر ميداريم و واسه ي خودمون مي نويسيم كه

من ، (اسمتم بنويس)،موفق شدم به شرطي كه براي خودم گذاشتم ،عمل كنم! آفرين به من!

تازه مي توني يك عالم هم خودت رو تحويل بگيري و از خودت تشكر كني! حتما" اين كار رو بكن! تو خيلي قوي هستي كه تونستي به شرطت عمل كني! اصلا" مهم نيست شرط چي بوده يا اينكه زمانش خيلي كوتاه بوده! مهم اينه كه تونستي! وقتي زمان عمل كردن به شرطت طولاني تر شد ، حتي براي خودت هديه بخر! كادوش كن ! روش بنويس تقديم به خودم كه به قولي كه به خودم دادم، عمل كردم! يا به خودت جايزه بده! هر چي! مثلا" يه چايي داغ! يه كش سر! يه استراحت دلچسب! هر چي كه دوست داري! اما يادت باشه ،، حتما" ، هم شرطت رو و هم زمان مراقبه و هم مكاشفه ي تهش رو توي دفتر مراقبه بنويس!

نكته ي سومما از حالا زياد با اين مشارطه، مراقبه، مكاشفه سر و كار داريم! پس جدي بگيرش!

 

تمرين اين جلسه

مي خوام يه چيزي رو واسه خودت مشارطه كني و بعد مراقبه و بعد مكاشفه.و همين الان توي دفتر مراقبه بنويسيش. مثلامن الان واسه ي خودم مشارطه كردم به مدت ساعت،خيلي خوش اخلاق باشم، به همه لبخند بزنم، و هر كسي رو كه ديدم توي دلم براش آرزو كنم همه ي آرزوهاش تو اين روز عيد بر آورده بشه!

 

 

مثلا" من تصميم گرفتم براي عمل كردن به مشارطه ي امروزم پيش يك كسي برم كه به مهربوني من احتياج داره!

ﮐﻮﺩﮐﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻪ ! ﺯﯾﺮﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻬﺶ ﮔﯿﺮ ﻣﯿﺪﯼ .
ﮐﻮﺩﮐﺖ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻨﻔﺲ ﻧﺪﺍﺭﻩ! ﺯﯾﺮﺍ ﺗﺸﻮﯾﻘﺶ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯽ .
ﮐﻮﺩﮐﺖ ﮐﻢ ﺣﺮﻓﻪ! ﺯﯾﺮﺍ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺣﺮﻑ ﻧﻤﯿﺰﻧﯽ .
ﮐﻮﺩﮐﺖ ﺩﺯﺩﯼ ﻣﯿﮑﻨﻪ! ﺯﯾﺮﺍ ﺑﺬﻝ ﻭ ﺑﺨﺸﺶ ﺭﻭ ﺑﻬﺶ ﻧﻤﯽ ﺁﻣﻮﺯﯼ .
ﮐﻮﺩﮐﺖ ﺗﺮﺳﻮﺳﺖ ! ﺯﯾﺮﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻃﺮﻓﺪﺍﺭﯾﺸﻮ ﻣﯿﮑﻨﯽ .
ﮐﻮﺩﮐﺖ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻧﻤﯿﺰﺍﺭﻩ !ﺯﯾﺮﺍ ﺻﺪﺍﺕ ﺭﻭ ﻭﺍﺳﺶ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻧﻤﯽ ﺁﺭﯼ.
ﮐﻮﺩﮐﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻋﺼﺒﯿﻪ !ﺯﯾﺮﺍ ﺍﺯﺵ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﻤﯿﮑﻨﯽ .
ﮐﻮﺩﮐﺖ ﺑﺨﯿﻠﻪ !ﺯﯾﺮﺍ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ ﻧﻤﯿﮑﻨﯽ .
ﮐﻮﺩﮐﺖ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﭘﺮﺧﺎﺵ ﻣﯿﮑﻨﻪ !ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻮ ﺧﺸﻦ ﻭ ﺳﺨﺘﮕﯿﺮﯼ .
ﮐﻮﺩﮐﺖ ﺿﻌﯿﻔﻪ !ﺯﯾﺮﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻬﺪﯾﺪﺵ ﻣﯿﮑﻨﯽ .
ﮐﻮﺩﮐﺖ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ! ﺯﯾﺮﺍ ﺑﻬﺶ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﻤﯿﺪﯼ .
ﮐﻮﺩﮐﺖ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ !ﺯﯾﺮﺍ ﺑﻐﻠﺶ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯽ ﻭ ﻧﻤﯽ ﺑﻮﺳﯿﺶ .
ﮐﻮﺩﮐﺖ ﺍﺯﺕ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﻩ ! ﺯﯾﺮﺍ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺕ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪﻩ.
ﮐﻮﺩﮐﺖ ﮔﻮﺷﻪ ﮔﯿﺮﻩ !ﺯﯾﺮﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﺸﻐﻮﻟﯽ. ‏( ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﺕ ‏)
ﻧﻤﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻟﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﻭ ﻏﯿﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺩﺭﻣﺎﻧﻨﺪ
رضا.. ارامش
موج وینیک

رازهای روانشناسی

یک پلنگ تیزپا و قدرتمند، اگر با هزار کیلومتر سرعت هم بدود؛ باز نمیتواند؛ به پرواز درآید.
ولى، یک گنجشک کوچک، با کمترین سرعت هم پرواز می کند.
زیرا براى پرواز نیاز به بال داریم؛ نه قدرت و سرعت!
بال پرواز ما انسانها، ذهن ماست.
موفقیت، هیچ ربطى به هیکل، زیبایى، جنسیت، قدرت، سن و سال، داخلى و خارجى بودن ندارد!

به قول مولانا:
ره آسمان درون است؛ پر عشق را بجنبان
پر عشق چون قوى شد؛ غم نردبان نماند 


دو لیوان انرژی مثبت


نیروهای جاذبه درمورد آخرین اندیشه های ما پیش از خواب فعالیت می کنند

• سعی کنید آخرین اندیشه های شما پیش از خواب رفتن خوب باشند

• هر اندیشه مزمن و مداوم شما در فرایند خلاقیت هستند و در بیرون متجلی خواهند شد


• آنچه هم اکنون به آن می اندیشید زندگی آینده شما را می افریند

• آنچه در زندگیتان آشکار می شود همانیست که بیشتر به آن اندیشیده و بر آن تمرکز داشته اید
• هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
• اندیشه های شما بذر هستند .

 

مرتب تکرار کنید

به لطف خدایی که هیچ وقت من را تنها نمی گذارد

امروز روز فوق العاده ای برای من می باشد .

امروز اتفاقات خوبی برای من می افتاد.

امروز بهترین روز من است .

 

نیروهای جاذبه درمورد آخرین اندیشه های ما پیش از خواب فعالیت می ک

 

 


اغلب مي پنداريم فرزندی که خیلی به والدینش توجه دارد فرزندی نمونه و وفادار است ولی چنین نیست، واقعیت این است که وقتی فرزندی همیشه نگران شماست یعنی خودش یک آسیب دیدهٔ واقعی است که مسئول آسیبش شمایید!
یک والد خوب والدی است که ذهن فرزندش از او آسوده باشد و به فرزند توانایی و قدرت آسوده فاصله گرفتنِ را بدهد. وقتی فرزندتان از شما دور نمیشود وقتی همیشه نگران شماست وقتی تمام برنامه هایش را با شما تنظیم میکند... نه نشانه وفاداری او بلکه نشانه آسیب خوردگی اوست. توجه کنید وقتی مرتب با فرزندتان صحبت میکنید و در گفتگوها گوشزد میکنید که در این زندگی، چقدر سختی و عذاب کشیده اید چقدر رنج دیده اید و….در واقع مرتب به فرزندتان القا میکنید که من قربانی این زندگی هستم و تو تنها چشم امید و ناجی من هستی. حالا او خودش را نجات دهنده شما تصور میکند و هیچ لحظه ای را برای نجات شما از دست نمی دهد، غافل از اینکه خودش تمام زندگیش را با نگرانی برای شما از دست میدهد. در قبال رسیدگی و عشقی که به فرزندانمان میدهیم آنها را مدیون و بدهکار و ناامن نکنیم، به آنها کمک کنیم زندگی های مستقل و ذهن های آرام داشته باشند.
فرزندان ما ناجیان ما نیستند.
جبران خليل جبران در كتاب پيامبر ميگويد
"فرزندان شما به حقيقت فرزندان شما نيستند؛ آنها دختران و پسران زندگي اند در سوداي خويش....آنها از كوچه وجود شما گذر مي كنند اما از شما نيستند، اگرچه با شمايند، به شما تعلق ندارند. عشق خود را بر آنها نثار كنيد، اما انديشه هايتان را براي خود نگه داريد. زيرا آنها را نيز براي خود انديشه اي ديگر است. جسم آنها را در خانهٔ خود مسكن دهيد اما روح آنان را آزاد گذاريد زيرا روح آنان در خانهٔ *فردا* زيست خواهد كرد كه شما حتي در رويا نمي توانيد به ديدار آن فردا برويد، ممكن است تلاش كنيد كه شبيه آنها باشيد اما مكوشيد كه آنان را مانند خود بار بياوريد زيرا زمان به عقب باز نخواهد گشت و با ديروز درنگ نخواهد كرد.

 

تلقین چیست؟
القاء یک حالت, یک رفتار, یک کلام به خود یا کسی دیگر را تلقین گویند. کاشف تلقین, دانشمندی فرانسوی به نام امیل کوئه بوده است.


امیل کوئه یک روز صبح, جمله ای سرزنش آمیز به پسرش گفت و دید تا پایان شب, هنوز آثار این جمله در پسرش دیده می شود. همین موضوع او را مشتاق پیگیری در این مورد کرد و به این نتیجه رسید که انسانها الی دقیقه در صبح پس از بیدار شدن و الی دقیقه در شب, قبل از خوابیدن, دارای حالتی از سستی و خواب آلودگی هیپنوتیزمی می باشند که اگر در طول این مدت, اندیشه ای, تصویری و یا حرفی را چه در رویا چه در واقعیت ببینند یا بشنوند, به صورت ناخودآگاه, همان را برای خود در طول روز, شبیه سازی می کنند.

در حقیقت, هیپنوتیزم هم چیزی نیست جز مجموعه ای از تلقین ها به خود یا فرد دیگر.

اگر اندیشه ای برای مدت طولانی و پشت سر هم وارد ذهن شود, در ذهن می ماند و فرد آن را به صورت حقیقتی انکارناپذیر, تلقی می کند و دیگر حاضر نیست هیچ گونه مطلبی را برخلاف آن قبول کند. مثال بارز آن تفکراتی ست که از دوران کودکی در ذهن ما نقش بسته و زندگی ما را ساخته است. روانشناسان هم معتقدند هرگاه فردی تمام ذهنیت خود را بر روی اندیشه یا عقیده ای متمرکز کند و هر روز آن را تقویت نماید, این باور شخص, در جهان بیرون, جنبه واقعیت پیدا می کند.

همه انسانها دارای استعداد تلقین پذیری هستند. شاید بتوان گفت هیچ کس در جهان پیدا نمی شود که تلقین پذیر نباشد, ولی درجه تلقین پذیری در افراد متفاوت است.

تلقین این قدرت را دارد که زندگی ببخشد یا زندگی را بگیرد. اگر تفکر کسی را عوض کنیم, زندگیش را عوض کرده ایم و کلید تغییر تفکر, کلام (تلقین) است. کلام به مرور زمان و با تکرار, وارد ضمیر ناخودآگاه شده و قسمتی از باور فرد می شود.

تلقین هم جنبه مثبت دارد و هم جنبه منفی. گاهی اوقات دیگران با جملات و بیانات منفی خود, حالات منفی و ذهنیت بدی را در ما به وجود می آورند. پس باید هنگام مکالمه با دیگران کاملا آگاه باشیم.

بدبینی نیز نوعی تلقین منفی است که اکثر اوقات به واقعیت می پیوندد. فرد آنقدر درباره مسئله مورد نظرش بدبینی به خرج می دهد تا بالاخره اتفاق می افتد در صورتی که شاید از اول اینطور نبوده. از دیگر تلقین های منفی می توان به ترس های بی مورد که در وجودمان است و اعتماد به نفس پایین اشاره کرد.

تلقین منفی نافذتر از تلقین مثبت عمل می کند. پس باید مراقب کلامی که بر زبان می آوریم, کسانی که هم صحبت می شویم, جاهایی که میرویم و مطالبی که می خوانیم باشیم.

در مقابل تلقین منفی, تلقین مثبت را داریم. تلقین مثبت باعث رهایی فرد از ترس, تنش و اضطراب می شود. خلاقیت را بالا می برد, به زندگی و شغل و هدف و انگیزه می بخشد, اشتیاق را در زندگی بیشتر می کند, عادات عصبی ناراحت کننده را برطرف می نماید, باعث افزایش مهر و محبت به دیگران می شود و در نهایت امیدواری را بهبود می بخشد.

تلقین مثبت, شما را به موفقیت می رساند. روانشناسان یکی از مهم ترین ارکان موفقیت را تلقین مثبت می دانند. برای تلقین مثبت باید نکاتی را در نظر داشت

- تلقین باید به دفعات و کرات انجام شود.
- هر چه تلقین زیباتر باشد بیشتر تاثیر دارد. میتوانید شعرهای مثبت و امیدبخش بخوانید, جملات زیبا در صحبتها به کار برید.
-تلقینی که توسط افراد مهم و افرادی که برایمان عزیز هستند بیان می شود اثرش بیشتر خواهد بود.
- اگر تلقین را باور کنیم, سریع تر اثر می گزارد.
- تاثیر تلقین در زمان آرامش بیشتر است. (هیپنوتیزم, مراقبه, ریلکسیشن)
- در پانزده دقیقه شبها قبل خواب و صبح ها بعد بیدار شدن, اثر تلقین سه برابر زمانهای دیگر است. پس صبح را با جملات زیبا و امید بخش شروع کنید و شبها به امید روز بهتر دیگر به خواب روید.
- برای اینکه جمله تلقینی بهتر و سریعتر اثر کند, می توانید آن جمله را حفظ کنید یا در جایی قرار دهید که چشمتان مدام به آن باشد (در قسمت دوم افکار منفی و جملات تاکیدی به آن اشاره کردم)
- از جملات مثبت برای تلقین استفاده کنید. مثلا به جای اینکه بگویید نمی ترسم, بگویید من شجاع هستم.
- جملات را به زبان حال بگویید.
- در جملات تلقینی (تاکیدی), باید احساس وجود داشته باشد.

کلمه درست, عامل نیرومندی ست. اگر کلمات, کاملا بجا استفاده شوند, به سرعت برق هم بر جسم و هم بر روح اثر می گذارند (مارک توان)


دوازده نشانه بیداری روح
۱. لذت بردن از هر لحظه زندگی.
۲. شکرگزاری و قدردانی از آفریدگار در هر فرصتی.
۳. داشتن لبخندهای غیر ارادی.
۴. احساس پیوستگی با دیگر موجودات و طبیعت.
۵. عدم علاقه به هرگونه قضاوت در مورد دیگران.
۶. عدم علاقه به هرگونه قضاوت در مورد خودتان.
۷. عدم توانایی برای هرگونه نگرانی و دلواپسی.
۸. عدم علاقه به هرگونه درگیری.
۹. عدم علاقه به اینکه به کارهای دیگران فکر کنید و یا دلایل آن را بررسی کنید.
۱۰. تمایل زیاد به اینکه اجازه دهید زندگی خودش مسیرش را طی کند به جای اینکه مسیر آن را مشخص و تعیین کنید.
١١. تمایل به اینکه به طور همزمان تصمیم بگیرید و عمل کنید، به جای اینکه به تجربیات و ترس های گذشته خود رجوع کنید.
١٢. دستیابی به نیروی عشق ورزیدن به دیگران، بدون انتظار برای بازگشت و یا جبران ...

 




۱. اگر بخواهيم آينده‌اي درخشان (بنا به خواسته خود) داشته باشيم، بايد از هم اكنون تمام افكار و احساسات خود را به‌صورت مثبت به آن سمت هدايت كنيم.

۲.هر روز و هر لحظه به خاطر آن‌چه كه داريد و آن‌چه كه هستيد شكرگزاري كنيد.

۳.وقتي آرزوي خود را تجسم كرده و با چشماني بسته و با تمام وجود آن را حس مي‌كنيد قطعاً به آن آرزو خواهيد رسيد. چون ذهن انسان قدرت تشخيص واقعيت از خيال را ندارد. وقتي شما تصور مي‌كنيد كه مثلاً در يك مسابقه برنده شده‌ايد. و با تمام وجود جزييات آن را احساس مي‌كنيد و از برنده شدن لذت مي‌بريد، ذهن آن را به كاينات ارسال مي‌كند و آن خيال به واقعيت مي‌انجامد.

۴.احساسي كه همراه با شور و اشتياق فراوان باشد تبديل به يك قدرت دروني عظيم مي‌شود. در نتيجه قدرت كاينات را افزايش مي‌دهد.

وظيفه ما چگونگي رسيدن به خواسته نيست، وظيفه ما فقط خواستن از ته دل است، كاينات خودش چگونگي آن را براي‌مان فراهم مي‌سازد. فقط ايمان داشته باشيد كه رسيدن به آن‌ها براي شما امكان‌پذير است و شما لياقتش را داريد.
علاوه بر تجسم، آن را احساس كنيد و از آن لذت ببريد و شكر گزارش باشيد.

۵.سعی کنید با محیط یا کسانی که باعث شوراشتیاق در شما می شوند بیشتر ارتباط برقرار کنید.

۶.هر آن‌چه كه ذهن انسان قادر باشد آن را دركو تجسم كند، قطعاً مي‌تواند واقعيت پيدا كند.

هر روز دقايقي با چشماني بسته و در حالت آرامش خواسته خود را مجسم كنيد و با تمام وجود آن را احساس كرده و از آن لذت ببريد. به افكار الهام شده خود اعتماد كرده و به آن عمل كنيد.

مثلاً وقتي به بدهكاري خود مي‌انديشيد احساس منفي و بدي پيدا مي‌كنيد، در نتيجه فركانسي كه به كاينات مي‌فرستيد، منفي است و شما اين موضوع را قوت مي‌بخشيد و در نتيجه بدهكاري شما بيشتر مي‌شود (يعني بدهكاري را جذب مي‌كنيد).

۷.به ياد داشته باشيد كه در عالم به اندازه همه افراد، نعمت و فراواني وجود دارد . واقعيت اين است كه بيشتر از نياز همه ما در جهان نيرو، عشق، انرژي و نعمت وجود دارد.

هرگز در مورد چيزهايي كه نمي‌خواهيد، نه چيزي بخوانيد و نه حرفي بزنيد. تمام توجه خود را فقط به روي خواسته‌هاي‌تان متمركز سازيد.

۸. به ياد داشته باشيد هر آنچه كه امروز هستيد نتيجه افكار، احساسات و رفتار گذشته شما بوده، پس اگر اكنون بخواهيد زندگي‌تان متحول شود، به خوبي قادريد آنرا تغيير دهيد. چرا كه شما هرگز يك قرباني نيستند.

افكارتان را هدفمند انتخاب كنيد، زيرا شما مدير افكار خود هستيد.
قانون جاذبه، انسان را از عادات ارثي و ناتواني‌ها آزاد مي‌سازد.

۹.شما در مورد خود هر فكري داشته باشيد همان درست است، اگر بگوييد ناتوانم، ناتوان مي‌شويد و اگر بگوييد قدرتمندم، قدرتمند خواهيد شد.

۱۰.شما فوق‌العاده‌ايد نيرويي در درون شماست كه از خودتان هم عظيم‌تر است، كه شما را هدايت و راهنمايي مي‌كند. نيرويي بسيار قوي و عظيم كه وقتي به آن اجازه رشد و شكوفايي مي‌دهيم و به آن اعتماد مي‌كنيم ما را به مقصد نهايي كه همان عشق و آرامش و شادي است.

توجه کنید گاهی اطراف ما کسانی هستند که ماازآنها موج منفی دریافت می کنیم و شرایط بگو نه ایی هست که مجبوریم ارتباط, داشته باشیم؛ دراین صورت سعی کنید به آنها موج مثبت بدهید همیشه گیرنده امواج نباشید سعی کنید روی محیط وافراد اطرافتان تاثیر بگذارید...
مطمئن باشید که به شما خواهند گفت که چقدر آرامش بخشید.

اينها همه واقعي هستند، و بازها توسط افراد مختلف به كار گرفته شده و به نتيجه رسيده اند، اما ظهور و پيدايش اين قوانين در زندگي شما كاملاً به قدرت باور و انجام اين قوانين دارد، ابتدا باور كنيد و سپس اقدام كنيد ... به زودي نتايج نمايان خواهد شد ...

دلتون شاد و ذهنتون مثبت


Shahr Kalhor
پیشنهاد جالب يكي از كارمندان شركت بيمه ايران در مورد وام ميليوني

در صورتي كه وام خودرو را در يكي از شركتهاي بيمه سرمايه گذاري كنيم در پايان سال چه مبلغي خواهيم داشت؟

گزينه اول
شما خودرو ميخريد و ميليون را نقد و ميليون را طي اقساط ساله ماهانه هزار تومن ميپردازيد در پايان سال هفتم يك خودروي ساله با حدود هزار كاركرد كه ميليون برايش پرداختيد و حدود ميليون مي ارزد خواهيد داشت
گزينه دوم
اگر ماهيانه هزار تومن در يك شركت بيمه عمر سپرده گذاري و ميليون را در يكي از بانكها سپرده گذاري طولاني مدت نماييد در پايان سال هفتم شما از شركت بيمه با سود تضمين شده نقدا حدود ميليون بابت بيمه عمر دريافت و از بانك حدود ميليون گرفته و جمعا ميليون پول خواهيد داشت.
كمي عاقلانه فكر كنيد

دوستان هر طور خودتون میدونید عمل کنید.

ببخشید به بحث ربط نداشت خانم دهقان

 

گاهی چه آسون میشه کار خیر انجام داد




"اصول سى گانه اعتماد به نفس"

اصل بيست و سوم
دانش و تجربه.
اصولاً دانش و تجربه رابطه مستقيم با اعتماد به نفس انسان دارد. كسانى كه بيشتر مى دانند بهتر خود را باور دارند و كسانى كه جاهل هستند و نمى دانند، نمى توانند اعتماد به نفس داشته باشند.
(( هل يستوى الذين يعلمون و الذين لا يعلمون ))
آيا دانايان با نادانان مساويند؟
البته اين بحث بسيار كلى مطرح شده است و مسلم است كه اصولاً امكان ندارد كه يك انسانى همه چيز بداند و در هر رشته اى اشراف كامل داشته باشد. اما سخن ما اين است كه هر انسانى در حوزه فعاليت و رشته كارى خود بايد به طور كافى و وافى بداند.
پس تو اى دانشجوى موفق تكنولوژى فكر بياموز تا خود را بهتر باور كنى، تجربه بياندوز تا خود را ثروتمند ببينى، در هر لحظه بر علم و دانش خود اضافه كن تا هميشه احساس عزت نفس و اعتماد به نفس عالى داشته باشى.
" من هر روز در جهت كسب دانش و تجربه حركت مى كنم"

اسرار توانگری و ثروت آفرینی بخش هشتم_دکتر علیرضا آزمندیان\

"اصول سى گانه اعتماد به نفس" اصل بيست و سوم دانش و تجربه. اصو


انرژي مثبت//

دوستان وهمراهان شبتون بخير وآسمان دلتون پرستاره

مرتضی میرباقری – قائم مقام وزیر کشور در امور اجتماعی و فرهنگی(۱۰دی ماه ۹۳)

۷۴٫۲ درصد از مردم نروژ، هموطنان خود را انسان‌هایی قابل اعتماد تشخیص داده‌اند، در ایران این رقم فقط ۱۰٫۶ درصد بوده! که از بین کشورهای مورد بررسی، فقط دو کشور(مالزی با ۸٫۸ درصد و ترکیه با ۴٫۹ درصد) وضعیتی بدتر از ما داشتند. در مورد باور به رعایت هنجارهای اخلاقی، وضعیت حتی از این هم نگران‌کننده‌تر می‌نمود، چرا که مطابق بررسی‌های انجام شده، فقط ۱۲٫۹ درصد ایرانیان اعتقاد دارند که میزان گذشت در جامعه امروز ایران زیاد است. در مورد امانتداری، این رقم ۱۶٫۹ درصد؛ انصاف ۸٫۹ درصد؛ خیرخواهی و کمک به دیگران ۲۵٫۵ درصد؛ صداقت و راستگویی ۸٫۹ درصد و پایبندی به قول و قرار ۱۱٫۶ درصد بوده است. در عوض، ۶۸٫۲ درصد از پرسش‌شوندگان، میزان دورویی و تظاهر را در ایران زیاد می‌دانند. این رقم برای تقلب و کلاهبرداری ۷۴٫۷ درصد و برای تملق و چاپلوسی ۷۲٫۸ درصد گزارش شده است. مهم‌تر از همه آنکه فقط ۱۹٫۸ درصد از ایرانیان باور دارند که در جامعه‌ای زندگی می‌کنند که مردمانش بر اساس انصاف و رعایت عدالت روزگار می‌گذرانند.

در بین مراکز استان‌های کشور هم بهترین وضعیت سرمایه اجتماعی در زاهدان، اهواز و اردبیل و بدترین وضعیت در اصفهان، تبریز و مشهد گزارش شده است. نکته‌ی تأمل‌برانگیز در این بررسی، وضعیت شهرهای مذهبی کشور چون مشهد و قم است که به ترتیب از منظر سرمایه اجتماعی در رتبه‌های پایین جدول، یعنی ۲۷ و ۲۱ قرار گرفته‌اند. همچنین در بین استان‌های کشور، در حالی که بهترین وضعیت، همچنان در استان سیستان و بلوچستان وجود دارد، اما استان تهران دارای کمترین سطح از سرمایه اجتماعی تعریف شده است که آشکارا نشان از تأثیر نامیمون حاشیه‌نشینی بر این ابر شهر ایران دارد....

منطق هاي عاشقانه//
از قديم رسم بود
كه اگر ستاره دنباله دار ديدي آرزو كني ,
اگر قاصدك ديدي آرزو كني . .
اگر دريا را ديدي ارزو كني. .
ستاره رد مي شود
قاصدك را هم باد مي برد
قديمي ها خيلي چيزها را خوب مي دانستند.
مي دانستند كه آرزو ماندني نيست!
مي دانستند نبايد آرزو به دل ماند ،
آرزو را بايد فوت كرد .
رها كرد به حال خودش ،
آرزو را روي دلهايتان نگذاريد، نبايد راكد بمانند. .
آب هم با آن همه شفافيتش يك جا بماند كدر مي شود
و بو مي گيرد.
آرزوهايتان را بدهيد دست باد به آرامش دريا
آنها بايد جاري باشند
بلكه برآورده شوند!

 

بیانیه مهران مدیری
برای عمو فیتیله ای های غمگین این روزهایمان

 

در تمام سالهای طولانی که خنده را به لب ما و بچه هایمان نشاندید، کسی برای تقدیر از شما بیانیه ای صادر نکرد.

هر چه برای خوشحالی بچه ها، خاک صحنه خوردید و زیر پروژکتورهای داغ استودیوها خیس عرق شدید،
هر چه به کودکان سرزمینم، در قالبهای شاد و متنوع، از خدا و دین و اخلاق و انسانیت و آزادگی و جوانمردی و وطن دوستی آموختید،
هر چه بخاطر لبخند معصومشان، لباس نوزاد و پیرزن به تن کردید، گاو و الاغ و مرغ و خروس و سگ و گربه و ... شدید،
کسی از شما قدردانی نکرد، به چشم کسی نیامد.

در سفرهای دور و دراز از جاده های صعب العبور به مناطق محروم، برای نوازش و تشویق کودکان مستعد اما محروم و بی چیز،
کسی همراهتان نشد.

نجات آن اعدامی اهل بم، بخاطر نامه ای که دختر هشت ساله اش برایتان نوشته بود و دوندگی های شما را کسی ندید.

دلجویی تان از خانواده های داغدار بچه های قربانی در آن ورزشگاه لعنتی که دلیلی جز سوء مدیریت مسئولین و مدیران مربوطه نداشت،
حضور مداومتان در آسایشگاه بچه های معلول ، کودکان سرطانی، اهدای خون ، برنامه های کوچک و بزرگ نیکوکاری،...

هیچکدام از اینها چیزی نبودند که به چشم مسئولین و ایضا، بسیاری از ما مردمان این آب و خاک بیاید و تحسینی و تشکری را بدرقه ی خستگی هاتان کند...

اما، تنها یک اشتباه کافی بود تا سیل پیامها و لعن و نفرین ها و خط و نشان کشیدن ها را به سویتان سرازیر کند،
رگ غیرت و تعصب قومی و نژادی را ، بر گردن جماعتی برآورد و سیل جمعیت را به خیابانها بکشاند،
سوژه ی طراز اول بحث گروههای مجازی و بهانه ی انتقام کشی اهل سیاست و صاحبان قدرت شوید،
و پذیرش اشتباه و عذرخواهی صادقانه تان را هم نه کسی ببیند و نه کسی بشنود و نه کسی بپذیرد...

من نگران شما هستم، عموهای دوست داشتنی فیتیله ای!
اگر چه فرزندان من دیگر آنقدر قد کشیده اند که کمتر پای برنامه تان بنشینند،
و خودم آنقدر این روزها گرفتار شده ام که کمتر بیاد آورم که؛
نظاره ی عمیق ترین شادی ها و قهقهه ی کودکانم را ، حین تماشای فیتیله ی زیبای شما تجربه کرده ام!
که بهای این خاطره را، سپید شدن موی شما پرداخته،

دستتان را می بوسم
و دعا می کنم در این روزهای سخت، در روزگاری که خطای انسان جایزالخطا را کسی برنمی تابد،
و تاوان تعصبات و انتقام کشی ها را ، نه مدیران صاحب قدرت، که همان اهالی هنر و اندیشه ی زیردست و خاک صحنه خورده می پردازند،
که رسم مروت و انصاف از میانمان رخت برنبندد،
و ما و بچه های ما را از ادامه ی حضورتان در قاب تصویر محروم نکند...

کانون ان ال پی (NLP)//

 

http//www.sanpl.ir/Account/RegisterRequest
سلام دوستان

لینک ثبت نام اینترنتی رایگان کتابخانه های عمومی کشور به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی
لطفا به گروه های دیگر ارسال نمایید
مهلت تا ابان ماه
www.sanpl.ir
درخواست عضویت
سامانه مدیریت کتابخانه نهاد کتابخانه های عمومی کشور ، با عضویت در این سامانه می توانید از کلیه کتابخانه های عمومی کشور کتاب امانت گرفته و از تمامی امکانات کتابخانه های عمومی کشور استفاده نمائید ، تمدید مدرک امانتی بدون مراجعه به کتابخانه امکانپذیر خواهد بود .


انرژي مثبت

 

انرژی مثبت هیچ کار خارق العاده ای انجام نمی شود، مگر به دست افرادی که "باور" دارند قدرتی درون آنهاست که عوامل بیرونی را شکست می دهد!


راز جذابیت

راز جذابیت در چیست؟ یکی از مهمترین رموز رسیدن به جذابیت این است که بدانیم جذابیت چیزی غیر از زیبایی است‌ .
شخص می‌تواند صورت زیبایی نداشته باشد اما بسیار جذاب باشد و هم چنین می‌تواند بسیارزیبا باشد اما اصلاً جذابیت نداشته باشد. جذابیت و گیرایی ! نگران نباشید این یک ویژگی کاملاً اکتسابی است که با در نظر گرفتن موارد زیر می توانیم بدست بیاریم


ظاهری آراسته داشته باشید
تمیز و مرتب باشید، هماهنگی و پاکیزگی شما، ناخودآگاه شما را جذاب می‌کند. بعضی از افراد براساس تصوری اشتباه برای جذاب شدن به زحمت زیادی می‌افتند و خود را به شکل‌های عجیب و غریبی درست می‌کنند.
مهمترین مسئله این است که مرتب و هماهنگ و در عین حال ساده باشید. نامرتب بودن حتی حرفهای قشنگ‌، مثبت و تأثیرگذار شما را خراب می‌کند.

بیشتر سکوت کنید
غالباً افراد به اشتباه برای این که جذاب‌تر شوند، بیشتر شلوغ می‌کنند وبا صحبت کردن زیاد و بی جا به بی راه می‌روند. سکوت‌، یک تأثیر ذهنی و روانی بسیار قوی می‌گذارد. در سکوت‌، فرد پیرامون خود خلاء ایجاد می‌کند و هر خلایی‌، جذب را سبب می‌شود. آنها که بیشتر صحبت می‌کنند و کمتر می‌شنوند از جذابیت خود می‌کاهند، حال آن که سکوت و گوش دادن بیشتر به واقع شما را عاقل‌تر و قابل اطمینان‌تر معرفی می‌کند و این زمینه‌ای مساعد برای صمیمیت بیشتر است‌. سکوتی سرشار از اعتماد به نفس سرچشمه صمیمیت است‌.

نرم و ملایم سخن بگویید
هنگامی که نرم و ملایم صحبت می‌کنید افراد را جذب خود می‌کنید و به راحتی می‌توانید بر روی آنها تأثیر بگذارید. آدم‌های خشن و داد و بیدادی و زود جوش افراد مناسبی برای اطمینان کردن‌، نیستند.


محترم باشید
بی‌احترامی به خود، به دیگران و بی‌احترامی و بی ادبی در کلام و رفتار همگی از جذابیت شما می‌کاهد. شما باید هم در ظاهر آراسته باشید و هم در باطن وارسته‌. افراد مؤدب و متین و محترم بی تردید جذابند و این جذابیت از درون موج می‌زند.
محترم و مؤدب و باشخصیت باشید، خواهید دید خود به خود جذاب می‌شوید.

زیاد شوخی نکنید اما بسیار لبخند بزنید
شوخی فراوان از انرژی ذهنی و جذابیت شما می‌کاهد چرا که شوخی فراوان به تدریج مرزهای لازم بین افراد را از بین می‌برد. متبسم باشید که تبسم به چهره شما جذابیتی عمیق می‌بخشد. در تبسم‌، سنگینی ، متانت و جذابیت است‌.

قاطعیت! یعنی جذابیت‌
کسانی که شخصیت قاطعی دارند و هدفها و ارزش‌های معینی دارند، بی‌استثنأ می‌توانند افراد جذابی باشند. زیرا شخصیت‌هایی جذاب و تأثیرگذارند که بسیار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند. به دنبال اهداف مشخصی بودن و به آنها رسیدن اعتماد به نفس زیادی به ارمغان می‌آورد و جذابیت از وجود چنین شخصی موج می‌زند.
آسان بود، این طور نیست‌؟ فکر می‌کنم شما هم می‌توانید یکی از جذاب‌ترین و ماندگارترین‌ها باشید.پس شروع کنید؛دست به کار بشوید


راز جذابیت راز جذابیت در چیست؟ یکی از مهمترین رموز رسیدن به جذ
++ممنون بسیارعالی بود


آلفرد آدلر روان شناس مثبت گرای مشهور می نویسد
متاسفانه بسیاری از روان پزشک های موجود فقط بلدند لیبل بچسبانند و از آنجاکه خود در گره های روانی گرفتارند از انتقال امواج مثبت وامید و شادی Happinesعاجزند.
وکارشان اتهام و گسست بجای التیام و پیوست است.
لذا شما را با پیک آلفا آشنا می کنیم

ﭘﯿﮏ ﺁﻟﻔﺎ ﭼﯿﺴﺖ؟
۲۰ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ۲۰ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﺁﻟﻔﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺳﻄﺢ ﺁﻟﻔﺎ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺍست که دﺍﺭد ﺧﻮﺍبتان ﻣﯿﺒﺮد ﻭ. یا ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽ ﺷوید ﻭ ﺑﻪ ﺍین حالت میگویند،، ﭘﯿﮏ ﺁﻟﻔﺎ ....
ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺣﺎﻟﺘﯽ ﮐﻪ انسان ﻫﺎ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺁﻟﻔﺎﯼ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍبشاﻥ ﺩﺍﺭند ﺑﻪ ﺳﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽ شوند
- ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﻣﺜﺒﺖ ﺍﻣﺎ ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻨﺪ .
- ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﻣﺜﺒﺖ ﺍﻣﺎ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻨﺪ .
– ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﻣﻨﻔﯽ ﻭ ﻣﻨﻔﯽ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻨﺪ !
ﻟﻄﻔﺎ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﺟﺰﻭ ﮐﺪاﻡ ﺩﺳﺘﻪ ﻫﺴﺘﯿﺪ ؟ ﺑﻪ ﺧﻮﺩتاﻥ ﻫﻢ، ﺩﺭﻭﻍ نگویید ، ﺍﮔﻪ ﺟﺰﻭ ﺍﻭﻥ دسته انسان هایی هستید ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻫﻤﻪ ﻏﺼﻪ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪگیتاﻥ ﺭﻭ ﻣﺮﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﻭ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺗﯽ ﮐﻪناراحتتان ﮐﺮﺩﻩ، ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ، ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺟﺰﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﺳﻮﻣﯿﻦ !

ﺍﮔﻪ فردی شما راناراحت ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺷﻤﺎ در ﺧﻠﻮﺕ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍبتان، ﻣﺮﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ بدی در مورد شما انجام داده ، ﯾﺎدتان ﺑﺎشد ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ شوید ﮐﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ بد ﺩﺭ آن شخصﺗﮑﺮﺍﺭ شود!
عجیب است! ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺯﻧﺪگیتاﻥ ﺭا ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﺁﻟﻔﺎ ﭼﻪ گونه ﻓﮑﺮ می کنید، ﻣﯽ ﺳﺎﺯید ! ﭼﻪ ﺁﻟﻔﺎﯼ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﭼﯿﺰﯼ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﻣﯽ کنید ﻭ ﺩﺭاصل ﺩﭼﺎﺭ ﺧﻠﺴﻪ ﻣﯽ شوید....
ﺫﻫﻦ ﺷﻤﺎ، ﻣﺜﻞ دیگ ﺟﺎﺩﻭﮔﺮﯼ ﻣﯽ ماند !که هر چه در آن بریزید پخته ﻣﯽ شود؟ !

󾭈 ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﺪ هنگامی که به یکباره وار د ﻋﺎلم هپروت می شوید ﻭ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻣﺎﻟﯽ، یا احساسی وعشقی یا ﺷﮑﺴﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪگیتان ﻓﮑﺮ ﻣﯽ کنید ﯾﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ کمتر از مقداریﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎشید،، هستید ،،ﯾﺎﺩتان باشددر ﺣﺎﻟﺖ ﺧﻠﺴﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮفته اید ﻭ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺁﻟﻔﺎ ﺗﻮلید می کنید وﺩﺭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻠﻘﯿﻦ ﭘﺬﯾﺮی هستید بدون اینکه خود متوجه باشید ﺧﻮﺩتاﻥ ﯾﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭا ، ﻫﯿﭙﻨﻮﺗﯿﺰﻡ ﮐﺮﺩه ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽشوید ﺗﺎ ﻫﻤﻪ آن ﭼﯿﺰ ﻫﺎﯼ ﺑﺪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺁﯾﻨﺪه ﺑﻪ ﺷﮑﻠﻬﺎﯼجدید برای شما ویا دیگران ایجاد شود بطور مثال هنگام که غرق تماشای فیلم غمگین میشوید و خودتان رابجای ﻗﻬﺮﻣﺎن فیلم ﻣﯽ ﮔﺬﺍرید و های های گریه می کنید امواج منفی وغمگین ارسال كنيد.
ﻟﻄﻔﺎ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺁﻟﻔﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﺎﺷﯿﺪ !

ﺍﮔﺮ ﻣﺎ ﻧﺎ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺧﯿﻠﯽاز ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻧﺪگیمان ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩﯾﻢ، ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﯿﻢ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ آن ﻫﺎ ﺭﺍ به جهت درست هدایت کنیم
و ﺍﺯ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎیماﻥ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺳﺎﺧﺖ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ!
ﺗﻤﺮﯾﻦ ﺍﯾﻦ ﯾﻪ ﺗﮑﻨﯿﮏ ﺑﻮﺩﺍیست ، ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺑﻌﺪﯼ !
ﺗﻤﺮﯾﻦ کنید ﮐﻪ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻓﮑﺮتان ﺭﺍ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺮﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﯿﺮید ﻭ ﺍگر ﺩﺭ ﻃﯽ ﻣﺮﺍﻗﺒﻪ، ﻓﮑﺮﯼ ﺑﻪﺳﺮﺍﻏﺘﻮﻥ آﻣﺪ ﮐﻪ ﻣﻨﻔﯽ ﺑﻮﺩ، ﺍﺻﻼ ﺧﻮﺩتان ﺭا ﺷﻤﺎﺗﺖ ﻧﮑﻨﯿﺪ ! ﻓﻘﻂ ﺳﺮﯾﻊ ﺑﻪ ﺧﻮﺩتان بگویید ﺑﻌﺪﯼ ! و فکر ﺩﯾﮕﺮ ی ﺭا ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻨﺶ ﮐﻨﯿﺪ . ﺍﮔﻪ ﻓﮑﺮ ﺑﻌﺪﯼ ﻫﻢ ﻣﻨﻔﯽ ﺑﻮﺩ ﺑﺎﺯ تکرار کنید بعدﯼ ﻭ ﺑﺮوید ﺳﺮﺍﻍ ﻓﮑﺮ
ﺑﻌﺪﯼ . آنقدر تکرار کنید . تا ﯾﮏ ﻓﮑﺮ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺑﯿﺎﺩ .
ﺣﺘﻤﺎ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﯿﺪ.

نکته های ناب روانشناسی، دکتر قاضی زاده

نظریه الفرد آدلر ... واقعا جالب بود.

 

منطق هاي عاشقانهSun
هرگز برای عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش!

گاهی در انتهای خارهای يک کاکتوس، به غنچه‌ای می رسی که زندگيت را روشن میکند...


نظریه الفرد آدلر ... واقعا جالب بود.

احمد شاملو

ﯾﮏ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺳﻔﯿﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺍﺑﺮﯼ ﭘﻮﺷﯿﺪﻣﺶ ﻭ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﮔﺮﻓﺖ و ﮔﻠﯽ ﺷﺪ .
ﻭ ﻣﻦِ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ، ﭘﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻧﮕﺮﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﺸﻮﯾﻢ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.
ﻭﻟﯽ ﻧﺸﺪ ...
ﺑﻌﺪﻫﺎ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺷﺴﺘﻤﺶ ﭘﺎﮎ ﻧﺸﺪ؛

ﺣﺘﯽ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺑﻪ ﺧﺸﮑﺸﻮﯾﯽ ﺩﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺸﻮﯾﻨﺪ ﻭﻟﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻧﺪﺍﺷﺖ !!!
ﺁﻗﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﺧﺸﮑﺸﻮﯾﯽ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﮔﻔﺖ
" ﺍﯾﻦ ﻟﺒﺎﺱ ﭼِﺮﮎ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﺪﻩ "!
ﮔﻔﺖ ﺑﻌﻀﯽ ﻟﮑﻪ ﻫﺎ ﺩﯾﺮ ﮐﻪ ﺷﻮﺩ، ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻧﺪ؛ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﭘﺎﮎ ﺷﻮﻧﺪ"

ﭼﺮﮎ ﻣُﺮﺩﻩ ﺷﺪ ...
ﻭ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﻮﺷﯿﺪﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﮔﺬﺍﺷﺖ !
ﺑﻌﯿﺪ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﮔﺮ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺩﻝ ﺁﺩﻡ ﻫﻢ ﮐﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﻟﺒﺎﺱ ﺳﻔﯿﺪ !
ﺣﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻟﮑﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ؛
ﻭﻗﺘﯽ ﻟﮑﻪ ﺷﺪ ﺍﮔﺮ ﭘﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻧﮕﯿﺮﯼ، ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﭼﺮﮎ ...

ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺸﮑﺸﻮﯾﯽ " ﻟﮑﻪ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺳﺖ، ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ‌، ﺑﺎﯾﺪ ﺷﺴﺖ ﻭ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ..."

ﻫﯿﭻ ﺁﺩﻣﯽ ﯾﮏ ﺷﺒﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ و ﻫﯿﭻ ﺁﺩﻣﯽ ﯾﮏ ﺷﺒﻪ ﺗﺼﻤﯿﻤﺎﺕ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﺩ ...
ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﯾﮏﺭﻭﺯ ﺑﯽﺧﺒﺮ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﭼﻤﺪﺍﻥ بر ﻣﯽﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﯽﺭﻭﺩ، ﺷﮏ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺒﻞﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻓﺘﻪﺍﺳﺖ ...

ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﮐﻪ " ﺧﺴﺘﻪﺍﻡ " ﺷﮏ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺪﺕﻫﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺁﻥ، ﻣﻨﺘﻈﺮِ ﺷﻨﯿﺪﻥِ ﯾﮏ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪِ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻩﺍﺳﺖ ...

ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﻏﺎﻓﻞ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﺯﯾﺮ ﮔﺮﯾﻪ، ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺪﺕﻫﺎ ﻗﺒﻞ ﯾﮏ ﺑﻐﺾِ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦﻃﺮﻑ ﻭ ﺁﻥﻃﺮﻑ ﻣﯽﺑﺮﺩﻩ ...

ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺩﻟﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻭﺩﻟﻬﺎﯼ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺑﺎﺷﯿﻢ ....

که دیر نشود

ساراجان يه سري كار داره كه گويا حسابي مشغوله و تا يه مدت نيست

ثروت های دوازده گانه
هرگز فکر نکنید با داشتن پول زیاد شما ثروتمند خواهید بود.در دنیای امروزی ثروت فراتر از پول است. ناپلون هیل در کتاب کلید طلایی نوع ثروت را معرفی می کند که داشتن آنها ما را ثروتمند میکند. این ثروت های دوازده گانه عبارتند از
.رویکرد ذهنی مثبت. .تندرستی واقعی. .هماهنگی در روابط انسانی. .رهایی از ترس. .امید به موفقیت. .نیروی ایمان. .اشتیاق به بخشش و سهیم شدن داشته های خود. .عشق ورزیدن . .تعصب نداشتن به همه موضوعات. .انضباط شخصی. .توانایی درک دیگران. .امنیت اقتصادی.

اکنون وقت آن است حساب کنید ثروت شما چقدر است؟

 


ثروت های دوازده گانه هرگز فکر نکنید با داشتن پول زیاد شما ثروت

 


ساراجان يه سري كار داره كه گويا حسابي مشغوله و تا يه مدت نيست

 

 

‌░فرکـانس مُـثبــ

هميشه اميد داشته باش
چون هميشه فردايي هست

فرکانس مثبت

ﻣﯿﺪاﻧﯿﺪ ﭼﺮﺍ ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ در ﻣﺮﺩﺍﺏ ﮔﻞ ﻣﯿﺪهد؟
برای ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨد در ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻫﻢ
ﻣﯿﺸود ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ........
میشود زیبا بود....
ﻣﯿﺸود ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩ .

چیزهایی را که نمی خواهید فراموش کنید.
اغلب وقتی مردم آرزویشان را درخواست می دهند، بلافاصله شروع می کنند به بازگویی لیستی از چیزهایی که نمی خواهند داشته باشند. مردم اغلب نسبت به چیزهایی که نمی خواهند شدیداً دقیق عمل می کنند و زمان زیادی را صرف تاسف خوردن بابت آن چیزها می کنند. به همین دلیل است که به طور مرتب دچار روابطی از یک نوع می شوند، آنها چیزی را به دست می آورند که بیشتر روی آن تمرکز کرده اند و تمرکزشان نیز روی چیزهایی است که نمی خواهند. بنابراین اگر می خواهید با موفقیت شخص ایده آلتان را آشکار کنید باید تمام چیزهایی را که نمی خواهید فراموش کرده و انرژیتان را روی چیزهایی که می خواهید بگذارید.

باور

این قسمت در واقع مرحله ی چالش برانگیزی است، اما اگر مرحله ی پاکسازی را انجام داده باشید و واقعاً باور کرده باشید که انسانی ارزشمند و آماده ی دریافت عشق هستید این مرحله سریع پیش می رود. در این مرحله بالا نگهداشتن سطح ارتعاشی تان بسیار اهمیت دارد. به عبارت دیگر تا آنجا که می توانید مثبت و متمرکز بمانید. اگر هر زمانی افکار منفی به ذهن شما هجوم آوردند، بلافاصله افکارتان را تغییر داده و به چیزی مثبت فکر کنید، سعی کنید حال و هوایتان را شاد و سبک نگهدارید، همچنان تمرکزتان را حفظ کرده و فقط به این فکر کنید که چقدر عالی خواهد بود وقتی که شریک ایده آلتان را ملاقات کنید.

نقش بازی کنید.

باور کنید که از قبل شخصی را که می خواهید باقی عمرتان را با او بگذرانید ملاقات کرده اید و طوری رفتار کنید که انگار او با شماست، منظورم این است که، آن را تجسم کنید، احساسات و هیجانات تان را حس کنید، آزادانه تصور کنید که وقتی آن اتفاق می افتد شما چه احساسی دارید. کائنات با احساسات سروکار دارد و اگر شما انرژیتان را روی احساسات مثبت متمرکز کنید سطح ارتعاشی تان خیلی زود بالا می رود.

رها کنید.

"آماده شو فراموش کن

مرحله ی رها سازی رامرحله ی «آماده شو فراموش کن» نامیده ام ، چون این دقیقاً همان کاریست که باید بکنید. شما پیش از این، مرحله ی پاکسازی را انجام داده اید، پس دقیقاً می دانید چه می خواهید، شما آرزویتان را درخواست داده اید و به مالکیت درآمدن آن را احساس کرده اید، پس آن را «آماده کرده اید»، حالا نوبت «فراموش کردن» آن است. اگر به مغازه ای بروید و تختی سفارش دهید دیگر روز بعد به همان مغازه نخواهید رفت تا دوباره سفارشتان را تکرار کنید. پس سفارش شما الان در دستان کائنات است، شما الان باید رها کنید و اجازه دهید کائنات آن را به شما برساند، آنچه که در دنیای نادیدنی هاست به دنیای دیدنی ها بیاید.

مرتب کائنات را چک نکنید که چرا سفارشتان هنوز نرسیده است، این کار به کائنات اعلام می کند که شما باور ندارید و این افکار جلوی فرآیند جذب را می گیرد. وقتتان را صرف این نکنید که خواسته تان کِی و چگونه برآورده می شود چون این افکار نشان دهنده ی فقدان باور و ایمان است. آرام باشید، مثبت بمانید و بگذارید کائنات آرزویتان را به شیوه ای که خودش درست می داند به شما برساند. این کار را تا زمانی که خواسته تان متجلی
شود انجام دهید.

 

شاگردی از استاد خود پرسید
خواهش می‌کنم به من بگو از کجا باید یک انسان خوب را تشخیص دهم؟
جواب داد
تو نمی‌توانی از روی سخنان یک فرد، تشخیص دهی که او یک انسان خوب است؛
حتی از ظاهر هیچ فردی نیز نمی‌توانی به این شناخت برسی،
اما می‌توانی از فضایی که با حضور آن فرد، به وجود می‌آید، او را بشناسی؛
زیرا هیچ کس قادر نیست فضایی در اطراف خود ایجاد کند که با روحش سازگاری نداشته باشد
اين يعني بازتاب شعور دروني وتشعشعات ما به هستي!!

شاگردی از استاد خود پرسید خواهش می‌کنم به من بگ


چه متن قشنگیه

قوی کسی است که,
نه منتظر میماند کسی خوشبختش کند،
و نه اجازه میدهد کسی بدبختش کند!!
هر گاه زندگی را جهنم دیدی,
سعی کن پخته از آن بیرون آیی...
سوختن را همه بلدند!!
زندگی هیچ نمیگوید, نشانت میدهد!!
با زندگی قهر نکن... دنیا منت هیچکس را نمیکشد...
یکی رفت و،
یکی موند و،
یکی از غصه هاش خوندو
یکی برد و،
یکی باخت و،
یکی با قسمتش ساختو
یکی رنجید،
""یکی بخشید""

یکی از آبروش ترسید
یکی بد شد،
یکی رد شد،
یکی پابند مقصد شد
تو اما باش،
"""خدا اینجاست..."""
با خود عهد بستم که به چشمانم بیاموزم،
فقط زیبائی های زندگی ارزش دیدن دارد،
و با خود تکرار می کنم که یادم باشد،
هر آن ممکن است شبی فرا رسد،
و آنچنان آرام گیرم که دیدار صبحی دیگر برایم ممکن نگردد،
پس هرگز به امید فردا "محبت هایم را ذخیره نکنم "،
و این عهد به من جسارت می دهد که به عزیزترین هایم ساده بگویم
خوشحالم که هستید و هستم ....


هرگز برای عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش! گاهی در انتهای خا

 

چه متن قشنگیه قوی کسی است که, نه منتظر میماند کسی خوشبختش کند

books تو عقب خوشبختی پرسه می‌زنی. با دیپلم، با مدرک، با پول، با شوهر. با این چیزها آدم خوشبخت نمی‌شود. باید درد زندگی را تحمل کرد تا از دور، خوشبختی به‌آدم چشمک بزند ببین، من علیل هستم. شاید هم سل دارم نمی‌دانم، در هرصورت بیمار و علیل هستم. مادرم مرا در اتاق کوچکی ته‌باغ به‌طوری که صاحبخانه شیون او را نشنود به‌دنیا آورده. در آن اتاق پر از نم، بیمارپرورده شده‌ام. خودم می‌دانم که عمر من زیاد طولانی نیست چندسال دیگر بیشتر زندگی نخواهم کرد. اما خوشبخت هستم. برای من یقین است که کاری که انجام می‌دهم، در عرض ده‌سال دیگر اقلأ صد بچهٔ معلول نجات پیدا خواهند کرد. این مرا خوشبخت می‌کند این لذتی است که از مبارزه نصیب من می‌شود.

چشمهایش | بزرگ علوی | انتشارات نگاه

شخصی از خدا دو چیز خواست......
یک گل و یک پروانه......
اما چیزی که به دست آورد
یک کاکتوس و یک کرم بود......
غمگین شد.با خود اندیشید شاید خداوند من را
دوست ندارد و به من توجهی ندارد......
چند روز گذشت......
از آن کاکتوس پر از خار گلی زیبا روییده شد و
آن کرم تبدیل به پروانه ای شد......
اگر چیزی از خدا خواستید و چیز دیگری دریافت کردید
به او اعتماد کنید.........
خارهای امروز گلهای فردایند.....

+++

چقدر تاريخمان را ميدانيم؟

بسیاری از مردم به‌تقریب می‌دانند که سلجوقیان پس از غزنویان آمدند و خوارزمشاهیان پس از سلجوقیان، اما من دانشجویانی را دیده‌ام که نمی‌دانستند نهضت ملی نفت در زمان پهلوی اول بود یا پهلوی دوم. ایرانیان، قطعه‌هایی از تاریخ را هزار بار شنیده‌اند و می‌دانند، اما تمایلی به شنیدن مهم‌ترین بخش‌‌های تاریخ معاصرشان ندارند.
اگر از آنان بپرسند که استبداد صغیر مربوط به چه دوره‌ای است و چرا آن را «صغیر» می‌نامند، مات و مبهوت به پرسش‌گر نگاه می‌کنند.

آیا در صد و بیست سال گذشته، یک ایرانی را می‌توانید پیدا کنید که یک بار برای میرزا یوسف‌خان مستشار الدوله اشک ریخته باشد؟ نه! چرا؟ چون ایرانی نمی‌داند او کیست. او کسی بود که با نوشتن «رساله یوسفی» و «یک کلمه»، می‌خواست قانون را جایگزین سلطنت مطلقه ناصری کند و به همین جرم ماه‌ها در سیاهچال قجری، کتک خورد.
شکنجه‌گر او موظف بود که او را با کتابش کتک بزند. آنقدر کتاب «یک کلمه» را بر سر میرزا یوسف کوبید که کور شد و در همان حال در گوشه زندان، در نهایت غربت و مظلومیت درگذشت.

از این روضه‌های جانسوز در تاریخ ما کم نیست. کسی می‌داند محمدعلی شاه، روزنامه‌نگارانی همچون صوراسرافیل و ملک المتکلمین را چرا و چگونه کشت؟ آن دو را همراه قاضی ارداقی، آنقدر در باغ شاه و در جلو چشم شاه، شکنجه کردند که وقتی مُردند، شکنجه‌گران خوشحال شدند؛ چون دیگر توان و نیرویی برای ادامه شکنجه نداشتند. به گمان من عاشورای تاریخ معاصر ایران، دوم تیر است؛ روزی که بهترین فرزندان این سرزمین زیر سخت‌ترین شکنجه‌ها، کلمه مشروطه و عدالت‌خانه و آزادی را فریاد کشیدند. آن روز محمدعلی شاه فرو ریخت؛ چون باورش نمی‌شد که چند جوان فُکلی این همه بر سر مرام و عقیده خود پایداری کنند.
ایرانی نمی‌تواند درباره چگونگی برانداختن پادشاهی پهلوی ، بر پایه منابع و آگاهی‌های مستند، چند دقیقه سخن بگوید؛

آیا جماعت ایرانی درباره سردار اسعدبختیاری و علت لشکرکشی او به تهران، بیشتر می‌داند یا درباره قیام مختار؟ چند ایرانی را می‌شناسید که نام تیمورتاش و علی‌اکبر داور را شنیده باشد؟ و چند ایرانی را می‌شناسید که نام خواجه نظام الملک طوسی را نشنیده‌ باشد؟

کسی که نمی‌داند علی‌اکبر داور کیست، نخواهد دانست که دادرسی در ایران چه مسیری را طی کرده است و ما در کجا توقف کردیم. کسی که زندگی تیمورتاش را نداند، از کجا بداند که رضاشاه چگونه پادشاهی بود و رژیم پهلوی چگونه شکل گرفت؟ کسی که درباره حکمرانان کشورش در دوره معاصر، مهم‌ترین اطلاعات را نداشته باشد، چه درکی از «تحول» و «تغییر» و «آینده» دارد؟

چند ایرانی را می‌شناسید که بداند چرا در مجلس پنجم مشروطه از پیشنهاد تغییر سلطنت قاجار به جمهوری، استقبال نشد؟ چرا بازدیدکنندگان از «خانه مشروطیت» در تبریز به اندازه زائران یکی از امامزاده‌های کاشان نیست؟ آیا مردم ایران می‌دانند چرا انگلیسی‌ها رضاشاه را تبعید کردند؟ آیا کسی می‌داند چرا ناصر الدین شاه مخالف تدریس جغرافیای بین الملل در دارالفنون بود؟ این دانستنی‌ها برای ما به اندازه باران برای باغ لازم است...

مدرسه به معنای امروزی آن، به همت میرزا حسن رشدیه و کسانی همچون میرزا نصر الله ملک المتکلمین در ایران پا به عرصه وجود گذاشت. پیش از او و هم‌فکرانش، فرزندان ایران در مکتب‌خانه‌ها «الف دو زَبَر اَن، دو زیر اِن، دو پیش اُن» می‌خواندند. او برای اینکه علوم جدید را جزء مواد درسی مدارس ایران کند، خون دلی خورد که شرح آن بگذار تا وقت دگر. قبر او در یکی از قبرستان‌های قم است.
تاریخ نیاز دارد دوباره خوانده شده و درباره آن اندیشه صورت گیرد.

نه با قصد غرق کردن خود در گذشته بلکه برای ساختن امروز و برنامه ریزی بهتر برای فردا و البته استفاده کاربردی در جهت یکپارچگی بیشتر از پیش مردم...نه به قصد محکوم کردن مذهب بلکه به قصد آگاهی ازهویت وتاریخ خود وعدم تکرار اشتباهات گذشته

چگونه احساس بد شما تبدیل به احساس خوب شود.

در این مقاله میخواهیم 7 کاری به شما معرفی کنیم که باعث میشود خیلی سریع احساس بد شما تبدیل به احساس خوب شود.
 
تکنیک های کاربردی دکتر وینچ برای اینکه در کمتر از 5 دقیقه احساس خوبی پیدا کنید
بعضی روزها انگار هیچ چیز نمیتواند حال شما را خوب کنید…
خسته و کلافه از همه فراری هستید و دوست ندارید حتی با کسی راجع احساساتتان صحبت کنید.

همه مان همچین روزهایی را تجربه کردیم.
مخصوصا در فصل پاییز و زمستان به علت تغییرات و کمبود نور خورشید این احساس غم پنهان در وجود ما بیشتر میشود؛ حتی اگر کار خاصی هم نکردیم انگار خسته هستیم و حال و حوصله هیچ کاری رو نداریم.

خب درسته، بعضی روزها واقعا احساس خوبی داشتیم.
این را هم میدانیم که داشتن این احساس بد، هیچ کمکی به ما نمیکند… باید راهی برای فرار از آن پیدا کنیم و خیلی سریع از شر آن خلاص شویم اما دستمان به هیچ کاری نمیرود.

دلیل همچین احساساتِ بـــدی میتواند آب و هوای پاییزی باشد، یک روز پراسترس و خسته کننده، جر و بحث با دوستتان و یا حتی بگومگویی که همکارانتان با همدیگر داشتند، باشد.

زیاد مهم نیست دلیل آن چیست.
مهم این است که میدانیم این احساس بد به ضرر ماست و باید هرچه زودتر تغییر کند.

احساس کردن و نگه داشتن این احساس به شدت میتواند بر روی کارتان تاثیر بگذارد :

جواب مشتریان را به تندی میدهید
تحمل رفتار همکارانتان را نخواهید داشت و ممکن است به آنها پرخاش کنید
تصمیمات سریع و غلط میگیرید
نه تنها در محیط کار، بلکه در زندگی غیرِ کاری تان نیز مشکل ایجاد میکند :

از دوستانتان دوری میکنید
ممکن است نزدیکانتان را از خودتان برنجانید
دید منفی به تمام امور زندگی پیدا خواهید کرد
هیچکس تعجب نمیکند چرا حال و هوای و احساساتمان تا اینقدر میتواند سریع تغییر کند. همه مان شاد شدن از شنیدن یک خبر خوب در انتهای یک روز بد تا ناراحت شدن از حتی فکری که به ذهن تان رسیده در انتهای یک روز خوب، باخبر هستیم و آنرا تجربه کرده ایم.

آنچه در این مقاله میخواهیم به آن بپردازیم این است که چطور در کمتر از 5 دقیقه حال و هوا و احساساتمان را تغییر بدهیم و بهتر شویم؟

اگر میخواهید یادبگیرید چطور خیلی سریع احساس خوبی پیدا کنید و زندگی تان را بر روی روال مشخصی که میدانید، ببینید این مقاله برای شما نوشته شده است، زیرا میخواهیم تحقیقات دکتر گای وینچ را به صورت مختصر و مفید و کاربردی به شما معرفی کنیم؛

روانشناس بنام دکتر وینچ تحقیقاتش را در کتاب پرفروشش با عنوان “جعبه کمک های اولیه احساس : چطور احساس بد را درمان کنید“ آنچه را که لازم است انجام دهید تا خیلی سریع در کمتر از 5 دقیقه به احساس خوب دست پیدا کنید به صورت کامل و با جزئیات دلایل روانشناختی اش شرح داده است.

ما در این مقاله میخواهیم تنها به تکنیک های کاربردی اشاره شده در این کتاب بپردازیم تا بتوانید از همین الان از آنها استفاده کنید. لازم به ذکر است هرکدام از تکنیک هایی که در ادامه میخوانید پشتوانه علمی و روانشناسی دارند که توضیح کامل آنها از حوصله این مقاله خارج است.


آماده دریافت یک احساس فوق العاده خوب هستید؟ کافیست تکنیک های زیر را همین الان اجرا کنید :

به عقیده دکتر وینچ داشتن یک احساس بد غیرطبیعی نیست، بلکه عدم توجه به آن و اجازه دادن به آن برای جهت دهی و رفتار شماست که غیرطبیعی و مضر است.

احساسات بد میتوانند خیلی راحت و بدون کمترین صرف انرژی وارد زندگی تان شوند.
برای مثال کافیست؛

تولد دوست تان را فراموش کنید
کارهایی که باید انجام میدادید را انجام ندادید
در شبکه های اجتماعی عکس تان به حد کافی لایک نخورده باشد
دیر به محل کارتان برسید
دوستتان پاسخ تلفن شما را ندهد
و …
به همین سادگی این فکر تولید احساس بد خواهد کرد و رفته رفته این احساس باعث سرزدن رفتار غلط از شما میشود که به نفع شما نخواهد بود. اما آنچه باعث شگفتی دکتر وینچ در تحقیقاتش شد امکان کنترل بیش از 50% احساسات روزمره توسط کنترل افکار و کارهای روزمره است !
 

شنیدن موزیک دلخواهتان با صدای بلند (و حتی همخوانی با آن !)
در سال 2013 تحقیقی توسط دانشگاه Missouri انجام شد که نشان داد احساس افراد با شنیدن موسیقی با صدای بلند تحریک میشود و بهتر میشود.
شاید برایتان اتفاق افتاده باشد که در اتومبیل دوستتان آهنگی را که دوست نداشتید، با صدای بلند پخش شده و کم کم احساس خوبی نسبت به آن پیدا و ارتباط برقرار کردید؟
این دقیقا موردی است که در این بررسی ها نتیجه شد.

بنابراین از این به بعد هروقت احساس بدی داشتید، صدای موسیقی را بلند کنید و فقط لذت ببرید.
حتی اگر نسبت به این کار حس خوبی نداشتید، فقط انجامش دهید…



یک قهقه از ته دل تان داشته باشید
براساس تحقیقات انجام شده توسط دانشگاه Stanford انجام شد، نشان داده شد که قهقه و خنده های بلند باعث ترشخ دوپامین در مغز انسان میشود.
دوپامین دقیقا همان ماده ای است که به شما احساس خوب و شادی میدهد؛ مانند زمانی که تاب بازی میکنید و یا سرسره بلندی سوار میشوید.

و البته، قهقه و خنده بلند، باعث میشود اکسیژن به بدن شما بیشتر برسد.
زیرا دریچه دیافراگم شما به سرعت و شدت باز و بسته میشود و اینکار نیاز به دفع و جذب اکسیژن دارد که ناخودآگاه بیش از حد مورد نیاز اکسیژن به بدن شما میرسد و با اینکار احساس خوب و بهتری پیدا میکنید.

پس دفعه بعد اگر احساس خوبی پیدا کردید؛ یک فیلم کمدی نگاه کنید، از دوستتان بخواهید برایتان جوک تعریف کند و یا خودتان بدون دلیل فقط بخندید…



قدمی در محله تان بزنید (حتی تنهایی و در روز…)
” افرادی که در طول روز زمان بیشتری در برابر آفتاب قرار میگیرند، به نسبت دیگران کمتر مشکل خواب دارند و کمتر احساس افسردگی میکنند. ” این نتیجه تحقیقات دانشگاه کالیفرنیا بود.
نور خورشید، نه تنها باعث روشنایی میشود؛ بلکه باعث سرزندگی شما هم میشود.
سعی کنید در طول روز بیشتر در برابر نور خورشید باشید، قدم بزنید و آنرا احساس کنید؛ اینکار باعث میشود نه تنها کمتر مشکل خواب و احساس افسردگی داشته باشید، بلکه هشیاری بیشتری نسبت به دیگران پیدا کنید.

و از طرفی دیگر، فعالیت روزانه میتواند شما را از احساس بد و غم دور نگه دارد.
شما اگر به صورت میانگین 30 دقیقه در روز فعالیت فیزیکی داشته باشید؛ به زبان دیگر اگر ضربان قلب شما به 40 برسد، حال و هوای شما بهتر میشود.



پارازیت ضدایی کنید…
پارازیت چیست؟ افکار و صداهایی که مدام در ذهن شما شنیده میشوند :
پس کار فردا رو کی انجام بدم؟
شاید نتونم تمومش کنم
اگر تمومش نکنم چی میشه…
شاید اخراجم کنند
شاید دوستم نداره… معلومه اصلا…
این افکار که بدون هیچ سند و مدرکی در ذهن شما در جریان هستند چیزی جز پارازیت بر روی باورهای خوب و سالم تان نیستند. در حدی که میتوانند باعث شکست شما شوند و اگر ورود آنها را ممنوع کنید خیلی راحت روزهایتان به سمت موفقیت سپری شود.



یک نفر را بقل کنید
یکی از جالب ترین تحقیقات دانشگاه Miami این بود…
“بقل کردن افرادی که دوست شان دارید، میتواند افسردگی را از زندگی شما دور کند…” آنچه در این تحقیقات کشف شد، اثر مجاورت لمس پوست دو نفر توسط یکدیگر و تاثیر آن بر احساسات همدیگر بود.

زمانی که شما مادر، پدر و یا دوستتان را بقل میکنید، اینکار باعث میشود با لمس پوست و تماس دستان یکدیگر آکسیتاکین در بدن شما ترشح شود که یکی از مهم ترین ماده های دفع غم و افسردگی است.

برای مثال، میتوانید حتی خودتان گردن خودتان را با دستانتان بگییرید، ماساژ دهید، تا احساس خوبی که حاصل میشود را درک کنید.



راجع به اتفاقات خوب گذشته فکر کنید
روانشناس مشهور مجله Psychology Today خانم سوزان بایلی یافته های جالبی در مورد تاثیر افکار گذشته بدست آورده است که در این مجله به چاپ رسید و به شرح زیر است :
” اگر میخواهید احساس بدتان را خیلی سریع تغییر دهید؛ کافیست خیلی سریع به

3 موقعیت خوب و شادی که در گذشته داشتید فکر کنید
3 اتفاق خوشایند اخیر را مرور کنید
3 خاطره خوب و شادی که با دوستانتان داشتید را به خاطر بیاورید
و تا جایی که میتوانید این افکار را با جزئیات به خاطر بیاورید “

اینکار ساده ذهن شما را به صورت شبیه ساز در موقعیت گذشته قرار میدهد و باعث فریب احساساتتان و تمرکز آنها از موقعیت فعلی به موقعیت گذشته میشود.



به خودتان اجازه بدهید که غـــُر بزنید !
روانشناس بنام لئون سلتز بر اساس آخرین تحقیقاتِ منتشر شده اش در Psychology Today معتقد است “غر زدن علارغم باور عمومی میتواند باعث آرامش و تخلیه روحی شود…“
چطور چنین چیزی ممکن است؟
کافیست یک دوست، پدر، مادر، خواهر یا برادر یا هرکسی که بتوانید به او اعتماد کنید و بدانید به حرف های شما گوش خواهد داد را پیدا کنید و راجع به مشکل و پیش آمدهای بد زندگیتان غر بزنید، گلایه و ناله کنید و از وضع بد زندگی برایش بگویید.

بر اساس تحقیقات دکتر سلتز، شما با اینکار باعث تخلیه احساسی میشوید و افکاری که در ذهن دارید را با کلمات بیرون میریزید و دیگر احساس انباشت یک عالمه فکر در سرتان نخواهید داشت.

پس فقط زمانی که 6 تکنیک فوق پاسخ ندادند، شروع به استفاده از تکنیک غر زدن کنید و مطئمن باشید که این کار تبدیل به عادت نشود.
 
آموزش مجازی زبان انگلیسی ایلرنی برتری چشم گیر نسبت به کلاس های حضوری و دوره های مجازی فعلی -کارآمدترین نسل جدید آموزش -رفع کاستی های یک کلاس حضوری -یکی از با کیفیت ترین و موفقترین دوره های آموزش زبان انگلیسی در کشور -بهره گیری ازفناوری های آموزشی روز دنیا -کاهش هزینه و زمان رفت و آمد به کلاس زبان -تنظیم ساعات دلخواه بر ای شرکت در فعالیت ها -شهریه کمتر- آموزش مفید تر -استفاده از متدهای برتر دنیا مناسب برای فارسی زبانان

7 تابلو موفقيت در اتاقتان:

7 تابلو موفقيت در اتاقتان:

تابلو سقف:اهداف بلند داشته باش.
تابلو ساعت:هر دقيقه با ارزش است.
تابلو آيينه: قبل از هر كاري بازتاب آن را بينديش.
تابلو پنجره:به دنيا بنگر.
تابلو دریچه کولر: خونسرد باش
تابلو تقويم: به روز باش.
تابلو در: در راه هدفهايت ، سختيها را هل بده و كنار بزن.